علل و درمان کمرویی اجتماعی در کودکان (قسمت دوم)

علل و درمان کمرویی اجتماعی در کودکان (قسمت دوم)

در حوالی 2 تا 3 ماهگی خنده اجتماعی (شادی و خوشحالی صورت و گاهی همراه با صدا در آوردن در پی دیدن چهره برخی از افراد) و در حوالی 4 تا 6 ماهگی خشم و عصبانیت ظاهر می شوند. در حوالی 6 تا 8 ماهگی که شدت پیوند عاطفی مادر و کودک قوت می یابد، پدیده ترس از غریبه ها ( strang warness /fear ) نیز ظاهر می شود (روبرگردان از قیافه های غیر آشنا و ترس در صورت در آغوش گرفتن او توسط فرد، حتی اگر پدر یا مادر بزرگ و یا خاله ای باشد که هراز گاهی با کودک در ارتباط بوده و در ذهن کودک به عنوان فرد نا آشنا تفسیر می شود).

در همین زمان است که پدیده اضطراب جدایی (separation anxiety) نیز دیده می شود و تا حوالی 18 ماهگی ادامه می یابد. در این دوره ( 6 تا 18 ماهگی ) به واکنش کودک (ترس یا اضطراب، اجتناب و پرهیز) در برابر موقعیت جدید و ناآشنا (درحضور پدر یا مادر) مهار رفتاری ( behavaeoral inhibiotion ) یا اضطراب و ترس از تازه ها گفته می شود.

اگر این واکنش ها نسبت به افراد و موقعیت اجتماعی تازه و ناآشنا باشد به آن خجالت ناشی از ترس یا اضطراب ( fearful or Anxious ) گفته می شود. این چنین خجالتی یک واکنش تطابقی با شرایط جدید بوده و توجه کودک را کمی افزایش می دهد. از حوالی 15 تا 18 ماهگی کم کم قدرت ادراکی کودک افزایش می یابد و او قادر به شناخت خود به عنوان ماهیتی مستقل و متفاوت خواهد شد و مفهوم من در ذهن او شکل می گیرد و از این زمان به بعد است که کم کم عواطف و احساسات مرتبط به خودآگاه ( self conscious emotions ) از جمله شرم، احساس غرور و افتخار و گناه شروع به شکل گیری می کنند.

اولین احساس شکل گرفته شده مرتبط به خودآگاه، شرم و خجالت حضور است. در این حالت کودک در پی مورد توجه قرار گرفتن، تعریف، نگاه کردن خود در آینه و یا انجام کاری در برابر جمع دچار یک احساس مرکب و متناقض و در نوسان بین اضطراب با اشتیاق، تنش با خشنودی و گرایش با اجتناب می شود. یعنی کودک از یک طرف تمایل و هیجان دارد و از طرف دیگر خود را کنترل می کند. کودک معمولاً از نگاه مستقیم به طرف مقابل خودداری کرده و سر خود را به زمین انداخته و یا فقط به دیگری هراز گاهی و آن هم اغلب زیر چشمی نگاه می کند. و ممکن است بدن خود را بچرخاند و یا انگشت دهان کند و یا با موهای خود ور برود. کودک معمولاً کم حرف شده و آرام و آهسته و یا کمی لرزان صحبت می کند ممکن است صورتش نیز برافروخته شود.

در حوالی 3 تا 4 سالگی کودک قادر به درک مفهوم دیگران نیز می شود و می تواند خود را از چشم و نظر دیگران ببیند و مورد ارزیابی قرار دهد و به اصطلاح از خود آگاه ( self ـawarenss ) به خودآگاهی ( self conscious ) برسد و بدین ترتیب آشکال شرم و خجالت خودآگاهانه نیز شکل می گیرد.

برخی اعتقاد دارند که حالتی از شرم و حیاء ( embarrassment ) حتی از همان 1 تا 2 ماهگی و شرم حضور از 8 تا 9 ماهگی در کودک قابل شناسایی است. شرم، احساسی است که در زمان مواجه شدن با موقعیت بوجود می آید ولی در خجالت، احساس قبل از قرار گرفتن از موقعیت نیز وجود دارد و در ضمن در شرم افزایش فعالیت سیستم عصبی خودکار نوع پاراسمپاتیکی و در خجالت نوعی سمپاتیکی وجود دارد.

