طرحواره درمانی چیست؟

طرحواره درمانی چیست؟

طرحواره چیست؟

طرحواره به عنوان هسته اصلي باورهاي انسان، مدت زيادي است که مورد بررسي روان شناسان قرار گرفته است. آن ها مي گويند تجربيات دوران کودکي و زندگي باعث شکل گيري طرحواره در ذهن افراد مي شود؛ يعني همان قالب فکري ما و آن چه به وسيله آن دنيا را مي بينيم و مسائل را حلاجي مي کنيم، رفتار ديگران را معنا مي کنيم و به اتفاقاتي که پيرامون ما رخ مي دهد، بار معنايي مي دهيم.

کل طرح واره‌ها  جمعا هجده مورد می باشند.

۱-رهاشدگی/ بی ثباتی
۲-بی اعتمادی/ بدرفتاری
۳-محرومیت هیجانی
۴-نقص/ شرم
۵-انزوای اجتماعی

۶-دلبستگی /بی کفایتی
۷-آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری
۸-خود تحول نیافته / گرفتار
۹-شکست

۱۰-استحقاق/ بزرگ منشی
۱۱-خویشتن داری و خود انضباطی ناکامی

۱۲-اطاعت
۱۳-ایثار

۱۴-پذیرش جویی/ جلب توجه‌
۱۵-منفی گرایی، بدبینی
۱۶-بازداری هیجانی
۱۷-معیارهای سرسختانه / عیب جویی افراطی
۱۸-تنبیه

هر کدام از ما ممکن است یک یا چندتا از این طرحواره هارو در خود داشته باشیم که باعث بوجود آمدن اضطراب حاکم بر ما می شود.
با شناسایی آنها در خود می توان از میزان این استرس کاست.

چرا شناسایی تله های زندگی مهم است؟

اگر ما طرحواره ها را شناسایی نکنیم و قدرتشان را در وجودمان کاهش ندهیم، باعث می شوند هرگز نتوانیم در زندگی به خواسته هایمان دست یابیم. تله های زندگی به طور ناخود آگاه باعث می شوند که افراد در بزرگسالی وقتی حتی خانه را ترک می کنند و وارد رابطه می شوند و در ارتباط با مردم جامعه، محیط شغلی، و به ویژه همسر به دنبال خلق شرایطی باشند که با همان تجارب دردناک دوران کودکی برایشان تکرار شود. طرحواره ها آنها را طوری هدایت می کنند که با انتخاب ها و رفتارهایشان به طور ناخودآگاه تجربه های تلخ و زخم ها را برای خود باز آفرینی کنند یعنی کاری کنند که دوباره نادیده گرفته شوند، تحقیر شوند، از آنها سوء استفاده شود، سرزنش شوند و … .

به همین خاطر است که لازم است پیش از انتخاب همسر و ورود به رابطه ای که قرار است صمیمانه ترین رابطه یک انسان و محلی امن برای وجود او باشد، تله های زندگی خودمان و همسرمان شناسایی شود.

جفری یانگ بنیانگذار طرحواره درمانی می گوید: “ به یاد داشته باشیم که ممکن است ما در شکل‌گیری این تله‌ها نقش نداشته باشیم ولی در تداوم آن‌ها مسلماً مسئول هستیم.”

این یک خبر خوش است، این خلاف باور بسیاری از انسان هاست که در پاسخ به مشکلاتشان فقط گذشته را نشخوار می کنند و می گویند چون پدر و مادرشان شان بد بوده اند، محیط زندگیشان مناسب نبوده و … پس محکوم هستند به سبک خاصی از زندگی. این یعنی ما محکوم نیستیم پس از دوران کودکی، وقتی توانایی شناخت خود را بدست آوردیم، تا پایان عمر اسیر طرحواره های خود بمانیم.

هر فردی وقتی تله های خود را بشناسد می تواند برای رفع آن اقدام کند البته این امر مستلزم تلاش و مقابله با برخی تجارب دردناک است که تا فردی نخواهد نمی تواند از پس آن بربیاید. این یکی از دلایلی است که می گوییم به تغییر همسر بعد از ازدواج دل نبندید.

ابوترابی مشاور و رواندرمانگر

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.