بحران در جامعه (قسمت دوم)

بحران در جامعه (قسمت دوم)

نظریه های رسمی بحران ابتدا در رشته های روانپزشکی، روان شناسی، و جامعه شناسی تدوین شد. ظهور نظریه بحران برای اولین بار توسط 2 روان پزشک به نام های اریش لیندمن و جرالد کاپلان در دهه 1940 تدوین شد که این اقدام پس از آتش سوزی باشگاه شبانه روزی کونات گرد که سبب مرگ 493 نفر گردید، انجام شد.

لیندمان واکنش های عمومی به بحران را اختلالات جسمی، احساس گناه، خشم، از هم گسیختگی الگو های کارکرد و اشتغال ذهنی به تصور مرگ؛ عنوان کرد. در نهایت مطالعات لیندمن و انتشار اولین مقاله وی منتهی به تدوین اولین برنامه مراقبتی سلامت روان پس از حادثه برای بازماندگان در سال 1946 گردید.

کاپلان کار لیندمن را گسترده تر کرد وی با مادران و کودکان مهاجر کار کرد. ایده مهم کاپلان این بود که همه افراد در دوره های گذر رشدی مثل حرکت به سوی نوجوانی و بزرگسالی در برابر واکنش های بحران آسیب پذیر ترند. کاپلان دو نوع بحران را متمایز کرد:

1. گذر های طبیعی زندگی 2. حوادث فاجعه بار

اولین کسی که مفهوم تعادل حیاتی را به مداخله در بحران ارتباط داد کاپلان بود. وی مراحل واکنش به بحران را نیز توصیف کرد.

در دهه 1960 لیدیا رپوپورت مددکار اجتماعی؛ اهمیت پذیرش روش های مختلف مداخله بالینی مثل روان شناسی خود، نظریه یادگیری و سایر دیدگاه ها برای مداخله در بحران را توصیف کرد. او بر اهمیت ارزیابی سریع و آمادگی متخصص برای دسترسی به قربانی تاکید داشت.

پس از او گولان در سال 1978 تاکید کرد که در دوران های بسیار دشوار بحران، مردم آمادگی زیادی برای پذیرش کمک دارند و در چنین مواردی مداخله های کوتاه مدت و فشرده با موفقیت بیشتری همراه اند.

در دهه های 1960 و 1970 جنبش پیشگیری از خودکشی گسترش یافت. مراکز پیشگیری از خودکشی، مراکز مدیریت بحران و دیگر سازمان های مشابه راه اندازی شد. خط تلفن اضطراری نیز در همین دوران راه اندازی گردید.

در دهه 1990 اقدامات مداخله در بحران با ارائه نظریه هفت مرحله ای رابرتس توسعه یافت. وی هدف از مداخله در بحران را بازگرداندن فرد به حالت تعادل، شناسایی حوادث ناگهانی و ایجاد مهارت های سازگاری در افراد مطرح کرد. پس از طوفان کاترینا در سال 2005 در امریکا پژوهش های گوناگونی در رابطه با چگونگی مداخله در چنین بحران هایی انجام شد که نکته قابل مطرح در این پژوهش ها این بود که مداخله در بحران برای بازماندگان و ارائه خدمات به ایشان می بایست با توجه به شرایط خانوادگی، فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد صورت پذیرد.

نکته مهمی که در این مورد می توان مطرح نمود این است که نظریه مداخله در بحران یکی از نطریات پویا در مددکاری اجتماعی است و با گذشت زمان و تجربه بحران های گوناگون؛ موارد جدیدی به این نظریه اضافه شده است.

نکته مهم دیگر این است که در کشور های اروپایی و امریکا، محققان و پژوهشگران در کنار مردم هستند و همزمان با وقوع رویداد ها به انجام تحقیق پیرامون آن رویداد و چگونگی مقابله بهتر و موثر تر با آن می پردازند. و از تجارب خود در مقابله با بحران های آتی بهره گیری می کنند و این امر ناظر به همان معنای فرصت و خطر بحران می باشد که با مدیریت بحران مناسب می توان یا از بحران پیشگیری کرد یا اثرات آن را کاهش داد و یا حتی آن را به یک فرصت تبدیل نمود.

 

اما متاسفانه در ایران در برابر بحران هایی مانند زلزله، پس از بحران نه تنها به انجام پژوهش پرداخته نمی شود بلکه هربار که در ایران زلزله اتفاق می افتد گویا بار اول است که این اتفاق افتاده است و هیچ آمادگی خاصی برای ان وجود ندارد.

می توان به عنوان یک پیشنهاد یکی از وظایف مددکاران اجتماعی را که در سازمان مدیریت بحران برای مددکاران اجتماعی تعریف کرد، انجام پژوهش در برابر موثر بودن یا نبودن خدمات ارائه شده توسط نهاد های گوناگون در هنگام بحران و ارائه راهکار های پیشنهادی عنوان نمود.

