آسیب شناسی روانی و درمان

آسیب شناسی روانی و درمان

ما مردم همگی گاهگاهی دچار فشار روانی می شویم. دانشجو ها وقتی رابطه شان با هم اتاقیشان به هم می خورد یا وقتی مجبور می شوند دست به انتخاب گرایش تحصیلی بزنند یا موقع امتحان ها ممکن است گرفتار فشار روانی شوند. جامعه ی امروز بشر که دستخوش تحولات سریع است برای بسیاری از مردم فشارهایی در بر دارد. پیوسته با فشار ناشی از اجبار به انجام دادن کارهای بیشتر و بیشتر در فرصت های کوتاه و کوتاه تر روبرو می شویم. مساله های آلودگی هوا، و آلودگی صوتی و راهبندان و جرم و جنایت و کار و فعالیت طاقت فرسا در زندگانی روزمره روز به روز بیشتر می شود. علاوه بر اینها، باید با رویدادهای پرفشاری از قبیل مرگ پدر یا مادر یا فاجعه های طبیعی هم روبرو شد. فشار روانی می تواند موجب هیجان های ناخوشایندی نظیر اضطراب یا افسردگی، و همچنین بیماری های جسمانی عمده و کوچک هم بشود.

در عین حال، مردم در برابر رویدادهای تنش زا واکنش های گوناگون از خود نشان می دهند یعنی در برابر رویداد تنش زای واحد، بعضی ها گرفتار اختلال های وخیم روانی یا جسمانی می شوند در حالیکه مردمان دیگری در برابر همان رویداد نه تنها دچار هیچ نوع اختلالی نمی شوند بلکه چنین رویدادی را فرصتی خواستنی برای چالش و کوشش به شمار می آورند. در چندین مقاله به مفهوم "فشار روانی" و اثرات آن بر ذهن و جسم می پردازیم و علاوه بر این، به تفاوت های ارزیابی مردم از رویدادهای تنش زا و مقابله با آنها نظر می افکنیم و تاثیر تفاوت های یاد شده را بر سازگاری بررسی می کنیم.

این روزها دیگر همه ی مردم درباره فشار روانی یا فشار حرف می زنند. رسانه های همگانی رفتار غیر عادی یا بیماری های غیر عادی را زاییده ی فشار روانی یا به عنوان فروپاشی روانی ناشی از تنش ها معرفی می کنند.برای نمونه وقتی آدم اسم و رسم داری دست به خودکشی می زند می گویند زیر بار فشار های زندگی به زانو درآمده است‌. دانش آموزان و دانشجویان در مرسه و دانشگاه درباره ی میزان فشار روانی یکدیگر صبحت می کنند و سخن از بار فشارها دارد مرا خرد می کند! میان مردم رواج دارد.

با این همه، فشار روانی اصلا چیست؟ به طور کلی هنگامی صحبت از فشار روانی یا استرس به میان می آید که شخص با رویدادی مواجه شود که خودش آن را برای سلامت جسم یا روانش مخاطره آمیز بداند. این قبیل رویدادها را معمولا رویدادهای تنش زا یا استرس زا و واکنش های مردم را به آنها پاسخ های تنش زا می نامند.
رویدادهایی هست که اکثریت مردم آنها را تنش زابه حساب می آورند.
هنگامی ک بتوان از فشار روانی دور شد یا به آن حمله برد چنین واکنشی سازگارانه است اما وقتی فشار روانی مستمر و غیر قابل کنترل باشد. این واکنش ممکن است ناسازگارانه بشود. فشار روانی، هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم بر سلامت تاثیر می گذارد.


اینکه فشار روانی و سایر عوامل اجتماعی و روانشناختی و زیستی چگونه دست به دست هم می دهند و بیماری ایجاد می کنند، در قلمرو پزشکی رفتار یا روانپزشکی سلامت بررسی می شود.

