گزارش کاردرمانی اسفند ماه 1396

گزارش کاردرمانی اسفند ماه 1396

کاردرمانی در اختلالات اضطرابی

بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی یک دوره ی مزمن همراه با دوره های عود اختلال را تجربه می کنند. بنابراین، مهمترین کار این است که بیاموزند چگونه اضطراب را کنترل کنند تا بتوانند کارآمدی بیشتری داشته و به جای دوری از موقعیت هایی که ترس های غیرمنطقی درپی دارند، با این موقعیت ها روبرو شوند. اجتناب و دوری کردن از محرک ایجاد کننده ی ترس و اضطراب، تلاشی برای محافظت از خود است اما این شیوه بتدریج باعث افزایش حساسیت فرد نسبت به منبع اضطراب و کاهش ظرفیت فرد می شود. هدف کاردرمانی، آموزش روش هایی است که به فرد در افزایش احساس خودکفایی و خودباوری برای غلبه بر اضطراب و داشتن عملکرد مناسب در محیط کمک می کنند.

کاردرمانگر باید اثر و آسیب اضطراب بر کارکرد روزانه فرد را بسنجد. مصاحبه و مشاهده ی کارکرد، چک لیست نقش، پرسشنامه های کارکردی و خودارزیابی حوزه های کاری در مشخص کردن اثر اضطراب بر زندگی فرد کمک کننده اند .

مداخلات درمانی

   مداخلات کاردرمانی به گونه و درجه ی اضطراب بستگی دارد.

1. آموزش آرام بخشی:

  1. تمرینات تنفسی
  2. آرام بخشی عضلانی پیشرفته
  3. تصویرسازی ذهنی
  4. تمرینات اتوژنیک    

2. آموزش جراتمندی

3. حضور و بودن در اجتماع

4. فعالیت های بیانی:

  1. خاطره و یادداشت نویسی
  2. فعالیت های هنری و کارهای دستی
  3. آموزش رفتار کارکردی

5. شیوه ی زندگی

6. رویکردهای منطقی و تبیین شناختی

7. مدیریت زمان

هر یک از این تکنیک ها به تناسب اختلال و محیطی که فرد در آن حضور دارد، کاربرد دارند. گستره ی استفاده از این تکنیک ها از آسیب های کوچک تا آسیب های شدید پیش بینی می شود، هر چند به نظر می رسد بیشتر این تکنیک به روانشناسان مربوط هستند، اما در سیستم سلامت و بهداشت روان همه کسانی که این روش ها را به درستی آموخته اند، می توانند از آنها بهره ببرند.

 آموزش آرام بخشی:

مداخله ای برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به منظور کاهش برانگیختگی و سازش با استرس است. در ابتدا مراجع به راهنمایی کلامی و بیرونی نیاز دارد، اما کم کم شناسایی و کنترل اضطراب را می آموزد. بتدریج درمان به موقعیت های گوناگون زندگی که اضطراب در آنها رخ می دهد تعمیم داده می شود.

آموزش جراتمندی و مهارت های اجتماعی:

مراجعان مبتلا به اختلالات اضطرابی معمولا سبک های رفتاری اشتباه مثل منفعل یا بی تفاوت و یا پرخاشگر دارند که از شناخت ناکافی و نادرست و تبیین اشتباه در موقعیت های اجتماعی ناشی می شود، ممکن است سردرگم شوند و کنترل کافی بر موقعیت ها نداشته باشند.

در گروه درمانی برای گام برداشتن در جهت توانمندی این افراد، کارهای زیر را انجام می دهند:

  • درک و شناخت مولفه های رفتار جرئتمند به شیوه های گوناگون.
  • شناسایی روش ها و موانع فرد برای رفتار جرئتمندانه ( افکار و ترس های غیر منطقی)
  • فراهم سازی ارتباط  شجاعانه و اصول و کاربرد تمرینات رابطه ای مناسب در موقعیت های بازی نقش.

آموزش های جراتمندی می تواند در کاهش اضطراب موثر باشد، زیرا به فرد در سازش با موقعیت ها و رویا رویی با مشکلات و کنترل شخصی کمک می کند.

