بیمارانی که فکر می‌کنند بیمارند

بیمارانی که فکر می‌کنند بیمارند

سرش درد می‌کند، چشم‌هایش سیاهی می‌رود و از همه بدتر، نفسش است که گاهی بسختی بالا می‌آید. احساس می‌کند زندگی برایش، نه سخت که غیرقابل تحمل شده و هر لحظه منتظر شنیدن حرفی و خبری در مورد بیماری‌اش است، اما انگار هیچ پزشکی بیماری‌اش را تشخیص نمی‌دهد و به او نمی‌گوید به چه مشکلی مبتلا شده و باید چه کار کند.

خودش فکر می‌کند پزشکان نمی‌توانند عامل اصلی را پیدا کنند و او مجبور است از مطب این پزشک بیرون بیاید و سراغ پزشک دیگری برود تا شاید بالاخره یکی از آنها بتواند این بیماری عجیب و غریب را تشخیص دهد.

چند وقتی می‌شود این روال را در پیش گرفته و به همین دلیل با جواب آزمایش‌های متعدد، عکس‌ها و سونوگرافی‌های جورواجور و نظرات و پیشنهادهای مختلف، به پزشکان زیادی مراجعه کرده تا شاید یکی بتواند کمکش کند. او همه این زحمات و رنج‌ها را تحمل می‌کند، غافل از این که واقعا بیمار نیست و اصلا مشکلی در جسمش ندارد که تشخیص داده شود یا نشود. مساله این است که او باید به دنبال پیدا کردن عامل زمینه‌ساز این بیماری در روح و روانش باشد؛ مشکلی که در گروه اختلالات روانپزشکی جای می‌گیرد.

در علم روانپزشکی، بیماری هیپوکندریا یا اختلال خود بیمار انگاری از انواع بیماری‌هایی به حساب می‌آید که فرد با وجود برخورداری از سلامت جسمی، همچنان خود را بیمار می‌داند.

این بیماری به نوعی ریشه در وسواس و افسردگی دارد.

چه کسانی در معرض خطرند؟

تصور کنید یک روز با احساس سردردی شدید از خواب بیدار می‌شوید. مسلما اولین فکری که به ذهن‌تان می‌رسد این است که خوب نخوابیده‌اید و خستگی و بدخوابی باعث سردرد شده، شاید هم عامل ساده دیگری را در بروز این درد موثر بدانید، چون سردرد از آن مشکلاتی است که می‌تواند علل متعددی داشته باشد. بعضی از افراد هم به محض روبه‌رو شدن با همین درد و ناراحتی همه‌گیر، آن را به مشکلات و بیماری‌هایی بسیار جدی مانند احتمال وجود غده‌ای در مغز یا بروز سرطان ارتباط می‌دهند.

اغلب این اشخاص کسانی هستند که یا میان دوستان و اطرافیان‌شان با بیمار سختی مواجه بوده‌اند و شخصی را با این علائم دیده‌اند که این موضوع موجب نگرانی‌شان شده است یا در دوران کودکی در مورد بیماری خاصی صحبت و سخن زیاد شنیده و بر آن تمرکز کرده‌اند.
علاوه بر این موارد، خانواده‌های وسواسی و حساس هم در میان صحبت‌ها و با نوع عملکردشان می‌توانند چنین حسی را در وجود فرزندان‌شان ایجاد کرده و پرورش دهند.

این بیماری در هر دو گروه مردان و زنان مشاهده می‌شود، ولی احتمال بروز آن میان خانم‌ها کمی بیشتر از آقایان است. همچنین در سنین جوانی و میانسالی، افراد بیشتر با این مشکل روبه‌رو خواهند شد و با آن دست و پنجه نرم خواهند کرد.

نوع بیماری براساس شرایط انتخاب می‌شود

کسانی که دچار چنین اختلالی می‌شوند، معمولا با علائم جزئی و گاه بی‌اهمیت، به بیماری‌های جدی و مهم فکر می‌کنند. برای همین، یک روز به فکر سرطان می‌افتند و روز دیگر نگران ابتلا به هپاتیت هستند؛ بعضی وقت‌ها هم سراغ انواع تومورها می‌روند و خلاصه حسابی برای خودشان نسخه می‌پیچند.

افراد مبتلا به چنین اختلالی، متناسب با شرایط روز به بیمار‌ی‌های متفاوت فکر می‌کنند. زمانی که در جامعه در مورد بیماری خاصی مانند ام‌اس بیش از پیش صحبت می‌شود و در مورد این بیماری تبلیغات زیادی انجام می‌گیرد، چنین افرادی بیش از آنچه باید به این بیماری فکر می‌کنند یا وقتی یکی از اطرافیان یا آشنایان به بیماری‌ای مبتلا می‌شود، چنین مشکلی بسیار فراتر از واقعیت به چشم‌شان خواهد آمد.

زمینه بروز این اختلال در افسردگی یا وسواس نهفته است و بر همین اساس، خودبیمار انگاری تقریبا درمان‌های مشابهی با افسردگی و وسواس دارد.

این بیماران درمان می‌شوند

نکته مهم در مورد این اختلال آن است که بعضی افراد، هیچ تلاشی برای تغییر وضعیت خود نمی‌کنند و با این طرز فکر که اختلال خود بیمار انگاری، درمانی ندارد خودشان را از درمان محروم می‌کنند. مشکل اغلب این افراد قابل درمان است و اگر به روانپزشک مراجعه کنند می‌توانند زندگی‌ای طبیعی داشته باشند.

خیلی طبیعی و البته لازم است که اگر مشکل جسمی خاصی برای هر فردی پیش بیاید یا نشانه‌ای از یک بیماری در بدنش وجود داشته باشد، برای تشخیص و درمان بموقع به پزشک مراجعه کند، اما کسانی که به این اختلال دچار می‌شوند، فقط به بیماری‌های مهم و جدی فکر می‌کنند. اینها با دیدن کوچک‌ترین تغییری در جسم‌شان به یاد بیماری‌های سخت و اغلب غیرقابل درمان می‌افتند.

هزاران علت مختلف برای بروز یک بیماری وجود دارد و عوامل متعددی می‌تواند زمینه‌ساز ابتلا به بیماری شود. کسانی که از اختلال خودبیمار انگاری رنج می‌برند، معمولا از نظر شناختی مشکل دارند و هر موضوعی را خیلی جدی‌تر و بزرگ‌تر از واقعیت می‌بینند و نشان می‌دهند.

در 99 درصد موارد، این افکار بیهوده است و فقط فرد را نگران می‌کند. با استفاده از درمان‌های دارویی، روان درمانی، درمان‌های حمایتی و اطمینان بخشی به این گروه از افراد می‌توانیم این مشکل را برطرف کنیم که البته گاهی بر اثر یک هیجان، استرس یا اتفاق خاصی که در زندگی پیش می‌آید، چنین اختلالی عود می‌کند، ولی دیگر خیلی پایدار نخواهد بود و در اغلب موارد، چنین افرادی پس از درمان مشکلی نخواهند داشت.


دکتر سیدهادی معتمدی_روانپزشک

برچسب ها: بیماریبیمار
دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.