بحران در جامعه (قسمت چهارم)

بحران در جامعه (قسمت چهارم)

سه اقدام کمکی موثر در حل مشکل

1. استفاده از سیستم های حمایتی مانند منابع انسانی
2. آموزش به افراد آسیب دیده برای توسعه مهارت های حل مشکل و ارائه پاسخ های سازگارانه و تحلیل موقعیت
3. آموزش الگوی تفکر مثبت و سازنده به مراجعین تا ازمیزان استرس و اضطراب آنها کاسته شود. (تفکر مثبت منطقی و نه غیر منطقی)

موفقیت هر نقشه مداخله ای بستگی به میزان درگیر شدن مراجعان در آن نقشه دارد و مددکاران اجتماعی برای موفقیت در حل بحران، به افراد آسیب دیده در بحران یاری می رسانند که اهداف مداخلات کوتاه مدت و دراز مدت را در برنامه تعیین نمایند. و به شناخت منابع حل مشکل دست یابند تا برنامه حل بحران پیش رو را طرح ریزی نمایند.

پیگیری برنامه و ارزیابی
در این مرحله به دنبال چگونگی تاثیر گذاری 6 مرحله پیشین در حل مشکل می باشیم و بررسی این موضوع که آیا فعالیت های انجام شده در بازگشت عملکرد فرد به وضعیت عادی تاثیرگذار بوده است و آیا به غلبه کردن بر مشکل انجامیده است.

در چه زمانی به مداخله مددکاری اجتماعی نیاز است؟
زمان مداخله در بحران متاثر از نیاز های مراجعان، منابع در دسترس، نوع بحران و ضربه ای است که به جامعه بحران دیده وارد شده است. برای مداخلات موثر در بحرا نها زمان بسیار محدود و با اهیمت است و مددکاران اجتماعی می بایست بسیار سریع نیاز های جامعه هدف را شناسایی کنند و با شناخت منابع بر طرف کننده نیاز ها به سازماندهی و بهره گیری از آنها برای مرتفع ساختن نیاز های جامعه هدف بپردازند و با نفوذ در افراد آسیب دیده و به کار گیری مهارت های درمانی و ارتباطی زمینه کنار آمدن و سازگار شدن آنها را با موقعیت ناشی از بحران حاصل نمایند و مانع از انجام گرفتن فعالیت هایی شوند که به حادث شدن خطر و عمیق تر شدن بحران می انجامند.

بی شک تخصص و مهارت مددکاران اجتماعی در این راستا از اهمیت بسیاری برخوردار است.

مداخله در بحران و مددکاری اجتماعی
بحران ها و سوانح طبیعی جامعه را با مشکلات بسیاری مواجه می سازند که در بسیاری از موارد افراد درگیر در بحران توانایی و کنترل خود را برای فائق آمدن به این شرایط دشوار از دست می دهند و مشکلات این افراد بدون مداخله موثر حل نمی شود. مددکاران اجتماعی از جمله نیروهایی هستند که دارای تخصص و تجربه لازم در مدیریت بحران ها و خدمت رسانی در بحران ها می باشند.

مددکاران اجتماعی از همان سال های نخست ظهور حرفه به مداخله در بحران ها پرداخته اند و بحران خودکشی از اولین بحران هایی است که مددکاران اجتماعی به اقدام در آن پرداختند و حرفه مددکاری اجتماعی در پاسخ به نیازهای شناخته شده اجتماعی و برای کمک به شهروندانی است که با موقعیت های بسیار پر استرس مواجهه اند.

اقداماتی که مددکاران اجتماعی در مواجهه با بحران انجام می دهند و الگوی نظری که در کار با مراجعان خود به کار می برند با توجه به تعریف آنها از بحران و نوع بحرانی که با آنها رو به رو هستند؛ متفاوت است . مثلا استفاده از نظریه رفتار گرایی در حل بحران دانش آموزی که در مدرسه دچار حملات صرع شده است و این حملات برای او و والدین تازگی دارد. مثلا در این بحران می توان از تقویت رفتار های مثبت این دانش آموز استفاده کرد . یا در مورد فردی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است می توان به او کمک کرد تا احساسات خود را بیان کند و افشاگری، توصیف و تخیله از مهارت های به کار رفته در این فرایند است.

