نقش خانواده در جلوگیری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی

نقش خانواده در جلوگیری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی

ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺳﺎسی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ، ﺗﻮﺟﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺸﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﺗﻔﻜﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﺳﺖ. پرورش ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎ ﻭ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎی ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ می ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ ﺁﺭﻣﺎن های ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ می کند.

ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺎل های ﺍﺧﻴﺮ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻋﺎﻃﻔی ﻭ ﺭﻭﺍﻧی ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﺭﻭﻧﺪ ﺻﻌﻮﺩی ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍی ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺟﺎئی ﻛﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻫﺎی ﻧﺎﺑﻬﻨﺠﺎﺭی ﻧﻈﻴﺮ ﺧﻮﺩﻛﺸی، ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑﻪ ﺳﻮء ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻮﺍﺩ، ﺍﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠی ﻭ ... ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺟﺪی، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﺬﻛﻮﺭ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻠﻤی ﻭ ﺩﻗﻴﻖ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻭ ﭘﮋﻭهش های ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺍﺳﺖ.

 خانواده یکی از نهادهای بنیانی جامعه انسانی است که همواره به اشکال گوناگون در طی تاریخ وجود داشته است. خانواده با کارکردها و نقش های مختلفی که بر عهده دارد در تنظیم زندگی اجتماعی انسان نقش مهمی را ایفا می کند. انسان در درون خانواده متولد می شود رشد می یابد و بسیاری از امور را در خانواده فرامیگیرد و همواره با آن سروکار دارد. بنابراین مهمترین تجربیات هر انسانی، اساسی ترین عوامل شکل دهنده شخصیت محسوب می شود.

عوامل اجتماعی به عنوان موثرترین عامل در بروز و پیدایش مسئله و آسیب های اجتماعی نقش دارند. فرد، خانواده و جامعه یک مثلث را تشکیل می دهند که اختلافات رفتاری در هر یک از آنها سبب ایجاد آسیب های بسیاری در جامعه می گردد. دروغ گفتن، ستیز و درگیری، عدم احساس مسئولیت، انحرافات اخلاقی و عدم دلبستگی طلاق و اعتیاد را می توان از عوامل مسئله ساز در بستر جامعه و خانواده دانست.

 مشکلات اقتصادی از جمله مسائلی است که همواره دامن گیر خانواده ها در زندگی روزمره شان می باشد. بیکاری برای سرپرست خانواده باعث عدم تامین مخارج خانواده و به ویژه فرزندان می گردد. بعضی اواقت والدین برای تامین مخارج مجبور می شوند چند شغل را انتخاب کنند که این کار با عدم رسیدگی به تربیت فرزندان همراه است.

یکی دیگر از دلایل ایجاد کننده انحراف فرزندان و همچنین طلاق والدین، کاهش پایبندی به ارزش های مذهبی و دینی می باشد. به نظر می رسد کسانی که پایبندی مذهبی دارند کمتر به سمت انحرافات و همچنین طلاق می روند.

امروزه با افزایش تحولات اجتماعی در خواسته ها و تمایلات بی حد و مرزی ایجاد شده است، که بسیاری از این خواسته ها برآورده نمی شود و خود زمینه ساز طلاق های خانوادگی و خودکشی جوانان و  انحراف آنها می شود . حتی بسیاری از این تحولات به وجود آمده از جمله شبکه های اجتماعی باعث عقب افتادن جوانان از انجام دادن وظایف روزمره  و همچنین تربیت کمتر خانواده ها بر فرزندانشان شده است.

زمانی که یک خانواده راهی جز طلاق ندارند باعث ایجاد مشکلات دیگر اجتماعی می شود که عبارت اند از:

انحرافات جنسی که جوانان با این مشکل حتی بدون طلاق خانواده سروکار دارند. خودکشی، اعتیاد به مواد مخدر،سرقت و...

خانواده ای که در آن مشاجره و دعوا زیاد باشد جایی برای رفع نیاز های عاطفی، احساسی، اقتصادی و روانی برای اعضای خانواده از جمله جوانان نخواهد بود به این علت وجود نیاز های فوق و جهت رفع آنها، به انواع مشکلات و مسائل اجتماعی مبتلا می شود.