گروه مهارت های اجتماعی: موضوعاتی مانند ارتباط چشمی و سایر ارتباطات غیر کلامی و زبان بدن چگونگی ترک موقعیت های نارحت کننده، مواجهه با بحث و...

تحرک و حضور در اجتماع:

اجتناب و دوری گزیدن ،مشکل جدی برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی است که ممکن است به جدایی کامل فرد از دوستان، خانواده، دوری از فعالیت های اوقات فراغت و کار به منظور کنترل اضطراب منجر گردد. اجتناب نه تنها موجب احساس تنهایی و افسردگی می شود بلکه تحرک جسمی را نیز کاهش می دهد. با کاهش فعالیت، فرد بیشتر به افکار،احساسات و سایر تجربیات درونی خود توجه می کند. شرکت در گروه های حمایتی یا رویدادهای اجتماعی کمک کننده اند که البته با توجه به ارزیابی انفرادی هرفرد اتفاق می افتد، ممکن است لازم باشد از فعالیت های هنری غیر رقابتی و انفرادی مثل موسیقی و کلاژ استفاده کرد و بتدریج به سمت گروه قدم برداشت.

فعالیت های بیانی:

افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از شرکت در فعالیت های بیانی سود می برند. زیرا روزنه ای برای تخلیه ی فشار های روانی و جسمانی همراه با اضطراب است. اعضای خانواده و دوستان تحمل کمی برای نگرانی ها و ترس های تکراری فرد مضطرب دارند. بنابراین تکنیک های خود افشاگرانه در تحکیم روابط اجتماعی و افزایش استقلال مفیدند.

انواع فعالیت های بیانی

  • نوشتن خاطرات و گزارش های روزانه: راهی مناسب برای بیان افکار ناراحت کننده است. نوشتن می تواند نگرانی ها و احساسات ناخوشایند را کاهش دهد و به فرد کمک کند که برعواطف خود هنگام بستن دفترخاطرات چیره شود.گاهی حتی به فرد پیشنهاد می شود که به منظور ثبت نشانه های اختلال اضطرابی خاص مانند حملات پانیک یا فوبیا، از نوشتن استفاده کند.آگاهی هایی که فرد در مورد زمان، طول مدت، علت، شدت و رویدادهای پیش و پس از حمله از این نوشته ها بدست می آورد، به او کمک می کند تا بر نشانه ها تا اندازه ای کنترل یابد و الگو ها، همسانی ها و توالی های آنها را شناسایی کند.
  • فعالیت های هنری و کارهای دستی: هر دو در درمان اختلالات اضطرابی موثرند.در کارهای دستی  ساختار یافته، سازه های یک پروژه ی تکراری و قابل پیش بینی، اطمینان دوباره ای به فرد پر از ترس می دهند و به پیشگیری از اضطراب کمک می کنند. فعالیت هنری رهایی از فشار را به دنبال دارد.

 مدیریت زمان:

اضطراب عامل فلج کردن فعالیت ها شناخته می شود، اضطراب موجب ترس از شکست، کاهش تمرکز یا پیش مشغولیت با استرس شده و بتدریج موجب کاهش اعتماد به نفس و کنترل خود می شود. یادگیری تکنیک های مدیریت زمان به فرد مضطرب کمک می کند تسلط خود را بر محیط و فعالیت هایش و در نهایت خود افزایش دهد.

 یکپارچگی حسی:

پژوهش ها نشان داده اند که برخی از بزرگسالان مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی اختلالات پردازش حسی دارند. تدافع حسی هنگام بالا بودن اضطراب، حساسیت بیش از اندازه و کاهش بیش از اندازه در پردازش محرکات حسی و اختلال در سامان دهی و یکپارچه سازی درون داد های حسی ویژگی های اختلالات پردازش حسی است. برخی پژوهش ها نشان داده اند که مداخلات یکپارچگی حسی مانند فشارهای عمقی، لمس، فعالیت های درگیر کننده چند حس در کاهش سطوح اضطراب در کودکان و بزرگسالان سودمندند.

 سارا حاصلی_کاردرمانگر

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.