خانه‌های تک‌نفره (قسمت اول)

خانه‌های تک‌نفره (قسمت اول)

انتخاب تجرد قطعی در میان زنان، چالشی جدید و البته نوپدید در جوامع امروزی است. هرچند هیچ موضوعی در زندگی بشر قطعی نیست و بسیاری از تصمیمات قطعی در زندگی ما باوجود پافشاری‌های مکرر بازهم در شرایط خاص محکوم به تغییر هستند اما هنگامی‌که از تجرد قطعی برخی زنان سخن به میان می‌آید ناخودآگاه درنگ می‌کنیم.

مرور بر داشته‌های فرهنگی و تجارب گذشتگان، ما را در برابر سؤالات بسیاری قرار خواهد داد. چگونه ممکن است در جامعه‌ای که ازدواج دختران به‌عنوان یک مهم به باوری نانوشته در ذهن افراد آن تبدیل شده بود به ناگهان با چالشی جدید مواجه شویم؟ چالش کاهش گرایش به ازدواج که این روزها آن‌قدر پررنگ شده که متخصصان و دولتمردان را به تفکر و تدبر واداشته است.

حقیقت این است در گذشته‌های نه‌چندان دور، حق انتخاب فعالانه برای ازدواج در میان طیف‌ها و طبقات مختلف جامعه تنها از آن مردها بود بلکه این مردها و البته خانواده آنها بودند که عروس آینده را انتخاب می‌کردند و این خانواده داماد بود که برای ازدواج پیش‌قدم می‌شد. در چنین شرایطی حق انتخاب دختران تنها به انتخاب از میان خواستگاران محدود می‌شد. بی‌شک در جوامعی ازاین‌دست ناخودآگاه دختران بازمانده از ازدواج در معرض برچسب‌های فاجعه‌باری قرار می‌گرفتند، چراکه مردم بر این باور بودند که مشک آن است که خود ببوید؛ پس دختری که ازدواج نکرده حتماً عیوبی دارد که هیچ‌کس او را انتخاب نکرده است. قانون نانوشته در این شرایط مردانی را که باوجود خواستگاری‌های بسیار، همواره جواب رد می‌شنیدند و حتی در سنین بالا مجرد می‌ماندند را عاری از عیب و ایراد می‌دانست. به‌گونه‌ای که کمتر مردی در معرض انگ و برچسب‌زنی اطرافیان قرار می‌گرفت. حال جای سؤال است که چه اتفاقی توانسته چنین جامعه‌ای را با کاهش گرایش به ازدواج و حتی تجرد قطعی دختران مواجه کند؟

دکتر مریم رسولیان، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، در پاسخ به این سؤال می‌گوید: رشد موقعیت و استقلال زنان جامعه امروزی در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی برای آنها ارمغانی به نام قدرت و «حق انتخاب» به همراه داشته است. به‌عبارت‌دیگر، زنانی که روزی برای تأمین معاش و امنیت زندگی وابسته به مرد یا فردی دیگر بودند، با ورود به عرصه اجتماع و کسب درآمد توانستند زنجیره‌های این وابستگی معیشتی و اجبار به ازدواج را قطع کنند. هرچند هنوز باورهای سنتی و ساختارهایی که در عمق وجود بسیاری از ما باقی‌مانده باعث می‌شود هنگام مواجهه با زنی مجرد که از درآمدی مناسب برخوردار است و موقعیت اجتماعی مناسبی هم دارد، باز به دنبال نقطه‌ضعفی که مانع ازدواج او شده بگردیم؛ اما واقعیت این است که کسب استقلال مالی و موقعیت اجتماعی و به دنبال آن قدرت انتخاب برای زنان باعث می‌شود دیگر فقط انتخاب مرد مناسب برای ازدواج از میان گزینه‌های متعدد مطرح نباشد بلکه انتخابی به‌مراتب مهم‌تر مطرح می‌شود و آن این است که آیا فرد اصلاً تمایل به ازدواج دارد یا اینکه تصمیم می‌گیرد برای همیشه مجرد باقی بماند.