سیر تکوین تاریخی و مبانی قانونی تشکیلات مدیریت بحران در ایران ایران همیشه به لحاظ درگیری و جنگ ها به عنوان بحران های انسان ساز صحنه منازعات بوده است. مثل حمله اسکندر مقدونی، جنگ های ایران و روم، لشگر کشی اعراب به ایران و ... جنگ تحمیلی عراق علیه ایران. در رابطه با بحران های طبیعی هم ایران جزء ده کشور اول دنیا در بحران هیا طبیعی می باشد.

در دوران معاصر اولین زمین لرزه مربوط به شهر راور در استان کرمان است که در سال 1290 به وقوع پیوست و 70 نفر کشته داشت. و به این ترتیب در سال های گونانگون در ایران زلزله های بسایر رخ داده است. در سال 1302 زلزله در کرمان و سیرجان در سال 1303 سیل در استان گیلان و مازندران / در سال 1382 زلزله بم در استان کرمان که 45000 هزار کشته داشت.

تقریبا هر شش سال سکبار در ایران زلزله هایی با مقیاس ریشتر بزرگ اتفاق می افتد که این امر ایران را جزء مناطق زلزله خیز جهان قرار داده است.

در سال 1341 زلزله در استان قزوین اتفاق افتاد که 91 روستا به طور کلی ویران شد و 300 روستا آسیب جدی دید. در این زمان دانشجویان و مددکاران اجتماعی آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی؛ به همراه استاد خود سرکار خانم فرمانفرمائیان در این منطقه حضور یافتند و نتیجه بارز و مشخص حضور مددکاران اجتماعی بهره گیری از مشارکت بی نظیر مردم در بازسازی کالبدی و اجتماعی منطقه بود.

در سال 1347 زلزله در استان خراسان اتفاق افتاد که اینبار نیز حضور مددکاران اجتماعی فضایی فرهنگی و اجتماعی را با تاکید بر مشارکت فعال بازماندگان و تفکیک کار های روزانه بر حسب توانایی های هرجنس به منظور بهره گیری از انرژی های فاجعه دیدگان و پیشگیری از وابستگی آنان ایجاد کرد.

در سال 1337 قانون تشکیل سازمان دفاع غیر نظامی کشور تصویب شد که این سازمان به منظور حفظ جان و مال افراد کشور از تعرضات هوایی و حوادث طبیعی و سوانح غیر مترقبه و تقلیل اثرات آن و همچنین تقویت روحی و

ایجاد علائق و همکاری متقابل بین افراد در مواقع غیر عادی و اضطراری تاسیس گردید. که این سازمان تحت نظارت مستقیم فرماندار یا استاندار بود.

در سال 1345 قانون اجازه عضویت سازمان دفاع غیر نظامی ایران در سازمان بین المللی دفاع غیر نظامی به تصویب رسید و بعد از اصلاح این قانون در سال 1351 سازمان با کلیه دارایی ها و بودجه و کارکنان آن به نخست وزیری وابسته و سرپرست آن سمت معاون نخست وزیر را داشت.

در سال 1356 این سازمان مجددا به وزارت کشور بازگردانده شد.

در سال 1359 به سازمان بسیج ملی واگذار شد و وابسته به ریاست جمهوری گردید.

در سال 1361 با تصویب اساسنامه سپاه پاسداران، سازمان بسیج ملی تبدیل به واحد شد و زیر نظر سپاه قرار گرفت.

از سال 1361 تا 1370 عملا دستگاهی که متولی مستقیم امور باشد وجو نداشت تا درسال 1370 کمیته ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی به ریاست وزیر کشور و عضویت برخی وزرا و مسئولین کشوری و لشگری تشکیل شد. که هدف آن انجام مطالعات و تحقیقات علمی و پیدا کردن راهکار های منطقی جهت پیشگیری و کاهش اثرات بلایای طبیعی بود.

در برنامه پنج ساله دوم ستاد حوادث غیر مترقبه کشور پیش بینی شد که هدف آن پیشگیری امداد رسانی و بازسازی مناطق آسیب دیده از حوادث غیر مترقبه بود.

در حال حاضر 29 سازمان، نهاد و دستگاه جهت اداره امور بحران در کشور وظیفه قانونی دارند. و در نهایت سازمان مدیریت بحران در سال 1385 تصویب و تشکیل شد که در ابتدا قرار بود به مدت پنج سال به صورت آزمایشی فعالیت کند که همچنان فعالیت آن ادامه دارد.

آرزو دولت فرد_مددکار اجتماعی

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.