بسیاری ازافراد، ترسویی را معادل کمرویی و خجالتی بودن درنظر می گیرند اگر چه بسیاری از افراد ترسو، کمرو نیز هستند (و بالعکس) ولی ترسویی در محدوده و قلمرو اختلال هراس ( phobia ) قرار می گیرد که نمونه بعدی مشخص آن ترس از تاریکی و ترس یا هراس اجتماعی است.

 

 

مولفه ها تئوری Buss تئوری Lewis
  خجالت اضطرابی/ترس شرم حضور
  Anxious/Fearful shyness Exposure embarrassment
مرحله ادراکی افتراق ناشنا از آشنا درک از خود به عنوان ماهیتی مستقل (پیدایش من)
سن شروع 7 تا 9 ما هگی 15 تا 18 ماهگی
برانگیزاننده ها افراد غریبه یا ناآشنا، تجاوز به حریم، ارزیابی اجتماعی مورد نظاره و توجه به دیگران قرار گرفتن، نمایش یا فعالیت در حضور دیگران، نظاره خود در آینه، مورد تعریف دیگران قرار گرفتن
  خجالت خودآگاهانه شرم خود آگاهانه
  (Self- conscious shyness ) (Self- conscious embarrassment )
مرحله ادراکی نگاه به خود از دید دیگران درونی کردن استا نداردها و قواعدها
زمان شروع 4-5 سالگی 3 سالگی
برانگیزاننده ها انگشت نما شدن، تفاوت داشتن با دیگران توجه و تمرکز دیگران ارزیابی اجتماعی، خرابکاری کردن در برابر جمع، اشتباه سر زدن، تحقیر، سرزنش

 

عوامل و موقعیت های بوجود آورنده یا برانگیز اننده خجالت و شرم طبع و مزاج:

تمامی کودکان در زمان تولد بر اساس محتوی ژنتیکی شان و اثرات دوران حاملگی دارای یک سری ویژگی های خلق وخویی هستند که می توان اکثر آنها را در یکی از سه گروه زیر قرار داد (از همان روز و ماه اول تولد قابل شناسایی هستند)

1) محتاط / دیرجوش:

این گروه از کودکان ( 15% ) با تغییرا ت راحت نبوده و دیر به آنها عادت می کنند و با دیگران دیر جوش می خورند و در نتیجه کمرو و خجالتی به نظر می رسند. در این کودکان اکثر موارد زیر صدق می کند:
ـ آنها نیازمند یک مکان آرام و ساکت هستند و با سرو صدا بی قرار و ناراحت می شوند (از جمله موقع خوابیدن).
ـ کودک به اسباب بازی های جدید توجه چندانی نمی کند و در محیط های جدید کمی مضطرب و ناآرام است.
ـ با افراد جدید در ابتدا ساکت و کم حرف هستند.
ـ در خوردن حساس هستند (فقط علاقه به برخی از غذاها نشان می دهند).
ـ در آموزش دستشویی کمی مقاومت دارندو معمولاً دیر کنترل ادرار و مدفوع خود را بدست می آورند.
ـ در مجامع و زمین بازی کودکان تمایلی به دور شدن از والدین خود ندارند.
ـ لباس های قدیمی و راحت را به لباس نو ترجیح می دند.
ـ خواب های ترسناک زیاد می بینند.
ـ پوست حساس دارند و بیشتر دچار بیماری حساسیتی می شوند (مثلاً آسم).
ـ در کنار افراد آشنا راحت هستند.
ـ نسبت به انتقاد نسبتاً حساسیت زیادی دارند.
ـ در برابر تغییر در روال و آداب معمول مقاومت نشان می دهند.
ـ در بازی هم سن و سالان بیشتر نظارگر و تماشاچی هستند تا خود بازیگر باشند.
ـ تمایل به بودن و بازی باسایر بچه ها نشان می دهند ولی خود را از شرکت باز می دارند.

