قربانیان تعرض جنسی

قربانیان تعرض جنسی

متن نوشته شده توسط دکتر میترا حکیم شوشتری، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

هميشه زمانی که اتفاقی رخ می‌دهد تا مدت‌زمانی همه به آن موضوع می‌پردازند و بعد دوباره انگار مشکلات را فراموش می‌کنیم و حرف‌های کارشناسی هم دیگر شنیده نمی‌شود. شاید مهم‌ترین مشكلی که در مورد آگاهی‌دادن به بچه‌ها و نوجوانان وجود دارد این است که در برخی دستگاه‌ها سیاست انکار را در پیش‌گرفته‌ایم و تصور می‌کنیم که مشكلات کودک‌ آزاری جنسی، فقط در قشری خاص اتفاق می‌افتد. درصورتی‌ که کودک‌ آزاری جنسی می‌تواند در هر طبقه اقتصادی، اجتماعی رخ دهد و به‌نظر می‌رسد زمان آن فرا رسيده است كه گام‌هایی مؤثر برای پيشگيری از اين آسيب برداريم. وقت آن رسيده است كه به‌جای انكار كردن و متهم ساختن فرد يا گروهی، به اقدامات پيشگيرانه مبادرت كنيم و اين چيزي نيست جز آموزش مناسب و به‌جا.

از ديرباز هرگاه برای جلسات آموزش‌ و پرورش به مدرسه‌ای قدم گذاشته‌ام، برای انتخاب موضوع برای آموزش والدين مسائل جنسی را خط قرمز مدارس عنوان کرده‌اند؛ خط قرمزی كه بچه‌ها در خلوت خود به‌راحتی از آن عبور می‌کنند و ما را انگشت‌ به‌ دهان می‌گذارند. بايد توجه داشت كه دسترسي بچه‌ها به تكنولوژی، موجب وسعت اطلاعات جنسی آن‌ها شده و بچه‌ها اين اطلاعات را با هم مبادله می‌کنند.

مراکز آموزش‌ و پرورش يكی از مهم‌ترین محل‌های آموزش محسوب می‌شود. وقتی بچه‌ها در مورد كاركرد بخش‌های مختلف بدن در دروس خود مطالبی را فرامی‌گیرند زمان مناسبی است كه برخی اطلاعات ساده ردوبدل شود. اين آموزش اگرچه ساده به نظر می‌رسد، در صورتی‌ که توسط فرد آگاه صورت نگيرد، گاه زیان‌های جبران‌ناپذیری را به بچه‌ها وارد می‌کند.
اولیای آموزش‌ و پرورش (معلمان و مشاوران) باید در اين زمينه آموزش ببينند که چطور با بچه‌ها در مورد مسائل جنسی صحبت كنند و بدانند با بچه‌هايی روبه‌رو هستند كه هر يك داستان زندگی متفاوتی دارند. بايد توجه داشت كه بچه‌ها با نيازهای مختلف و با والدين متفاوت زندگی می‌کنند پس بايد بدانيم چگونه به سؤالاتشان پاسخ بدهيم. لازم است بچه‌ها بتوانند به مربیان خود اعتماد كنند و مشکلات و سؤالاتشان را با آنها بازگو نمایند.

نکته بعدی که اهمیت زیادی دارد این است که مهارت‌آموزی با دانش تفاوت می‌کند؛ دانش یعنی انواع و اقسام مهارت‌های اجتماعی كه اگر در اینترنت جستجو کنیم به‌راحتی به آن دسترسی پيدا می‌کنیم، ولی این‌که چه‌طور باید در موردش با بچه‌ها حرف زد نیاز به مهارت دارد. از سوي ديگر خانواده‌ها نيز بايد به بچه‌ها اجازه حرف زدن بدهند. گاهی بچه‌ها اعتراض می‌کنند اما اين صدای اعتراض توسط كسی شنيده نمی‌شود.

یکی از مراجعين من كودكی بود که معلم موسيقی او را آزار جنسی می‌داد. توجه كنيد که آزار جنسی می‌تواند اشكال متفاوتی داشته باشد كه در این مورد کودک‌آزاری به‌صورت نشان دادن تصاوير برهنه به كودك بود. كودك چندین بار گفته بود که تمایلی برای یادگیری موسيقی ندارد ولی والدینش این عدم تمايل را به‌حساب تنبلی می‌گذاشتند. دوری عاطفی كودك از والدين و ترس از آنها، مانع از ابراز واقعيت شده بود.

اميدوارم اين نوشته را به‌حساب اين نگذاريم كه بايد صرفاً یک پکیج آموزش جنسی را به برنامه مدارس اضافه كنيم، زيرا هر کودکی نیاز به یک نوع آموزش دارد و دادن اطلاعات زیاد گاه می‌تواند مخرب باشد.
در پايان ذكر اين نكته را ضروری می‌دانم كه توجه به ‌سلامت روان ديگر كودكانی كه در آن مدرسه خاص درس می‌خوانده‌اند نيز از اهميت بالايی برخوردار است. بچه‌ها در اين موارد ممكن است احساس خطر كنند و در هر محيطی احساس عدم امنيت نمایند. پرداختن بدون حاشيه به اين موضوع می‌تواند از شدت آسيب ساير کودکان بكاهد.

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.