یکی دیگر از دلایل به انحراف کشیده شدن جوانان و اعضای خانواده طلاق است. کودکان قربانیان طلاق می باشند. کودکی که با طلاق پدر و مادرش روبرو می شود آماده کشیده شدن به بیراهه و انجام جرم است.

بعد از کودکان، طلاق، معمولا زنان را که آسیب پذیرتر از مردان هستند هدف قرار می دهد. ضربه های بسیاری در مسائل اقتصادی و اجتماعی. معمولا آنهایی که سرپرستی فرزندانشان را نیز بر عهده دارند مشکلات زیادی را دارند که باعث می شود آنها را درگیر جرایمی چون خودفروشی، قاچاق مواد مخدر و سرقت کند.

 عوامل اجتماعی مؤثر بر طلاق

مواردی همچون اختلاف فرهنگی و سطح طبقاتی بین خانواده های زوجین، تغییر ساختار سنی و جنسی ناشی از افزایش جمعیت، بالا رفتن سطح انتظارات جوانان، نبود یا ضعف فرهنگ گفت و گو و تعامل در اجتماع، تسلط فرهنگ مردسالاری، فرزندسالاری و یا زن سالاری در خانواده ها، گسترش و شیوع نامناسب استفاده از وسایل ارتباط جمعی، تغییر و تحولات شدید اجتماعی و گسترش سایر آسیب های اجتماعی همچون اعتیاد، بی توجهی جوانان به روش های پسندیده انتخاب همسر و جایگزینی ازدواج های خیابانی، تلفنی و اینترنتی به جای روش های پیشین ازدواج و کاهش نقش مشورتی والدین در انتخاب همسر و ازدواج، مهاجرت های بی رویه از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، رشد فزاینده کلان شهرها و کاهش سیستم های کنترل اجتماعی غیر رسمی در جامعه، کاهش پیوندهای اجتماعی و به ویژه فروپاشی منابع سرمایه اجتماعی، بی بهرگی جوانان از سرمایه های فرهنگی مناسب چندهمسری و ازدواج مجدد از جمله متغیرهای مؤثر بر طلاق در حیطه اجتماعی می باشند.

 عوارض اجتماعی طلاق

گذشته از اعضای خانواده، آثار و پیامدهای ناشی از طلاق می تواند اجتماع را تحت تأثیر قرار داده و تبعاتی را در جامعه به همراه داشته باشد. افزایش جرایم اجتماعی، تزلزل اجتماعی و عدم ثبات جامعه، فروپاشی خانواده، به عنوان مهم ترین و اولین نهاد اجتماعی پایه، افزایش هزینه های اجتماعی برای جلوگیری کنترل جرایم و ناهنجاری ها و انحرافات ناشی از طلاق، افزایش کودکان خیابانی و سایر آسیب های اجتماعی همچون فرار از منزل، قتل، خودکشی، اعتیاد، قاچاق و ... افزایش تعداد زنان خودسرپرست و مشکلات معیشتی، روانی اجتماعی و اخلاقی آنان و سایر نابسامانی های شخصیتی، اجتماعی و رفتاری افراد مطلقه و فرزندان آنان از جمله عوارض اجتماعی ناشی از طلاق می باشند.

 از جمله آسیب های اجتماعی جامعه جوان پدیده شوم و ناهنجار دختران فراری می باشد. هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که خارج از تاثیر خانواده پدید آمده باشد. اعتیاد خانواده، مرگ و ازدواج مجدد والدین، زندان و طلاق در فرار این دختران نقش داشته است. رفتار والدین نیز تقریبا در بیشتر موارد، سختگیری و تنبیه های سخت و عدم آرامش به عنوان یکی  از علل فرار می باشد.

دختران و زنان فراری به افرادی اطلاق می شود که به دلایلی مانند متشنج بودن محیط خانواده های نابسامان و تکرار عمل همسرآزاری و کودک آزاری، اغفال توسط افراد دیگر، ایجاد رابطه جنسی نامشروع، پایبند نبودن به ارزش های اخلاقی و اجتماعی و یا وجود سایر مشکلات و سبب های اجتماعی مانند فقر، عدم وجود سرپرست یا بد سرپرست بودن (پدر معتاد) برای یافتن زندگی بهتر از خانه فرار می کنند. دختران فراری به تدریج به زنان خیابانی تبدیل می شوند که راهی تاریک پیشرو  دارند که برای زندگی و امرار معاش به کارهای ناپسند و نامشروع روی می آورند.

