گوشه گیری و کمرویی کودکان و نوجوانان

گوشه گیری و کمرویی کودکان و نوجوانان

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بيش از هر زمان ديگر نياز به راهنمايی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اوليا و مربيان، دست کم بايد بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زيان بخش در محيط خانه و مدرسه پرهيز کند.

بديهی است که خلاقيت و ابتکار فردی معلمان و اوليای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت.

در هر جامعه درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آن که تمايلی داشته باشند، ناخواسته خودشان را در حصاری از کمرويی محبوس و زندانی می کنند و شخصيت واقعی و قابليت های ارزشمند ايشان در پس توده ای از ابرهای تيره ی کمرويی، ناشناخته می ماند. چه بسيار دانش آموزان و دانشجويان هوشمند و خلاقی که در مدارس و دانشگاه ها فقط به دليل کمرويی و معلوليت اجتماعی، همواره از نظر پيشرفت تحصيلی و قدرت خلاقيت و نوآوری نمره ی کمتری از همسالان عادی خود عايدشان می شود؛ چرا که کمرويی يک مانع جدی برای رشد قابليت ها و خلاقيت های فردی است.

پديده ی کمرويی در بين بزرگسالان و افراد مسن بسيار پيچيده تر است و چنين پيچيدگی روانی ممکن است در اغلب موارد، نيازهای درونی، تمايلات، انگيزه ها، قابليت ها، فرصت ها، هدف ها و برنامه های شغلی، حرفه ای و اجتماعی ايشان را به طور جدی متأثر و دگرگون کند. پرداختن به پديده ی کمرويی و بررسی مبانی روان شناختی آن از اين رو حائز اهميت است که تقريباً همه ی ما به گونه ای تجاربی از کمرويی را در موقعيت های مختلف داشته ايم.

تعریف كمرویی

اصولاً خجالت یا كمرویی یك عاطفه اجتماعی است. این حالت از احساس خود كم بینی سرچشمه می گیرد و در برخی موارد آنقدر شدت می یابد كه تمامی شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار می دهد بطوریكه چنین فردی از حضور در اجتماع یا جمع افراد دچار ناراحتی های گوناگون می شود كه در وضعیت جسمانی او نیز اثر می گذارد. فرد كمرو هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهای مشخص یا انجام كاری همراه آنان بیزار است.

فرد كمرو از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوس ترسو است. تعداد بسیاری از افراد كمرو و خجالتی فكر می كنند كه مشكل آنها غیر قابل حل است بطوریكه پند و اندرز همواره بیهوده بوده است و جای تأسف است كه توانایی های عظیم افراد خجالتی علیرغم تمامی هوشی كه دارند به هدر می روند.

شخص خجالتی به خوبی می داند كه دیگران از مشكل او آگاهند و همیشه مجبور است با گفتن كلمه بله تمام گفته های دیگران را تأیید كند.

اگر شما خودتان جزء این افراد نیستید حتماً یكی دو تا از دوستانتان را با این مشخصات دیده اید:

اعتماد به نفس كم، منفی بافی، ترس از شروع یك گفتگو و ایجاد مؤثر با دیگران و ترس از شركت در فعالیت های گروهی.

این افراد حتی اگر بدانند ترسشان هم بی مورد و بی منطق است باز هم موقع حرف زدن در یك جمع جدی، سرخ می شوند و دستشان می لرزد و شرشر عرق می ریزند. گاهی این ترس افراطی باعث شوك های عصبی و تپش قلب هم می شود.

مقابله با کمرویی کودکان

اگر کودکی دارید که خجالتی است، راه های زیادی برای از بین بردن خجالت وی به صورت منطقی و ظریف دارید. به عنوان مثال: با کودکان همسن فرزند خود هم صحبت شوید و در بازی های آنها شریک شوید. اگر کودک شما نخواهد صحبت کند و یا در بازی شرکت کند، نگران نشوید.

شما و هر کاری که شما با بچه ها انجام دهید که منجر به پاسخ خوب بچه ها شود، به عنوان الگویی است که اجتماعی رفتار کردن را نشان می دهد. شما در ضمن به کودک خود نشان می دهید که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند. کمرویی کودکان خجالتی با برقراری ارتباط بیشتر با افراد ناآشنا، سریعتر کاهش خواهد یافت. با این وجود مواجه سازی اگر به صورت تدریجی باشد، بهترین نتیجه را خواهد داشت.

در هر زمان اجازه دهید که کودک با موقعیت ها و افراد درگیر شود، قبل از اینکه شما کودک را برای ارتباط، تحت فشار قرار دهید، کمک کنید که اعتماد به نفس کودک در یک موقعیت زمانی جدید به صورت تدریجی افزایش یابد و این موقعیت می تواند یک فروشگاه مورد علاقه وی باشد که کودک به طور تدریجی شروع به دادن سفارش خود می کند و همچنین می تواند یک زمین بازی محلی باشد که کودک بالاخره از کودکی که اغلب او را در آنجا دیده است، اسمش را می پرسد.

کودکان خجالتی را بیشتر در معرض کودکان کوچکتر قرارداده و در صورت امکان کودک را در معرض انواع موقعیت ها و افراد قرار دهید تا به تدریج بیشتر و اجتماعی تر عمل کند.