تجرد بهتراست یا تأهل

هنگامی‌که امکان انتخاب از میان الگوهای مختلف زندگی مطرح می‌شود بحث «مجردی بهتر است یا متأهلی؟» بسیار پررنگ می‌شود و نمود بیشتری می‌یابد. غبطه خوردن بسیاری از متأهلان به زندگی مجردی در مقابل نوع نگرش مجردان به زندگی یک فرد متأهل می‌تواند کفه‌های یک ترازو را تشکیل دهد.

نمی‌توانیم بگوییم در زندگی یک الگوی رفتاری سالم و درست است و الگویی دیگر نادرست و مشکل‌آفرین، چراکه اصولاً انسان‌ها بسته به شرایط، سلایق و ارزش‌های خود، انتخاب‌های متفاوتی را انجام می‌دهند. بنابراین برای رد یا پذیرفتن هر الگویی باید همه جوانب بررسی شود. تنها در این صورت است که می‌توانیم در مورد درست یا نادرست بودن آن الگو اظهارنظر کنیم. اما مهم‌ترین شرط در سلامت روان این است که فرد توانایی خود را تشخیص داده، با استرس‌های معمول زندگی کنار بیاید و بتواند به‌طور بهره‌مند و مؤثر کار کرده و به جامعه خود کمک کند. از سوی دیگر یک الگوی رفتاری سالم این است که فرد بتواند با در پیش گرفتن آن از زندگی خلاق، مولد و با احساس رضایت نسبت به خود و اطرافیانش برخوردار شود. چنین فردی چه مجرد باشد چه متأهل و فرزند داشته باشد یا نه، از نظر روانپزشکی زندگی هنجار دارد.

از سوی دیگر به میزان ارتقای کارکرد شخصیتی و روانی افراد، امکان تعامل آنها با اطرافیان مهیا می‌شود. هنگامی که فردی تعامل بهتری با دیگران دارد می‌تواند با آنها زندگی بهتر و توأم با سازگاری داشته باشد. نتیجه این امر افزایش احتمال ازدواج وی خواهد بود. در توضیح این موضوع می‌توان گفت: چنین فردی می‌تواند احساس دیگران را بهتر درک کند و در مقابل حس بهتری به آنها منتقل کند، اطرافیان را دوست بدارد و از سوی آنها دوست داشته شود. همه این مجموعه باعث ایجاد رابطه‌ای صمیمانه بین او و اطرافیان می‌شود که در نهایت به ازدواج منجر خواهد شد.

چرا ازدواج؟

برای یافتن دلیل تمایل برخی از افراد جامعه به مجرد ماندن ابتدا به بررسی دلایل ازدواج می‌پردازیم. دلیل مهم و احساسی ازدواج به‌خصوص در میان جوانان، نیاز احساسی و جنسی است. هیجان و احساس در میان این گروه از جامعه در بسیاری از موارد باعث تصمیم آنها به ازدواج می‌شود. نیاز‌های عاطفی و روانی و تمایل به رفع حس تنهایی، دلیل دیگری است که باعث می‌شود افراد در سنین مختلف به ازدواج روی‌آورند؛ اینکه فردی در زندگی ما حضور داشته باشد که بتوانیم خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود را با او به اشتراک گذاشته و مراحل مختلف زندگی را به همراه او پشت سر بگذاریم یکی از نیازهایی است که انسان‌ها را به سمت ازدواج سوق می‌دهد.
تأمین معاش زندگی و داشتن سرپناه عامل دیگری است که هنوز بسیاری از زنان را به سمت ازدواج و حتی ازدواج‌های موقت هدایت می‌کند. هدف‌های فرعی دیگری هم در این زمینه وجود دارد که خیلی هم عام نیست مانند افرادی که به دنبال کسب شهرت با افراد معروف و مشهور جامعه ازدواج می‌کنند. هنگامی که جامعه به شرایطی می‌رسد که نیازهای فرد بدون ازدواج رسمی امکان برآورده شدن را می‌یابند طبیعتاً ازدواج رسمی کاهش می‌یابد.

گزارش روزنامه ایران در مصاحبه با دکتر مریم رسولیان

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.