بسیاری از دختران فراری برای رفع نخستین مشکل خود یعنی یافتن سرپناه، با کوچک ترین مهرورزی از سوی شکارچیان جامعه، به آنان اعتماد می کنند و جذب باندهای مواد مخدر می شود.

یکی از شاخص های اصلی کارکرد بهنجار خانوده نقش مادر در خانواده است. شاید اگر عشق و محبت مادرانه در حدی باشد که کودکان را به لحاظ عاطفی و روانی تامین کند و فرزند در دوران جوانی و بزرگسالی نیازمند توجهات مادرانه افراد دیگر نباشد، در ایجاد استقلال روانی او موثر خواهد بود .عشق بدون قید و شرط مادر برای فرزند امنیت خاطری ایجاد و باعث جلوگیری از فرار از خانه می شود.

ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﺮاﯾﺶ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ ﻗﻠﯿﺎن

یکی از دلایل گرایش به قلیان و قهوه خانه ها دستیابی به آرامش است که زنان در عرصه مصرف قلیان پابه پای مردان و بدون توجه به هشدارها رقابت می کنند. اﯾﻦ روزﻫﺎ ﻣﺼﺮف ﻗﻠﯿﺎن ﺑﻪ ﺣﺪی در ﻣﯿﺎن ﺑﺮﺧﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ ﻋﺎدی ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ زﻧﺎن ﭘﺎی ﺛﺎﺑﺖ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺷﺪه اﻧﺪ و ﮔﺎه ﺑﺴﯿﺎر ﺣﺮﻓﻪای ﺗﺮ از ﻣﺮدان ﻗﻠﯿﺎن ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ.

اﮐﺜﺮ ﻣﺮدم ﻣﺼﺮف ﻗﻠﯿﺎن را ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﻣﯽداﻧﻨﺪ ﮐﻪ آراﻣﺶ را ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﯾﻦ ﺗﺼﻮر در آﻧﻬﺎ اﯾﺠﺎد ﺷﺪه ﮐﻪ ﻫﺮ ﭘﮏ ﺑﻪ ﻗﻠﯿﺎن ﻣﻮﺟﯽ از آراﻣﺶ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد و ﻫﺮ ﭼﻪ ﭘﮏ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ رﺳﯿﺪن ﺑﻪ آراﻣﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ! ﻫﻢﻧﺸﯿﻨﯽ ﺑﺎ دوﺳﺘﺎن ﻧﺎﺑﺎب از دﯾﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﺮاﯾﺶ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ اﺳﺘﻌﻤﺎل دﺧﺎﻧﯿﺎت و ﻗﻠﯿﺎن اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز اﺗﻼف وﻗﺖ در ﺟﻮاﻧﺎن و ﺑﯽ ﮐﺎری ﻣﯽ ﺷﻮد.

از ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮ ﻣﻬﻢ ﮔﺮاﯾﺶ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ ﻗﻠﯿﺎن و اﺳﺘﻌﻤﺎل آن در اﻣﺎﮐﻦ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﺴﺨﺮه ﻧﺸﺪن ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻤﺴﺎﻻن اﺳﺖ. ﺟﻮان ﺑﺮای اﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﭽﮕﯽ و ﮐﻮدك ﺑﻮدن ﻧﺸﻮد اﻗﺪام ﺑﻪ ﮐﺸﯿﺪن ﻗﻠﯿﺎن ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

اﯾﻦ روزﻫﺎ ﻗﻠﯿﺎن ﮐﺸﯿﺪن وارد ﻓﺎز ﭼﺸﻢ و ﻫﻤﭽﺸﻤﯽ ﺷﺪه و ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ اﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﮐﻼس و ﭘﺮﺳﺘﯿﮋ ﻣﯿﺎن ﺟﻮ اﻧﺎن ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽرود. ﺧﻮش ﮔﺬراﻧﺪﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺪرﯾﺞ ﺟﻨﺒﻪ اﻋﺘﯿﺎد ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. روی آوردن ﺑﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺧﻮﺷﮕﺬراﻧﯽ ﻫﺎیی ﻧﺎﺷﯽ از ﺑﯿﮑﺎری و ﺑﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ اﻓﺮاد اﺳﺖ. ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺮدی ﮐﻪ در ﻣﺤﯿﻂ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻮع ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ از او ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد، ﻓﻀﺎی زﻧﺪﮔﯽ اش را از اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎ ﭘﺮﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺑﺮای ﺗﺨﻠﯿﻪ رواﻧﯽ ﻧﯿﺰ در ﺑﯿﻦ ﺑﺴﯿﺎری از ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎ ﺑﺨﺼﻮص ﻗﺸﺮ ﻣﺮﻓﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺘﯽ ﻧﺪارد. ﻟﺬا اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ اﻗﺸﺎر ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪﯾﺪه ای روی ﻣﯽ آورﻧﺪ و اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ در ﺑﯿﻦ دﺧﺘﺮان ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻨﺒﻪ «ﻣﺪ» ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

