عامل و معلول خشونت‌های خانگی (قسمت دوم)

عامل و معلول خشونت‌های خانگی (قسمت دوم)

تفکرات فرهنگی منسوخ رایج در کشور نیز به بروز خشونت از سوی مردان دامن می‌زند. بر اساس این تفکرات، نقش مرد به عنوان نقش غالب در خانواده تعیین شده و به مردان این حق داده می‌شود که امر صادر کرده و زنان هم از آنها اطاعت کنند و اگر غیر از این رفتار صورت بگیرد، اعمال رفتار پرخاشگرانه منعی از جانب آنها نداشته باشد. به همین دلیل یکی از مداخلات ضروری و اصولی، آگاه‌سازی افراد است.
بر پایه یکی از تحقیقات انجام شده در این زمینه، بحثی تحت عنوان «خشونتِ ادراک‌شده» مطرح شده است و آن زمانی است که علاوه بر ایجاد خشونت، فرد در درون خود احساس می‌کند که یک قربانی است. این‌که فردی بگوید قربانی خشونت نیست، لزوماً مساوی با این نیست که رفتار خشن بر روی او اعمال نشده است. حدود ۴۰ درصد از زن‌ها با خشونت مواجه شده‌اند و تنها ۲۰ درصد از آنها گفته‌اند که قربانی خشونت هستند. این به این معنی است که تمامی زن‌های قرار گرفته در معرض این آسیب خود را قربانی خشونت نمی‌دانند. با بررسی انجام شده بر روی هر دو گروه (آنهایی که خود را قربانی می‌دانند و آنها که نمی‌دانند) مشخص شد که هر دو گروه به یک میزان آسیب روانی را متحمل شده‌اند. بنابراین فرد چه بداند مورد خشونت واقع شده و چه نداند، آسیب‌های آن را دریافت کرده است.


برخی از جامعه‌شناسان معتقدند که خشونت اعمال شده با قبول باورهای فرهنگی آسیبی را متوجه فرد نمی‌کند، زیرا یک امر پذیرفته شده است، در حالی که بر اساس این تحقیق نشان داده شده است که حتی زمانی که فرد به خشونت اعمال شده نسبت به خود آگاه نیست به همان میزان ضربه می‌خورد که فرد واقف به خشونت لطمه می‌خورد. و چه بسا این آسیب بیشتر باشد؛ زیرا کسی که آگاه است درصدد حل مشکل خود برمی‌آید.
بسته به مرحله‌ای که فرد درآن قرار دارد می‌توان برای درمان مداخله کرد. هر نوع تغییر رفتاری در جهت کاهش اثرات خشونت در زندگی فرد باید همراه با آمادگی باشد. درمان افسردگی و اضطراب، مستقل از رفع خشونت، به فرد کمک می‌کند و عزت نفس بهتری برای او فراهم می‌آورد و او را از این افکار که خود را مقصر و قربانی دانسته و احساس گناه می‌کند نجات می‌دهد. در واقع، این موقعیت باعث می‌شود فرد در سطح اجتماع خود را مقصر دانسته و این مسأله را مخفی کند و این سیر مخفی‌کاری باعث تکرار خشونت می‌شود. برای این‌که خشونت مخفی نشود لازم است فرد عزت نفس داشته باشد وخود را مستقل از این مسأله ببیند. در جریان مشاوره سعی می‌شود فرد عزت نفس را به دست بیاورد و برای حفظ زندگی مسأله را مدیریت کند.


در اکثر مواردی که فرد خشونت می‌بیند، هم قربانی و هم فرد خشونت‌گر نیاز به مداخله درمانی دارند و ما نباید تنها یک طرف مسأله را ببینیم. بهتر است به هر دو کمک شود که رفتار خود را اصلاح کنند. لازم به ذکر است که این بحث در ارتباط با افرادی مطرح شد که هیچ گونه اختلال روانی و مسأله جدی روانی ندارند و عوامل دیگری نظیر باورهای فرهنگی، استرس اجتماعی و یا روش‌های تربیتی در بروز رفتارهای خشونت‌آمیز آنها دخیل بوده است.
در مواردی خشونت ناشی از وجود بیماری‌های روانی است. این میزان از موارد خشونت حدود ۱۲ درصد است. در برخی موارد دلایل خشونت این افراد از مشکلات درونی ناشی شده و ربطی به مشکلات بیرونی ندارد. ولی گروه بیشتری از آنها به دلیل تحریک‌پذیری‌ای که دارند مرتکب رفتار خشونت آمیز می‌شوند. به طور مثال، فرد در خانه را می‌زند و در دیرتر از حد معمول باز می‌شود و او به مدت طولانی‌تری پشت در می‌ماند. به طور طبیعی هر فردی که این حالت را تجربه می‌کند ممکن است دچار استرس شود، ولی با خود گمان می‌کند حتماً دلیلی وجود دارد ولی فرد تحریک‌پذیر به محض این‌که در باز می‌شود عصبانی شده و رفتار خشونت‌آمیز بروز می‌دهد و گاه این رفتار بسیار خشن است. لازم به ذکر است افرادی که به دلیل بیماری رفتار خشونت‌آمیز مرتکب می‌شوند معمولاً تنها نسبت به همسر خشونت نمی‌کنند، بلکه در مقابل سایرین هم این کار را انجام می‌دهند. بر این اساس، گستردگی و شدت زیاد و فواصل کم ارتکاب رفتار خصمانه بیانگر وجود دلایل زمینه‌ای روانی در بروز رفتار خشونت‌آمیز است.


در حدود ۴۰ درصد موارد، مردان و در ۵۳ درصد موارد، زنان اقرار کرده‌اند که در معرض خشونت هستند. حال از این تعداد ۵۳ درصد از زنان، ۳۳درصد تجربه خشونت جسمی داشته‌اند در حالی که همین آمار در مردان ۱۳ درصد است. از این جهت تفاوت خشونت زن و مرد بسیار است. در مورد اعمال محدودیت در رفت‌وآمد با فامیل، ۲۱ درصد زنان و ۱۷ درصد مردان در معرض خشونت قرار گرفته بودند. این از مواردی است که تقریباً در زن و مرد مشابه است. رفتار دیگری که در زن ومرد تقریباً مشابه است، قهر کردن است و این رفتار ۵۰ درصد از سوی مردان و از جانب زنان ۴۸ درصد است.

 

برگرفته از مصاحبه‌ای با دکتر مریم رسولیان، روان‌پزشک و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.