خانه‌های تک‌نفره (قسمت دوم)

خانه‌های تک‌نفره (قسمت دوم)

می‌خواهم مجرد بمانم

ازدواج، شکلی رسمی و قانونی به تعهدات زن و مرد می‌بخشد به‌گونه‌ای که آنها متعهد به انجام برخی وظایف نسبت به یکدیگر خواهند بود. رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران معتقد است همین تعهد رسمی یکی از عوامل گریز از ازدواج در جامعه کنونی است. در شرایطی که قوانین کشور تا حدودی به نفع مردان است قانونی شدن تعهدات می‌تواند یک رابطه برابر را به یک رابطه نابرابر تبدیل کند. یعنی رابطه قانونی و رسمی، حس کنترل و مداخله را در افراد تقویت کرده و افزایش می‌دهد. این موضوع در دنیای امروزی که استقلال فردی از ارکان مهم و اساسی زندگی انسان‌ها محسوب می‌شود، خوشایند و قابل تحمل نیست. در واقع هنگامی که پای قانون به میان می‌آید هردو طرف محدود می‌شوند، درحالی‌که با ازدواج‌های موقت این افراد با داشتن رابطه‌ای شرعی و طولانی نسبت به یکدیگر متعهد می‌شوند اما محدود نمی‌شوند. به‌عبارت‌دیگر این دسته از افراد همان‌هایی هستند که بیرق مخالفت با ازدواج را در دست دارند؛ درحالی‌که در عمل یک زندگی کاملاً شبیه ازدواج را تجربه می‌کنند البته با آزادی‌های بیشتر.

یکی دیگر از دلایل عمده تمایل به مجرد ماندن، دلایل فردی است؛ به این معنا که فرد پس از تجربه یک زندگی خانوادگی پرتنش و پرکشمکش ترجیح می‌دهد تنها زندگی کند اما آن تجربه بد را تکرار نکند.

درون‌گرایی عاملی دیگر است که به افزایش تعداد مجرد‌ها دامن می‌زند. در حقیقت انسان‌های درون‌گرا نه‌تنها از برقراری ارتباط با دیگران لذت نمی‌برند بلکه تحمل حضور دیگران برای آنها سخت است. در بسیاری از موارد این افراد اگر ازدواج کنند نمی‌توانند رابطه عاطفی ایجاد کنند و زندگی مشترک و زیر یک سقف زندگی احساس نارضایتی را در آنها افزایش می‌دهد.

اما دلیل دیگر ترس از مسئولیت‌پذیری است. این گروه درحالی‌که بسیار مسئولیت‌پذیر هستند از پذیرش مسئولیت فرد دیگر واهمه دارند. چراکه مسئولیت و تعهد در رابطه را خیلی سنگین می‌دانند و همواره نگران هستند که نتوانند از عهده آن برآیند. «اگر نتوانم چه؟» سؤال مهمی است که باعث می‌شود آنها عطای ازدواج را به لقایش ببخشند. این دسته از افراد فرآیند مسئولیت‌پذیری در ازدواج را بسیار سنگین می‌بینند چنانچه گروهی همین رویکرد را در مقابل فرزند‌آوری دارند و این فرآیند را بسیار سخت و پیچیده می‌دانند و برای رهایی از آن صورت مسأله یعنی ازدواج را حذف می‌کنند.

وابستگی یکی دیگر از این عوامل است. افرادی که به اعضای خانواده خود مانند پدر یا مادر وابستگی دارند بخصوص اگر یکی از آنها شرایط ویژه‌ای مانند بیماری داشته باشند با نگرانی از ناتوانی در مدیریت انجام وظایف نسبت به خانواده و همچنین انجام وظایف به‌عنوان همسر در زندگی زناشویی از ازدواج سر باز می‌زنند. وابستگی‌ها باعث می‌شود این افراد با حفظ رابطه خانوادگی که در آن به‌اندازه کافی احساس آرامش و امنیت دارند به رابطه‌ای جدید وارد نشوند.