دو ویژگی منحصر به فرد مداخله در بحران
مداخله کوتاه مدت اما جامع برای مراجع و افراد مهم زندگی او
استفاده فعالانه از محیط برای ایجاد روابط و حمایت های لازم

بحران های طبیعی سه مرحله و مقطع دارند که در هر مرحله مددکارن اجتماعی باید وظایف خود رابه خوبی بشناسند و به آنها عمل کنند

مقطع اضطراری
این مقطع در حدود یک هفته به طول می انجامد. در آن فعالیت های اساسی عبارتند از: نجات مصدومین، انتقال مجروحان به بیمارستان و مراکز درمانی، بیرون کشیدن و دفن اجساد، تدارک غذا، پوشاک و سرپناه و سایر احتیاجات ضروری برای بازماندگان

در این مرحله مددکاران اجتماعی باید وظایف خود را به طور کامل بشناسند و تفاوت بین وظایف مددکاران اجتماعی و سایر اعضا مشخص باشد. به طور مثال در این مرحله نجات مصدومین وظیفه هلال احمر و ارتش می باشد اما مددکاران اجتماعی وظیفه دارند که به شناسایی افراد نجات یافته و طبقه بندی ایشان از حیث سن، جنس و نسبت ایشان با یکدیگر و اینکه اعضای خانواده و اقوام افراد نجات یافته در چه شریطی قرار دارند و ایجاد ارتباط میان اقوام و آشنایان بپردازند. همچنین ارزیابی فوری و سریع شرایط جسمی و روانی افراد و نیاز های ایشان از وظایف مددکاران اجتماعی است.

در زمان انتقال مجروحین به بیمارستان ها مددکاران اجتماعی باید حضور داشته باشند و بدانند که هر فرد به کدام مرکز درمانی منتقل می گردد و در زمان انتقال کودکان حتما یک فرد بزرگسال یا آشنای کودک باید همراه او باشد و سعی گردد تا اعضای خانواده به یک مرکز درمانی مشترک منتقل شوند.

تعیین تکلیف وضعیت کودکانی که والدین خود را از دست داده اند نیز از اولویت های مددکاران اجتماعی است و حتما باید با بررسی شبکه خانوادگی فرد از حمایت های این شبکه برای کودکان بهره گیری کرد و تا حد ممکن باید از انتقال کودکان به مراکز بهزیستی خارج از استان در صورتی که می توان از حمایت اعضای خانواده استفاده کرد خودداری نمود. شناسایی منبع حمایتی موجود در منطقه از اهمیت بسیاری برخوردار است که مددکاران اجتماعی با شناسایی این منابع، افراد و نیازمندی های ایشان را به این منبع متصل می کنند و نقش میانجی گری بین فرد و منابع در دسترس را انجام می دهند.

در تدارک غذا، پوشاک و سرپناه نیز مددکاران اجتماعی باید مداخلات موثر داشته باشند و فضایی را ایجاد نمایند که در آن رساندن غذا و پوشاک به افراد با حفظ شان و منزلت ایشان باشد و می توان از بازماندگان در تقسیم کمک ها استفاده کرد. باید توجه کنیم که در زمان بحران ها افراد انرژی زیادی برای بازسازی دارند و مددکاران اجتماعی باید از انرژی این افراد برای کمک به ایشان استفاده نمایند. با کمک بازماندگان باید به شناسایی افراد بومی پرداخت تا سایر نیازمندان که از سایر استان ها برای دریافت کمک مراجعه می کنند از بومیان آسیب دیده جدا شوند.

دفن اجساد و انجام فرایض دینی برای ایشان از وظایف روحانیت است اما مددکاران اجتماعی در این مرحله باید به مسائل فرهنگی افراد منطقه آسیب دیده توجه کنند و شرایطی را فراهم نمایند که تمام آداب و رسوم ایشان همان گونه که مردم انتظار دارند انجام شود تا مانع ایجاد نارضایتی در مردم گردند.

مرحله انتقالی
در این مرحله که از چند ماه تا یک سال به طول می انجامد دوره ای است که فعالیت های امداد اولیه سپری شده است ولی هنوز روند بهنجار زندگی شروع نشده است.
در این مرحله مددکاران اجتماعی باید به نیاز های افراد توجه کنند و مسائلی مانند Hموزش؛ ایجاد مهد کودک و ایجاد مدارس برای ادامه تحصیل کودکان انجام گردد. شرکت دادن افراد بومی منطقه در تمام اقدامات این مرحله از اهمیت بسیاری برخوردار است.

