گزارش کاردرمانی دی ماه 1396

گزارش کاردرمانی دی ماه 1396

کاردرمانی  در اختلالات خلقی

ارزیابی های گوناگون کار درمانی بسته به زمینه ی محتوایی یا زمینه ی اجرایی و مولفه هایی که باید ارزیابی شوند و یا بسته به مدل کار درمانی مورد استفاده انجام می شود.

درمانگر باید مراجع را بر پایه ی شدت اختلال خلقی ارزیابی کند. رفتار و اظهارات مراجع، سطح عملکرد فرد را در پیوستار خلقی مشخص می کند. با بررسی رفتار فرد روی پیوستار، رویکرد بین فردی و متفاوت درمانی روشن خواهد شد. با آنالیز و درجه بندی کارها مداخلات برای هر فرد در هر نقطه ای از پیوستار خلقی متناسب می شود. وقتی فرد در دو انتهای پیوستار یعنی افسردگی شدید و مانیای شدید قرار دارد، مداخلات درمانی باید واقعی و ملموس باشند. فعالیت ها باید طوری انتخاب شوند که کوتاه مدت، ساده و نتیجه ملموس و موفقیت آمیز در پی داشته باشند. محیط باید به دقت سامان دهی شود تا حواس پرتی درپی نداشته باشد. فعالیت های کاردستی و هنری (craft) و تمرین ها در بخش های کوتاه 30تا40  دقیقه سودمند است. هنگامی که فرد بهبود می یابد و به بخش های میانه  پیوستار خلق می رود، فعالیت های انتزاعی تر و با گام های پیچیده تر که به زمان بیشتری نیاز دارند، به کار می روند. فعالیت ها، بیشتر با تصمیم گیری مراجع گزیده می شوند و مرز کمتری دارند. از مراجعان می توان انتظار بیشتری برای پذیرش مسئولیت در برابر نتایج و بازتاب رفتار و اندیشه هایشان داشت.

توجه درمانگر به کمک مراجع برای شناسایی توانایی ها و منابع درونی است. گروه های سودمند در این مرحله فعالیت های زندگی روزمره، حرفه ای، حل مشکل، فعالیت های بیانی هستند که ممکن است یک ساعت یا بیشتر باشند.

پافشاری کاردرمانی بر استقلال عملکردی فرد است. هر چند کار درمانی پیشنهاد می کند که هر فرد را باید در سطح خودش بررسی کرد، اما هرگاه فردی به روشنی نتواند تصمیم بگیرد یا نتواند در کارهای روزانه درگیر شود، کاردرمانگر باید بین نیازهای فرد و محیط در فعالیت های روزانه اش سازگاری ایجاد کند.

 

رویکرد درون فردی

در درمان فردی بایستی مراقب احساس شکست مراجعان خلقی در مسئولیت هایشان باشیم و سطح توقع خود را همسطح با توانمندی فرد قرار دهیم. هنگام کار با فرد مبتلا به افسردگی درک و همدلی بسیار ضروری است. فرد مبتلا به افسردگی ممکن است در ذهن خود، خود را تنبیه کند، زیرا افسرده است و توان دگرگون نمودن شرایط را ندارد و همواره احساس ناراحتی، غم، بی مزگی، تکرار و بی ارزشی را با خود به همراه دارد و ممکن است به چرخه ای از اندیشناکی منفی بچسبد. اگر افراد مبتلا به افسردگی از شوخی و سر به سر گذاشتن سود می بردند، افسرده نمی شدند و به خودشان کمک می کردند. برای برخی کار کردن با افرادی که به تندی پاسخ نمی دهند یا پیشرفت چندانی ندارند، خیلی سخت است.

نکته ی دیگر در هنگام کار با فرد مبتلا به مانیا همدلی است. همدلی یعنی وجود داشتن و توانایی تاب آوری رفتار فرد مبتلا به مانیا، رفتارهای فرد ممکن است بزرگ منشانه، پر انرژی و مداخله جویانه باشند. مراجع هنگامی از درمان سود می برد که درمانگر دائما توانایی با مراجع بودن را نشان دهد. آنچه برای مراجع سودمند است، فراهم سازی پارامترهایی برای انجام رفتارهای مورد قبول و پذیرفتنی و ارزیابی رفتار وی در یک روش جدی ولی آرام و با موضوعی حقیقی است.

 

مداخلات بین فردی

در مورد درمان های بین فردی و شناختی رفتاری پژوهش های بسیار انجام شده است. کاردرمانی چندین دهه است که تکنیک هایی مانند توجه به افکار، فهرست فعالیت ها و آموزش مهارت های زندگی را به کار می برد. کاردرمانی، برای فرد افسرده، توانایی ادامه دادن کارهای روزمره ی زندگی را فراهم می سازد و هنگام کارهای هنری و craft، فعالیت های حرفه ای و فعالیت هایی از این دست، بر توانمندی واقعی فرد تاکید می کند. برای فردی که به مانیا مبتلا است، درمانگر هنگام کار بر "توجه وی"  بر ساختار واقعی تاکید می نماید. جنگ میان نا امیدی و حواس پرتی با امیدواری و پایداری است که به هدف نگهداری توانایی بازمانده در فرد صورت می گیرد.

کاردرمانی به طور تجربی می تواند با نشانه ها و افکار منفی هنگام تمرکز بر کارکرد روزانه ی کارها و فعالیت های زندگی روزانه، پیوند برقرار کند. هنگامی که فرد افسرده خود را با افکار نا کارا و آسیب دیده، گرفتار می کند، کاردرمانی می تواند با تکیه بر توانمندی واقعی فرد در فعالیت های عینی به او کمک کند بر این روش منفی چیره شود. در افراد مانیا نیز، هنگام تمرکز بر فعالیت های زندگی روزمره، کاردرمانی می تواند در چرخه ی بزرگ منشی و سرخوشی فرد مبتلا به مانیا با فراهم سازی محیط ساختار یافته و فعالیت هایی که رفتار را سازمان دهی و کنترل می کنند، راه یابد.

فراهم سازی فعالیت هایی که نیاز به گزینش فراوانی ندارند یا گام های بسیاری برای تکمیل کردن ندارند و شاید به افراد اجازه دهند که در برابر دیگران، کارشان را انجام دهند و نیازی به برقراری ارتباط با دیگران نداشته باشند، میزان درگیری فرد را بالا می برد. مداخلات رفتاری، سامان دهی و گوش دادن گام به گام را بهبود می دهند که دسترسی به اهداف را به آسانی ممکن می سازد وبا دستیابی به پیروزی انگیزه را افزایش می دهند. مداخلات شناختی مانند شناسایی و کنترل افکار منفی، شناسایی گفتگوهای درونی که بارها و بارها بازپخش می شوند را ممکن می سازد.

 

مداخلات برای افسردگی

 

 

مداخلات برای مانیا

 

سارا حاصلی_کاردرمانگر

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.