ویژگی های رویدادهای تنش زا
رویدادهایی که موجب تنش می شوند بی شمارند. بعضی از آنها تغییرات عمده ای هستند که بسیاری از مردم را به صورت همزمان گرفتار می کنند از قبیل جنگ، سانحه های هسته ای و زمین لرزه. دسته ی دیگری از تنش زاها تغییرات بزرگ و عمده زندگی هستند نظیر جلای وطن، تغییر شغل، ازدواج، از دست رفتن دوست و بیماری وخیم. گرفتاری های روزمره را نیز بعضی مردم به صورت رویداد تنش زا تجربه می کنند مانند گم کردن کیف دستی، گیرافتادن در راه بندان، بحث و جدل دانشجو با استادش و نظایر آن. بجز این ها ممکن است خاستگاه فشار روانی در خود شخص و به صورت انگیزه ها یا خواسته های متعارض باشد.


📌 رویداد هایی که تنش زا تلقی می شوند معمولا در یک یا جند معقوله ی زیر قرار می گیرند:

رویدادهای آسیبی فراتر از چارچوب های تجربیات زندگی رویدادهای مهار نشدنی رویدادهای میش بینی ناشدتی رویداد هاییکه میشسنه توان و خود پتداری شخص و یا تعارضات دروتی را فرا نی خواند.


رویداد آسیبی
رویدادهای آسیبی بارزترین منابع فشارروانی اند. منظور از رویداد آسیبی، موقعیتی بسیار مخاطره آمیز و فراتر از دایره ی تجربه های معمولی آدمیان است. فاجعه های طبیعی همچون زمین لرزه و سیل و فجایعی که آدمی خودش مسبب آنست مانند جنگ و سوانح هسته یی و سوانح جاده ها و سوانح هوایی، تعرض های جسمانی نظیر تجاوز جنسی یا اقدام به قتل، از این زمره اند.

هوروویتز می گوید: در برابر رویدادهای آسیب زا مردم رشته  واکنش های روانشناختی معینی دارند.
به این معنا که قربانیان این گونه فاجعه ها ابتدا دچار بهت و بی خبری می شوند و نمی فهمند چه آسیب یا خطری متوجه آنان شده: ممکن است با حالت گمگشته اینسو و آنسو بروند و خود را در معرض خطرات دیگری هم قرار دهند. هنگام زلزله، شخص ممکن است در ساختمان های در معرض فروریزی سرگردان بماند.بدون آنکه خطرِ بارز این کار خود را دریابد. در مرحله ی بعد نیز بازماندگان حادثه همچنان فعل پذیر هستند و از عهده انجام کارهای حتی کوچک نیز برنمی آیند اما ممکن است به سادگی از دستورها پیروی کنند.

برای نمونه: زنی که به او تجاوز جنسی شده ممکن است تا چند روز پس از آن حتی به فکر تهیه غذا برای خودش نیفتد اما اگر دوست نزدیکش اصرار کند که با هم غذا بخورند، اطاعت کند. فاجعه دیده ها در مرحله ی سوم، دچار اضطراب و دلهره می شوند و بسیار به سختی می توانند تمرکز کنند و چه بسا که جزییات فاجعه را بارها و بارها بازگو کنند. کسی که از سانحه ی اتومبیل جان یه در برده وقتی کتار اتومبیل قرارگیرد ممکن است به شدت دچار اضطراب شود و به خاطر عدم تمرکز نتواند به کار و حرفه اش بپردازد و بارها و بازها جزئیات سانحه را برای دوستانش تشریح کند.

بهره کشی جنسی یکی از فاجعه هایی است که به طرز رقت انگیزی در جامعه ی ما شیوع پیدا کرده. تاثیرات تجاوز جنسی و سایر خشونت های جنسی بر سلامت جسم و روان قربانیان آنها بسیار عظیم می نماید.بررسی ها و پژوهش های متعدد نشان داده تا شش ماه پس از حادثه در قربانیان تجاوز یا خشونت جنسی ذرجات شدید افسردگی، اضطراب، وحشت و یاس و دیگر علائم پریشانی روانی ایجاد می شود. پریشانی بعضی قربانیان این قبیل حوادث، در طول زمان کاهش می یابد اما در بعضی دیگر این پریشانی ها مدت های دراز ادامه پیدا می کند. 

برگرفته از روانشناسی هیلگارد

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.