تغییر نیازها و انتظارات از زندگی زناشویی را می توان به‌عنوان عامل دیگری برای تمایل به تجرد عنوان کرد. در این روزها نیازهایی فراتر از نیاز جسمی ایجاد شده است. تعدد این نیازها به افزایش تعارضات در زندگی زناشویی منجر شده است. گفت‌و‌گو، بیان احساسات و شنیدن احساس طرف مقابل، نادیده گرفتن برخی خواسته‌های شخصی برای رسیدن به راه‌حل میانه و ادامه زندگی زناشویی بسیار ضروری است، اما بسیاری از ما این مهارت‌ها را نیاموخته‌ایم. این مهارت‌ها که بسیار پیچیده است باید از کودکی آموخته شود در غیر این صورت برای مثال فرد نمی‌تواند برای رسیدن به خواسته خود گفت‌و‌گو کند و نرسیدن به خواسته او را در معرض تجربه احساس بازنده بودن قرار می‌دهد درحالی‌که اگر به خواسته‌اش برسد هم ممکن است طرف مقابل او احساس بازنده بودن داشته باشد و این به ناخوشایند بودن رابطه منجر می‌شود. در چنین شرایطی فردی که درآمد و سرپناه و در یک کلام توانایی رفع نیازهای اولیه را دارد، آزادی، قدرت انتخاب و اختیار خود را قربانی ازدواج کردن نخواهد کرد. رابطه‌های آزادی که وجه شرعی دارد اما قانونی نیست، مانند صیغه، بسیار موردتوجه این دسته از افراد قرار می‌گیرد.

اختلاف دیدگاه با خانواده هم موضوع بسیار مهمی است به‌گونه‌ای که بسیار دیده شده نبود توافق فرد با خانواده در انتخاب همسر باعث شده او تن به ازدواج ندهد.

تبعات تأخیر در ازدواج

مهم‌ترین چالش تجرد قطعی، ناپایداری رابطه یا تأخیر در ازدواج، نداشتن فرزند است. این افراد باوجود اینکه معمولاً تحصیل‌کرده و مستقل هستند و طبقه روشنفکر و فرهیخته جامعه را تشکیل می‌دهند در سنین بالا یا هنگام تجربه رابطه‌ای ناپایدار، تمایلی به فرزند‌آوری نخواهند داشت. این موضوع در طولانی‌مدت جامعه را در مقابل چالش‌هایی همچون سالمندی جامعه قرار خواهد داد.

بحث بعدی ساختارهای اجتماعی است به این معنا که زندگی‌ها به سمت فردی شدن و ایجاد خانه‌های تک‌نفره و خانواده‌های یک‌نفره پیش خواهد رفت؛ خودبه‌خود با افزایش خانواده‌های یک‌نفره میزان مشارکت در اداره زندگی کمتر خواهد شد. از این رو نه‌تنها مشاغل جدید ایجاد می‌شود بلکه در هنگام بیماری و سالمندی نیاز به خدمات اجتماعی افزایش می‌یابد؛ یعنی این دسته از افراد جامعه از خدمات عاطفی و رایگان بستگان محروم شده با مشکلاتی نظیر نارضایتی از زندگی و جامعه مواجه خواهند شد.

تصمیم به تجرد بیشتر در سنین ٣٥ تا ٤٥ سالگی گرفته می‌شود. این سنین اوج شکوفایی زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد است. از این رو فرد اگر پتانسیل روابط اجتماعی مناسبی هم داشته باشد تنها نخواهد ماند و از انتخاب خود برای مجرد ماندن راضی خواهد بود. اما از دهه ٦٠ به بعد و با نزدیکی به کهن‌سالی احساس تنهایی و نداشتن رابطه باثبات به خلأ در زندگی او بدل می‌شود. به همین جهت درصد زیادی از این افراد در سنین کهن‌سالی از انتخاب خود خیلی هم راضی نخواهند بود. البته برخی از افرادی که ازدواج کرده‌اند هم ممکن است از انتخاب راضی نباشند و از زندگی خود احساس رضایتمندی نداشته نباشند.

گزارش روزنامه ایران در مصاحبه با دکتر مریم رسولیان

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.