بیماری اعصاب و روان و تاثییر نگرش خانواده بر درمان

بیماری اعصاب و روان و تاثییر نگرش خانواده بر درمان

بیماری و ناتوانی عضوی از خانواده، ارزش ها و منابع کل سیستم خانواده را به چالش می کشاند و کیفیت زندگی را دست خوش تغییر می نماید. خانواده در این شرایط باید خود را با نیازهای آشکار فرد مشکل‌دار وفق دهد و ‌حس اتحاد را با گروه‌بندی دوباره‌ی اعضاء ، تمرکز دوباره بر منابع و تعریف دوباره‌ی وظایف خود باقی نگهدارد. رابطه‌ی اعضای خانواده با فرزند دارای اختلال روانی تا حد زیادی به میزان سابقه‌ی فرهنگی، باورها و ارزش‌های آن بستگی دارد.

مجموعه‌ی وسیع و روز‌افزون تحقیقات نشان می‌دهند که تعدادی از خانواده‌ها به‌طور رضایت بخشی خود را با ناتوانی شدید یا بیماری وفق می‌دهند. در عین حال برخی از خانواده ها در مواجهه با بیماری مزمن، عکس العمل متفاوت‌تری از خود نشان می‌دهند. برای مثال برخی خانواده‌ها فرزند ناتوان خود را به عنوان دیوانه، بی ارزش، روانی الاصل، وصله‌ی ناجور یا حتی خطرناک در نظر می‌گیرند و اختلال روانی فرزند خود را از دیگران پنهان می‌کنند و یا به دلیل وجود چنین عنصری در خانواده احساس شرمندگی می‌کنند. این‌گونه خانواده‌ها گاهی فرزندانشان را به عنوان مجازات الهی برای کارهای ناشایست خود قلمداد می‌کنند که این سوء برداشت‌ها در روابط بین فردی آن‌ها چه در خانواده و چه در اجتماع تاثیرگذار است. در حالی که برخی خانواده ها عقیده دارند، با وجود آنچه اتفاق افتاده است، هرعضو خانواده فرد باارزشی است و بامهرورزی و احساس پذیرش با عضو دارای بیماری اعصاب و روان ارتباط برقرار می‌کنند.در نتیجه  نوع نگرش خانواده به‌خصوص والدین، موفقیت در بازتوانی و بازگشت فرزندان ناتوان به اجتماع را پیش‌بینی می‌کند و ممکن است بهبود و کنترل اختلال روانی را صرف نظر از درمان روانپزشکی تعیین نماید.

نگرش منفی به بیمار یا شرایط پیش‌آمده در زندگی علاوه بر تاثیر مخرب بر روابط متقابل، عدم پیگیری کامل برنامه‌ی درمان دارویی توسط بیماران را به همراه دارد که موجب افزایش عود و بستری‌های موجود می‌گردد.

 

شیرین فیروزآبادی- روانشناس موسسه درمان و توانبخشی امید فردا

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.