بحران در جامعه (قسمت سوم)

بحران در جامعه (قسمت سوم)

تعریف مداخله در بحران
مداخله در بحران مراقبت فوری و کوتاه مدت روانی با هدف کمک به افراد در وضعیت بحران برای بازگرداندن تعادل به عملکرد زیستی و روانی خود و همچنین به حداقل رساندن پتانسیل آسیب های روانی طولانی مدت است.

مداخله در بحران فعالیتی است که بر موقعیت پر خطر در زمان حال و همچنین مشکلاتی که وقوع بحران را تسریع می نماید تمرکز دارد. با مداخله در بحران های ناشی از وقایع سعی بر کاهش فوری و دائمی نشانه ها می شود. و تلاش برای آموزش روش های جدید برای مقابله با بحران های آتی انجام می گیرد. بنابر این مداخله در بحران بر اینجا و زمان حال تمرکز دارد و برای حل مشکل در صورتی بر گذشته متمرکز می شود که با زمان حال مرتبط باشد.

بنابراین زمان مداخله در بحران از اهمیت بسیاری برخوردار است. نظریه مداخله در بحران به روش فردنگر و اصلاح طلب که تمرکز کمی بر تغییرات اجتماعی دارد، و به سمت نظریه های فشرده، متمرکز و ساختارمند گرایش دارند که به مشکلات فوری، عملی و اضطراری می پردازند.

بنابراین می توان گفت که مداخله در بحران فرد نگر و اصلاح طلب است، و به دنبال تغییرات اجتماعی وسیعی نیست و حالت اورژانس دارد و به مشکلات فوری، عملی و اضطراری می پردازد.

مداخله در بحران باید بسیار سریع انجام شود. و کوتاه مدت است یعنی در همان ابتدای وقوع بحران تا مدتی پس از آن ارائه می شود. و هدف آن بازگردادن تعادل زیستی و روانی فرد و به حداقل رساندن پتانسیل آسیب های روانی طولانی مدت است.

مداخله در بحران را برای چه مسائلی می توان به کار برد؟

مداخله در بحران را می توان برای شمار زیادی از مشکلات به کار برد. مثل تجاوز جنسی، بیماری جسمی، استرس، جنگ، استرس پس از حادثه، تفکرات خودکشی، وابستگی شیمیایی، فقدان های شخصی، خشونت در مدرسه، خشونت همسر و استرس خانوادگی.

بنیاد نظریه ای زیر بنایی مداخله در بحران
مفاهیم اساسی مداخله در بحران برگرفته شده از ابعاد مرتبط با خود و نظریه سیستمی بوم شناختی است. در نظریه سیستمی بوم شناختی مفاهیمی چون همزیستی، عدم تعادل، و عدم وابستگی پایه های مداخله در بحران را می سازند و در روش های روان شناختی با به کار گیری الگو های شناختی رفتاری همچون واقعیت درمانی، درمان های رفتاری شناختی و هیجانی در جهت افزایش سازگاری فرد با شرایط حاصل گردیده اقدام می شود.

درمان های شناختی رفتاری متمرکزند بر ادراک و تاثیراتی که شناخت فرد بر باورها و احساس ها و رفتار ها در مقابله با بحران ها دارد. افراد در شرایط بحرانی پیش آمده ممکن است ادراک های متفاوت، احساس های گوناگون، و عکس العمل ها و مهارت های متفاوت را در کنار آمدن با مشکل داشته باشند.

مدل ها و الگو های مداخله در بحران
برای مداخله در بحران الگوهای متفاوتی مطرح شده است که در این پژوهش تنها برخی از این مدل ها نام برده می شود و فقط به بیان مختصر دو مدل می پردازیم.

الگوی سه مرحله ای مایر
 الگوی کنل ABC 
الگوی 7 مرحله ای مداخله در بحران روبرتز
الگوی 6مرحله ای مداخله در بحران جیمز و گیلی لند

ابتدا به بیان توضیحاتی در مورد سه مدل بازسازی، مدل کاهش فشار روانی و مدل سیستمی در مداخله در بحران می پردازیم.