شبکه های اجتماعی

در دنیای امروز، شبکه‌های اجتماعی نقش بسیار مهمی در روابط مردم سرتاسر جهان ایفا می‌کنند.  به ‌طوری که به جزیی جدایی‌ناپذیر از زندگی بیشتر مردم تبدیل شده‌اند. این در حالی است که اساس پیدایش این شبکه ها تسهیل و کوتاه نمودن مسیر ارتباطی میان افراد جامعه تلقی می گردد. در ایران نیز این پدیده نه چندان نوظهور روز به روز بر خیل مشتاقان خود می افزاید. شاید در گذشته نه چندان دور افراد شناخت کمی نسبت به ماهیت و چگونگی استفاده از این شبکه ها داشتند، اما این روزها در زندگی روزمره  شاهد آن هستیم که طیف متفاوت مردم راجع به این شبکه ها با هم صحبت و تبادل اطلاعات می نمایند.

طبقات مختلف در جامعه از زن و مرد، جوان و پیر، باسواد و بی‌سواد، از آن حرف می‌زنند. عده‌ای بسیار مخالف آن‌ بوده، وجودشان را باعث مضرات اجتماعی و فساد اخلاقی برای طبقات جامعه دانسته و مایل به بستن، تعطیل و فیلتر کردن آن‌ هستند و در مقابل، عده‌ای دیگر آن‌ها را مظاهری از تمدن جدید شمرده، وجود آن‌ها را برای پیوستگی‌های اجتماعی مفید، بلکه لازم می‌دانند. فراگیر شدن استفاده از این پدیده، پیامدهای مثبت و منفی بسیاری را بر زندگی ما القاء نموده و در مواردی نیز تبعات گریز ناپذیری را بر ما تحمیل داشته است. تا آنجائیکه بعضا اصطلاحات مرسوم در این شبکه ها بخشی از فرهنگ محاوره افراد جامعه ما را تشکیل می دهند.

شبکه‌های مختلف اجتماعی با صدها میلیون کاربر در سال‌های اخیر توجه مهاجمان سایبری را نیز بیش از هر هدف دیگری به خود جلب کرده‌اند. کاربران ساعت‌های بسیاری را برای چت کردن با دوستانشان و چک کردن صفحه شخصی در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند. در واقع چک کردن صفحه شخصی، مطالعه‌ی به روزرسانی‌های دوستان مختلف و نظر دادن روی عکس‌ها و فیلم‌های دیگران، به عادتی ناخودآگاه تبدیل شده است که در کوتاه مدت تمرکز افراد بر امور جاری زندگی و یا فعالیت‌های شغلی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

در عصر ترافیک و انواع آلودگی‌های محیطی و اخلاقی، وجود این نوع تکنولوژی‌ها به انسان راحت ‌طلب بهانه‌ می‌دهد که دیگر به سمت صله‌رحم در عالم فیزیکی و متن جامعه گام برندارد. روابط مجازی در شبکه‌های اجتماعی، به تدریج روابط رودرروی افراد را کم‌رنگ کرده و این امر به انزوای اجتماعی و در نهایت عدم جامعه‌پذیری صحیح در روند اجتماعی‌شدن افراد منجر خواهد شد. این محیط می‌تواند با ارائه امکانات جدیدتر رابطه بشر را روز به روز با دنیای خارج کمتر کند و نقش انسانیش را در جامعه کمتر و کمتر نماید. امروزه اعتیاد در استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به معضلی برای نهاد خانواده در سراسر جهان تبدیل شده است. گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی در میان کاربران اینترنت، نیازمند بررسی رفتارهای فردی و اجتماعی انسان‌هاست.             

محمد زمانی    

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.