فاصله گرفتن از هویت فردی

فاصله گرفتن از هویت فردی

آیا تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید که این همه انسانی که در شبکه های اجتماعی آماده‌اند تا به صفحات هر کسی در هر نقطه از جهان حمله کنند، در کجا زندگی می‌کنند؟ چرا ما این‌ها را در کوچه و خیابان نمی‌بینیم؟ آن کسانی که در استادیوم‌های ورزشی هر چه پیدا می‌کنند به وسط زمین پرتاب می‌کنند و پس از بازی‌ها هم هر چه را پیدا می‌کنند می‌شکنند، در روزهای عادی کجا هستند؟ مردمی که زیر صفحه‌ی سلبریتی‌ها و بازیگران حرف‌های رکیک می‌زنند، در واقعیت کجا هستند؟ چرا در اطراف آن‌ها فقط عده‌ای شاد و شاداب می‌بینیم که برای سلفی گرفتن صف کشیده‌اند؟

این پدیده با یک مفهوم مهم در روانشناسی اجتماعی ارتباط دارد. مفهومی که از آن به عنوان فردیت زدایی نام برده می‌شود.

فردیت زدایی یا فاصله گرفتن از هویت فردی

اجازه بدهید اول این نکته را مشخص کنیم که با وجودی که انسان این پدیده را قرن‌هاست می‌شناسد، اما هنوز روی مکانیزم‌های آن اتفاق نظر چندانی وجود ندارد. به بیان دیگر، ما می‌دانیم که این رفتارها روی می‌دهند؛ اما به صورت دقیق و مطمئن نمی‌توانیم علت وقوع آن را شرح دهیم.

گوستاو لوبون، متفکر بزرگ فرانسوی یکی از نخستین کسانی بود که به صورت جدی به این پدیده پرداخت. لوبون در کتابی به نام جماعت به این سوال می پردازد که ذهن یک جمع چگونه کار می کند و چه تفاوتی با الگوی فکر کردن یک فرد دارد؟

بعد از گوستاو لوبون هم دانشمندان متعددی به این پدیده پرداخته‌اند. اما بحث زمانی جدی شد که در سال ۱۹۵۲ فستینگر (Festinger) و همکارانش برای آن یک اسم انتخاب کردند: فردیت زدایی.

آن‌ها از اصطلاح  Deindividuation استفاده کردند. البته تقریباً همان زمان اصطلاح Deindividualization هم رواج یافت و امروز این دو اصطلاح با معنای کاملاً یکسان و به جای یکدیگر نیز به کار می‌روند.

بعد از فستینگر هم افراد بسیاری در این‌باره مطالعه و تحقیق کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان از فیلیپ زیمباردو نام برد (ما زیمباردو را بیشتر به خاطر کارهایش در زمینه خجالتی بودن و کمرویی می‌شناسیم).

تعریف فردیت زدایی چیست؟

فستینگر و همکارانش فردیت زدایی را این‌گونه تعریف کردند:

فردیت زدایی یعنی تاثیر جمع یا گروه بر یک فرد به شکلی که فرد کارهایی را انجام دهد که قبلاً حاضر نبوده به صورت تنهایی انجام دهد.

بعداً کسانی مثل زیمباردو این توضیح را هم اضافه کردند:

فردیت زدایی نوعی از رهاشدگی است که به علت از دست رفتن هویت فردی هنگام حضور در جمع مشاهده می‌شود.

چه مکانیزم‌هایی فردیت زدایی را ایجاد می‌کنند؟

شاید فردیت زدایی همه‌جا تعبیر درستی نباشد. چون این تعبیر ظاهراً فرضی پنهان در خود دارد و آن این است که فاعل مشخصی وجود داشته که فردیت را زدوده است. به همین علت، بسته به نیاز و موضوع، گاه از اصطلاح فردیت زدایی و گاه از عبارت فاصله پیدا کردن از هویت فردی استفاده می‌کنیم.

 

با وجودی که برای پدیده‌ی فردیت زدایی ریشه‌های متعددی متصور است و ما هم در اینجا دو مورد آنها را دیدیم، اما ظاهراً در حال حاضر یکی از قدرت‌مند‌ترین مکانیزم‌های کنترل فردیت زدایی، در نظر گرفتن ابزارهایی برای نشان دادن هویت یا احراز هویت است.

به همین علت شبکه های اجتماعی به شیوه‌های مختلف می‌کوشند کاربران خود را بهتر و دقیق‌تر بشناسند تا احتمال این نوع رفتارها کاهش یابد.

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.