 

الف. مدل بازسازی
در این مدل جهت گیری و توجه اصلی مددکار اجتماعی بر فرد درگیر در بحران است. یعنی به طور عمده بر فرد درگیر در بحران تمرکز دارد و تحت کنترل درآوردن علائم بحران و بازگرداندن فرد به وضعیت سطح عملکردی قبل از بحران. در این مدل تلاشی در جهت تحلیل مشکلات و عوامل به وجود آورنده آن انجام نمی گیرد. مثال درمان آسیب های نظامیان نمونه ای از رویکرد بازسازی نسبت به درمان است.


ب. مدل کاهش فشار روانی
هدف مددکار اجتماعی در این مدل برطرف نمودن استرس ناشی از رخداد های فشار زا و دستیابی به راه حل موفقیت آمیز جهت برطرف سازی فشار روانی ایجاد شده در نتیجه رخداد ویژه ای است که به تازگی شرایط زندگی فرد را
دچار بحران نموده است. تاکید این مدل برایجاد و گسترش مهارت حل مسئله و پذیرش است. این مدل بر خلاف مدل بازسازی که تنها به شرایط  ویژه فرد در موقعیت کنونی تمرکز می کند، در جهت توانمند سازی فرد در رویارویی با سایر رویداد های نیز توجه دارد.


ج. مدل سیستمی
این مدل شامل درگیر سازی محیط خارجی فرد در فرایند مداخله می باشد. مددکار اجتماعی در این مدل معتقد است که ویژگی های فرد به تنهایی سبب به وجود آمدن بحران نشده است و عوامل خارج از حیطه مسائل فردی سبب بروز بحران گردیده است. بنابراین در هنگام برنامه ریزی برای مداخله در بحران می بایست کلیه عوامل خارجی مانند خانواده و محیط اجتماعی فرد درگیر شوند. در این مدل فرد، خانواده وی و اجتماع به هم پیوسته و در تاثیر و تاثر مداوم هستند. لذا لازمه مداخله در بحران ایجاد تغییرات در کل اجزای سیستم است.

جیمز و گیلی لند سه الگو را درباره مداخله در بحران مشخص می کنند که عبارتند از:
1. الگوی تعادلی 2. الگوی شناختی 3. الگوی تحول روانی اجتماعی

الگوی تعادلی
رویکرد اصلی کاپلان است. به افراد این طور نگاه می شود که در حالت عدم تعادل روانی قرار دارند و باید به حالت ثابتی بازگردند که در ان بتوانند به نحو موثری با مشکلات در زندگی شان برخورد نمایند.

الگوی شناختی
مربوط به کار روبرتز است. افراد این طور دیده می شوند که به شیوه غلطی درباره رویداد هایی که بحران را فراگرفته اند؛ فکر می کنند.

الگوی تحول روانی اجتماعی
مربوط به مراحل رشد اریکسون است. افراد اینطور دیده می شوند که به مثابه بخشی از رشدشان تغییر روانی اجتماعی مهم و خاصی را تجربه می کنن .

الگوی 7 مرحله ای مداخله در بحران رابرت
این الگو در سال 2005 توسط رابرت تدوین شده است و بر سه بعد تمرکز دارد.

1. ارزیابی 2. مداخله 3. درمان

هدف این الگو در مرحله اول ارزیابی از موقعیت بحرانی است. در ارزیابی به نکات زیر توجه می شود.

1. عوامل بحران زا 2. آسیب های روانی اجتماعی به افراد  3. منابع کمک رسان 4. ارجاع

در بعد دوم که مداخله است؛ مددکار اجتماعی به اراده خدماتی می پردازد که درمانهای کوتاه مدت را به دنبال دارد. و خدمات ارجاعی را دنبال می کند. نوع خدمات در برگیرنده مداخلات سریع است و خدماتی را که براورده کننده نیاز ها و یا منجر به آسودگی خاطر فرد آسیب دیده می شود. در بعد سوم مداخله در جهت درمان و بازتوانی آسیب ها است. در این بعد جست و جوی خدماتی مورد نظر است که برای درمان و حل مشکلات پس از سانحه موثر باشد. مثل راهکار هایی در جهت مدیریت استرس برای پیشگیری از فرسودگی های مزمن در افراد حادثه دیده و همچنین درمان افرادی که واکنش های روانی حادی پس ازحادثه دارند.


