دلایل شیوع بالای اختلالات روانپزشکی (بخش دوم)

دلایل شیوع بالای اختلالات روانپزشکی (بخش دوم)

معنای اجتماعی «تاب‌آوری» در ارتباط با امکان بالقوه بازسازی وضعیت و بازگشت به شرایط پیشین به دنبال بروز یک ضایعه است و به یک معنا به مفهوم «امید» نزدیک است. کاهش میزان امیدواری در جامعه، تاب‌آوری جامعه را دستخوش فرسودگی می‌کند و افراد امکانی برای بازسازی شرایط نمی‌بینند.

گسترده شدن سه ویژگی «احساس_بی‌عدالتی»، «ادراک فرسایش ارزش‌های_اخلاقی» و «بی‌اعتمادی» در میان مردم، همه این شرایط ناخوشایند، جامعه را به‌سوی «تفردگرایی» (individualism) و پیگیری منافع شخصی یا خانوادگی به‌جای اخلاق‌گرایی، قانون‌گرایی و مشارکت اجتماعی رهنمون می کند و ماحصل آن دشواری در پیشبرد طرح‌های نیازمند همکاری عمومی (از قبیل گردآوری مالیات)، اجرای قوانین و از دست رفتن سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های کشور در دستیابی به اهداف توسعه خواهد بود.
در شرایط یادشده که اقدامات ضربتی در جهت افزایش سریع رضایت کوتاه‌مدت عمومی و پیشگیری از بحران‌های اجتماعی ضروری می‌شود، امکان برنامه‌ریزی درازمدت و انجام کارهای زیربنایی از میان می‌رود و یک دور باطل در جهت فرسایش هرچه بیشتر منابع مادی و انسانی شکل می‌گیرد.

کدام دسته از اختلالات روانپزشکی شایع‌تر هستند؟

اختلال افسردگی شایع‌ترین اختلال روانپزشکی است و اختلالات مصرف مواد، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس، اختلال دوقطبی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از سایر اختلالات شایع هستند. البته اگر مجموع انواع اختلالات اضطرابی را به عنوان یک گروه در نظر بگیریم، از همه گروه‌ها، حتی از اختلالات خلقی که افسردگی زیرمجموعه آن است هم شایع‌تر است.

امکان بهبود آنها صرفاً با مراجعه به درمانگر امکان پذیر است؟ مداخلات اجتماعی می تواند در کاهش یا بهبود آن تأثیر داشته باشد؟

همان‌طور که بیان شد وجود مجموعه‌ای از عوامل در کنار هم به شکل‌گیری یک اختلال منجر می‌شود و واضح است که کنترل بیشتر این عوامل در اختیار درمانگران نیست. با این حال، درمان در بسیاری از موارد مؤثر است و در بیشتر موارد به میزان متوسط تا زیاد یا حتی به طور کامل علائم روانپزشکی را برطرف می‌کند. بدیهی است که این مداخلات درمانی در سطح فردی عمل می‌کند و برای ارتقای سلامت روان و پیشگیری از بروز و کم کردن شیوع اختلالات روانپزشکی در افراد جامعه، مسئولان کشور باید در جهت رفع عوامل زمینه‌ای مورد اشاره تلاش کنند.

در ضمن، هنوز راه زیادی برای رسیدن به میزان مطلوب دسترسی مردم به خدمات روانپزشکی داریم. بر اساس پیمایشی که بیان شد، تنها یک‌سوم افراد مبتلا به افسردگی در ایران از حداقل درمان استفاده می‌کنند و می‌دانیم که بسیاری از آنها ادامه درمان را پیگیری نمی‌کنند. «انگ‌زدایی» از مراجعه برای ارزیابی تشخیصی و دریافت خدمات درمانی هنوز اولویتی برای افزایش دسترسی مردم به خدمات روانپزشکی است. همچنین گسترش «روانپزشکی جامعه‌نگر» با غربال‌کردن مشکلات و اختلالات و مداخله‌ی پیشگیرانه و درمانی در سطح جامعه راه حلی مؤثر و امتحان‌شده است؛ اما با توجه به درآمدزایی اندک این خدمات و خصوصیات گروه‌های هدفِ آن که عمدتاً شامل گروه‌های اجتماعی اقتصادی پایین‌تر جامعه است، این مداخلات بی‌تردید نیازمند حمایت گسترده دولت است.

دکتر امیر شعبانی

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.