2) سخت/ پر انرژی و شلوغ کن:

این گروه از کودکان ( 20% ) بسیار فعال، حساس، برانگیخته و تا حدی بی قرار و ناشکیبا هستند. این گروه معمولاً نه تنها کمرو نیستند بلکه حالتی تداخل و شلوغ کن دارند.

3) آسان/خونگرم:

این گروه که در حدود 40 درصد کودکان را تشکیل می دهند بچه هایی آرام و آسانگیر بوده (درخوردن، خوابیدن و...) و با دیگران و شرایط و
محیط جدید راحت کنار آمده و خو می گیرند و در کل رفتاری دوستانه و مهربانانه تری دارند.

خلق و خوی کودکان در دوران خردسالی تعیین کننده وضعیت و خصیصه های آنها در دوره های بعد زندگی شان نیست. زیرا عوامل محیطی (خانواده، هم سن و سالان و...) در شکل گیری نهایی شخصیت و ویژگی های افراد بسیار مهم هستند.

 

والدین خجالتی:
اگر یکی از والدین خجالتی باشد هم از طریق انتقال ژنتیکی (به ارث بردن) و هم یادگیری رفتار از والدین می تواند موجب خجالتی شدن کودک شود.

پیوند عاطفی ناامن:
کودک ناامن اصولاً به دیگران و شرایط اطمینان ندارد و می ترسد مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار گیرد و یا اینکه درست برعکس به خود اطمینان نداشته و نگران این است که مرتکب اشتباه و خرابکاری شود.

والدین کنترل کننده یا خشن:
چنین والدینی کلاً اجازه شکوفایی توانمندی و توانایی کودک و در نتیجه حرمت نفس خوب را نمی دهند و کودک در این حالت نه به دیگران بلکه در مورد خود شک و تردید دارد و می ترسد که کاری ناپخته و یا احمقانه از او سر بزند و مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار گیرد و لذا برای پیشگیری از این مسئله در کل از دیگران دوری می کند.

سابقه مورد تمسخر یا سرزنش قرار گرفتن در جمع:
حتی یک تجربه اجتماعی منفی جدی (مثلاً بکار بردن کلمات نادرست همچون خنگ یا دست و چا چلفت درمقابل برخی از دوستان کودک) می تواند موجب خجالتی و کمرو شدن کودک شود.

خانواده انتقادگر یا کمال پرست:
توقع بیش از حد داشتن و یا انتقاد و سرزنش دائم باعث تخریب حرمت نفس کودک و در نتیجه کمرویی کودک می شود.

جابه جایی محل زندگی یا تحصیل کودک:
در سنین دبستان و راهنمایی روابط دوستی قوی و نسبتاً پایدار بوده و جابجایی کودک می تواند در تکامل اجتماعی او اثرات منفی داشته باشد.

وجود مسئله خجالت آور در خانواده:
وجود مسائلی خجالت آور و ناپسند در خانواده (از جمله اعتیاد، طلاق پدر و مادر و...) می تواند موجب خجالت و کمرویی کودک شود.

خانواده خشک و سرد:
مهمترین اصل در تکامل عاطفی و شکل گیری درست حرمت نفس، ابراز عشق و محبت بی قید و شرط به کودک است (از طرف هر دو والدین). توجه و محبت به کودک نه تنها موجب لوس شدن کودک نمی شود بلکه از آن نیز جلوگیری می کند. کودکی که هسته ارزشمندی اش توسط والدین درست شکل گرفته باشد دیگرنه تنها نگران ارتباط برقرار کردن با دیگران نیست بلکه بدلیل درک بهتر احساسات و عواطف دیگران و ابراز احساسات خود، در دوست شدن و تعامل درست موفق تر خواهد بود.

زیر ذره بین بودن:
اصولاً هر موقعیتی که باعث توجه دیگران به فرد (کودک و بزرگسال) شود و به اصطلاح فرد زیر نور افکن قرار گیرد (از جمله وجود مسابقه، اشاره کردن به فرد در میان جمع) می تواند موجب بروز خجالت شود.

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.