بررسی عوامل كمرویی و گوشه گیری در كودكان

گوشه گیری از نظر لغوی به معنای تنهایی، تجرد، در خلوت نشستن و از جمع كناره گرفتن است. گوشه گیر كسی است كه از مردم دوری می كند و عزلت می گزیند تا به این وسیله خود را با محیط اطراف سازگار كند؛ البته هر نوع عزلت و در تنهایی ماندن گوشه گیری تلقی نمی شود، زیرا هر انسانی دوست دارد گاهی تنها باشد تا به خودشناسی و حل مشكلات زندگیش بپردازد.

اما گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می كند كه فرد از معاشرت و رویارویی با جمع و همنوعان بیزار و بیمناك باشد. از نقطه نظر متخصصان علم روان شناسی كمرویی و انزواطلبی یكی از جدی ترین مشكلات كودكان است، هر چند ممكن است از نظر معلمان و گاه والدین چندان مشكل نباشد.

كودك كمرو هر چند كه برای معلم هیچگونه ناراحتی ایجاد نمی كند، ولی ممكن است به سبب رنج ناشی از احساس ناامنی و بی كفایتی در خود یكی از ناشادترین كودكان باشد و پیوسته به دنیای درون خویش پناه ببرد. بنابراین اگر در مورد رفتار غیراجتماعی این گونه كودكان چاره ای اندیشیده نشود، احتمالاً خطرناكترین و مساعدترین وضع را برای ابتلا به "اسكیزوفرنی" خواهند داشت.

هر چند همه كودكان كمرو و منزوی به بیماری روانی مبتلا نمی شوند، ولی تعدادی از آنان قربانی این بیماری خواهند بود. بهرحال این وضعیت كه عده ای از كودكان منزوی به بزرگسالان ناشاد و بی لیاقت در اجتماع تبدیل خواهند شد، به تنهایی دلیل كافی برای توجه به این مشكل است.

علائم و نشانه ها

گوشه گیری با یك سلسله علائم متعدد و به هم پیوسته همراه است. گوشه گیر چون مشكلاتش را نمی تواند در عالم واقعیت حل كند، به تخیل فرو می رود و به خیالبافی می پردازد. او انسانی است بی هدف كه نمی داند چه باید بكند و برای آینده اش چه طرحی بریزد. از مردم گریزان است و هر تمنا و خواهش را یك تحمیل تلقی و در برابر آن به شدت مقاومت می كند، از همین رو مرتب با اطرافیان دچار تضاد و كشمكش است، برای دفاع از حقش اقدام نمی كند و كناره گیری را بر تلاش ترجیح می دهد.

از دیگر نشانه ها می توان به خجالت و سكوت، احساس محرومیت و ناتوانی از برقراری رابطه با دوستان و معلمان، به تعویق انداختن انجام كارها و یا از این شاخه به آن شاخه پریدن، بی حوصلگی، كسالت، احساس خستگی، پوچی، زودرنجی، نگرانی از آینده، كمك نخواستن از دیگران به هنگام نیاز، سازش با وضع موجود و اعتراض نكردن به آن حتی در صورت احساس ناراحتی و نگرانی، همچنین اجتناب از رقابت، غیبت از مدرسه و بی علاقگی به درس، عدم تمركز حواس، اختلال در خواب و خوراك، بی اعتنایی نسبت به وقایع اطراف، بی اعتمادی نسبت به یك تجربه موفقیت آمیز در یك فعالیت گروهی، برای اینگونه كودكان آغاز بسیار خوبی است.

كودك منزوی نیاز دارد تا احساس كند، عضو باارزش یك یا چند گروه است. او هر وقت كه در فعالیت های زندگی واقعی ارضاء شود، نیازی به عقب نشینی به میدان رؤیاهای خویش برای ارضای خواسته های اساسی اش نخواهد داشت. معلم آگاه باید توجه داشته باشد كه كودك كمرو و منزوی نیز دارای توانایی ها و شایستگی های ویژه ای است كه با راهنمایی و تشویق می توان آنها را در یك فعالیت گروهی به كار گرفت.

هرگاه شركت وی در فعالیتی با تحسین دیگران همراه باشد، او نسبت به تكرار عمل موفقیت آمیز خویش در موقعیت های گروهی تشویق خواهد شد. موفقیت در یك عمل تا حد زیادی در بالابردن اعتماد به نفس كودك و در نتیجه در تغییر نگرش های كودكان دیگر نسبت به او تأثیر خواهد داشت. ضمناً باید عوامل زمینه ساز گوشه گیری مانند تحقیر و احساس گناه از بین بروند.

در این مورد روان درمانی و مشاوره فردی و گروهی می تواند در رفع گوشه گیری مؤثر واقع شود؛ همچنین تغییر وضعیت محیط زندگی از روش های مفید درمان گوشه گیری به شمار می رود. والدین و معلمان نیز باید با كودكان گوشه گیر با ملایمت و مسالمت و دلجویی رفتار كنند. بردن فرد به گردش های علمی، تشویق به سخن گفتن در حضور والدین و دوستان و بستگان، همچنین جرأت دادن به او به این معنی كه می تواند در برابر جمع سخن بگوید و شركت دادن وی در فعالیت های هنری و ایفای نقش در نمایشنامه ها از جمله اعمالی است كه مهارت های اجتماعی دانش آموزان و كودكان را افزایش می دهد و آنان را در مبارزه با گوشه گیری و انزواطلبی یاری می دهد.

معصومه جوادی

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.