مقطع بازسازی
در این مرحله زمان بازگشت زندگی به وضعیت بهنجار دائمی است. نکات مهمی که مددکاران اجتماعی برای مداخله در بحران زلزله باید به آن توجه کنند عبارت است از:

ایجاد فرصت برای مردم برای مداخله در بحران و انجام اقدامات مورد نیاز پس از بحران
جدی گرفتن مردم و ایجاد این احساس در انها که مهم هستند و نظرات و حرف های آنها اهمیت دارد. و مردم این احساس را داشته باشند که نظرات و حرف های ایشان در مسیر سازندگی بعد از زلزله و اینکه چه کار باید کرد؛ به اندازه نظرات فرماندار و استاندار و سایر مسئولین مهم است.

با مردم کار کنیم و نه برای مردم. زمانی که با مردم کار کنیم، آنها هم در امور مربوط به خود مداخله می کنند و نظرات و اقدامات ایشان مهم است و بدون مشارکت ایشان کاری از پیش نمی رود اما زمانی که برای مردم کار می کنیم. این ما هستیم که تمام امور را انجام می دهیم. از طرح ریزی تا اجرای نقشه و هدف ما نیزاین است که مردم از اقدامات ما منتفع شوند اما آیا بدون مشارکت مردم واقعا این اتفاق می افتد؟

مثلا در زمان ساختن خانه برای مردم زلزله شده حتما باید نظریات ایشان مورد توجه قرار گیرد و بافت فرهنگی جامعه مورد بررسی قرار گیرد، نحوه جا گذاری اتاق خواب، حمام و سرویس بهداشتی در نقشه خانه ها باید با در نظر داشتن فرهنگ مردم باشد و حتی ابزار به کار رفته نیز باید با توجه به فرهنگ آن منطقه و شرایط آب و هوایی آنجا انجام گیرد و مثلا استفاده از سرویس بهداشتی در مناطق روستایی واقعا ممکن است مورد پذیرش نباشد.

مردم متخصص امور مربوط به خود هستند و بهتر از هر فرد دیگری می دانند که چه چیزی برای ایشان مفید است. ما باید با مردم طبق نظریه کارشناس کار کنیم و نگاه برابر به مردم داشته باشیم و نه نگاه از بالا به پایین.

یادمان باشد مردم صاحب خانه هستند و ما مهمانان ایشان هستیم که برای کمک به مردم آمده ایم تا بتوانند بهتر مشکلات خود را حل کنند.
کار علاج و درمان بسیاری از مسائل است. مردم غمگین وقتی کار می کنند، غم آنها تسکین می یابد و کمتر می شود. بهترین راه حل برای کاهش حس نگرانی، ترس و غم مردم، مشارکت دادن ایشان در فعالیت ها است. در ساختن خانه به جای آوردن کارگر و مهندس از خارج از استان، از نیروی مردم منطقه استفاده کنیم و از کارگران و بناها و مهندسان بازمانده در منطقه استفاده شود . تا هم با مشارکتی که در ساختن خانه های جدید در منطقه خود انجام می دهند؛ به یک درآمد دست یابند و هم اینکه خانه های خود را چون به آن تعلق خاطر دارند با استحکام و حساسیت بیشتری بسازند.

مددکاران اجتماعی برای افزایش مشارکت مردم باید از معتمدین ایشان استفاده کنند و دیدگاه های سیاسی خود را در امر مداخله در بحران دخالت ندهند و به دلیل عدم اعتقاد به یک جریان سیاسی خاص؛ ایشان را از جریان مداخله خارج نکنند. یادمان باشد که ما برای کمک به مردم امده ایم و نه برای تبلیغ برای یک جریان سیاسی خاص، یا جمع آوری رای برای انتخابات یا سلفی گرفتن با مردم آسیب دیده. با این نگاه با مردم کار نکنیم و به همه آنها و به عقاید ایشان احترام بگذاریم تا بتوانیم اعتماد و مشارکت ایشان را جلب نماییم.

یکی از اقداماتی که می تواند در مشخص کردن وظایف مددکاران اجتماعی برای مداخله در بحرانها در کشور ما تاثیر گذار باشد؛ به رسمیت شناختن این متخصصان توسط سازمان مدیریت بحران کشور و نیز تدوین شرح وظایف مددکاران اجتماعی در این سازمان است، که می باست توسط انجمن مددکاران اجتماعی پیگیری شود و با حمایت مددکاران اجتماعی و اساتید محترم این حرفه تا حصول به نتیجه پیگیری گردد.

 

آرزو دولت فرد_مددکار اجتماعی

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.