مراحل کار در الگوی 7 مرحله رابرت

1. برنامه ریزی برای هدایت روند ارزیابی بحران
همانگونه که مطرح گردید یکی از ابعاد مورد توجه در الگوی رابرت ارزیابی است. در این ارزیابی عوامل خطر آفرین و عوامل ایمنی بخش و مثبت در فرایند ساماندهی افراد آسیب دیده مورد بررسی قرار می گیرد. عمق بحران، هیجانات مراجعان، نیاز های روانی فرد و منابع موثر در کنار آمدن مراجعان با بحران شناخته شود و شکاف بین عملکرد قبلی و فعلی فرد مورد ارزیابی قرار گیرد و مهارت های کنار آمدن با بحران در فرد بررسی شود.

2. ایجاد سازگاری و تسریع در ایجاد ارتباط
این مرحله به چگونگی ایجاد ارتباط میان مددکار اجتماعی و افراد آسیب دیده می پردازد . وظیفه اصلی مددکار اجتماعی در این مرحله برقراری ارتباطی توام با احترام و پذیرش است که در سایه احساس امنیت فرد در حضور مددکار اجتماعی حس ایمنی در او شکل می گیرد. و توانایی سازگاری فرد با موقعیت جدید حاصل می شود. از جمله ابزار هایی که دستیابی مددکار اجتماعی به این هدف را تسهیل می سازد، مهارت گوشس دادن فعال، و ارتباط توام با همدلی، حمایت غیر مشروط، تقویت مثبت، احساس همبستگی، دادن دلگرمی، ارائه بازخورد از تفکرات و احساسات است .

3. تشخیص مشکلات اصلی
مددکاران اجتماعی در فرایند مداخله در بحران می بایست به مراجعان کمک کنند که مشکل اصلی را بشناسند. لذا در این مرحله مشخص کردن نیاز های عاطفی، زیستی و اجتماعی فرد از اهمیت شایانی برخوردار است. و برآورده ساختن آنها منجر به دستیابی به احساس سلامت و آسایش می گردد. در این مرحله مددکاران اجتماعی باید به مراجعان کمک کنند تا علاوه بر اینکه مشکل اصلی را بشناسند، آگاه کردند که مشکل آنها پویا است و بر سایر ابعاد زندگی آنها تاثیر می گذارد. و در کار با مددجو به مشکل فعلی او می پردازیم و اگر به مشکلات قبلی توجه کنیم به منظور حل مشکلات فعلی است. در این مرحله باید به دیدگاه مددجو در رابطه با مشکل نیز توجه شود و بررسی گردد که آِیا مددجو مشکل را بیش از حد کوچک یا بیش از حد بزرگ می بیند و یا نگاه منطقی به مشکل دارد . ونیز باید مهارت های فرد برای حل مشکل نیز مورد توجه قرار گیرد.

4. کنار آمدن با هیجانات و احساسات
از جمله فعالیت هایی که مددکاران اجتماعی در کار با افراد آسیب دیده در بحران ها انجام می دهند، شناخت احساسات و هیجانات آنها در مورد حادثه ای است که رخ داده است. مددکاران اجتماعی با پذیرش فرد گرفتار آمده در بحران و با گوش دادن فعالانه به حرف های او نسبت به عواطف و پندارهایش در مورد مشکل واقع گردیده؛ آگاه می شوند و زمینه حمایت روانی مناسب را برای او فراهم می کنند. بنابراین مددکاران اجتماعی با گوش دادن فعال، انعکاس احساس و رفتار فرد به او، به فرد کمک می کنند تا نسبت به احساسات خود آگاه شوند. تشویق به برون ریزی هیجانات با هدف آگاه شدن و تسلط بر احساسات به فرد گرفتار در بحران کمک خواهد کرد تا با تسلط بر احساسات خود بهتر در جهت حل مشکل تمرکز و اقدام نماید.

5. شناخت و به کار گیری نیروها و منابع پیرامون
مددکاران اجتماعی با شناسایی نقاط قوت فرد و منابعی که امکان بهره گیری از آنها برای حل مشکل وجود دارد، می توانند روند کنار آمدن با مشکل را تسهیل نمایند.

آرزو دولت فرد_مددکار اجتماعی

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.