پدیده ی شاخ های اینستاگرام!

پدیده ی شاخ های اینستاگرام!

اگر انسان فرهیخته ای هستید و یا سواد اجتماعی متوسط رو به بالایی برخوردارید این متن را بخوانید، شاید بتوانید برروی بعضی از اطرافیانتانن که صفحات خاصی را دنبال می کنند تاثیر بگذارید.

اگر اهل اینستاگرام باشید احتمالاً پیج هایی متعلق به افرادی را می شناسید که شما را با افرادی آشنا می کنند که اغلب دچار اختلال شخصیت خودشیفته، نمایشی(هیستریونیک) یا مرزی و یا ترکیبی از این سه هستند. خودشیفته ها سعی دارند خود را افرادی ثروتمند و یا به قول خودشان لاکچری معرفی کنند. از مهمانی ها و رستوران ها و ماشین های شان فیلم می گیرند و به مخاطبان خود القاء می کنند که در شرایطی رویایی زندگی می کنند که در مخیله ی بیننده هم نمی‌گنجد (البته با قطعیت می توان گفت اغلب این افراد متعلق به طبقات بالای اجتماع نیستند و آنها صرفاً آرزوهای خود را به تصویر می کشند).

زنان هیستریونیک (نمایشی) در زننده ترین حالت ممکن اندام خود را به نمایش می‌گذارند و عشوه های مصنوعی و نچسب را از خود بروز می‌دهند. اغلب آنها به قدری عمل زیبایی انجام داده اند که حتی تقارن صورتشان به هم خورده است و حالتی غیر عادی پیدا کرده اند.

اشخاص بردر لاین (مرزی) هم که دچار اختلال در هویت هستند یک روز از جشن ها و مهمانی های خود فیلم می گیرند و روز دیگر از شرکت در مراسم ها و اماکن مذهبی. یکی همه چیز را با هم می خورد و فیلم می گیرد و دیگری از بازی هایش می گوید. یکی از گریه و زاری هاش برای از دست دادن عشقش فیلم می‌گیرد و دیگری از فحاشی هایش به فالوورهای عزیزش. یک روز حکیم می شوند و پند اخلاقی می دهند و دیگر روز با الفاظ ناپسندشان دیگران را مستفیض می کنند، دسته ای دیگر هم هستند که از سابقه ی حبس و زندان می گویند و جای زخم قمه و چاقو بر بدن خود را مانند نشان افتخار به فالورهای خود تقدیم می کنند.

این افراد همه دچار اختلالات شخصیت هستند و در همه جای دنیا هم این اختلالات وجود دارد.

اما قسمت تلخ و دردناک ماجرا این است که این افراد هر کدام چند صد هزار بلکه یک یا دو میلیون نفر فالوور دارند و اغلب از راه تبلیغات درامد خوبی هم کسب می کنند. این نشان از حال خراب جامعه دارد. به این معنا که افراد بیمار در جامعه جای رشد بیشتری دارند و بیشتر دیده می شوند تا آدم های سالم. و این افراد بعد از زمانی ملاک و مرجع بسیاری از نوجوانان و جوانان برای تعیین اهدف و ارزش های زندگی می شوند.

فالوور های این افراد به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول صرفاً برای خندیدن آنها را دنبال می کنند که این خود نشان از بی حوصله گی جامعه برای موضوعات جدی و مهم زندگی دارد. پیگیری این افراد و خندیدن به آنها جذابتر از خواندن کتاب و تفریحات سالم است.

دسته دیگر آمال ها و آرزوهای شان را در این افراد دنبال می کنند که احتمالاً خودشان مبتلا به اختلالات روانی می باشند.

و دسته ی بعدی هم مدام به این افراد فحاشی می کنند، آن‌ها را دنبال می‌کنند و از سویی رکیک ترین الفاظ را برای شان به کار می برند. باید گفت این دسته نیز آمال ها و آرزوهای شان چیزی بیش از آن فرد نیست و چون خود نتوانسته اند به هر طریقی دیده شوند آنها را مورد تهاجم قرار می‌دهند.

در چنین شرایطی ارزش‌های سالم و انسانی در جامعه روز به روز افول می کند و افرادی با آموزش های غلط تبدیل به اسطوره می‌شوند.

در ابتداد ممکن است پیگیری و دنبال کردن این صفحات در فضای مجازی به عنوان سرگرمی و شوخی به نظر بیاید ولی با گذر زمان این افراد برای نوجوانان که بیشترین مخاطبان این افراد را تشکیل می دهند تبدیل به الگو هایبرجسته شده و رفتارهای غلطی توسط آنها آموزش داده می شود. والدین با توجه بیشتری بر فرزندانشان بر الگوپذیری آنها نظارت داشته و آنها را در فضای مجازی رها نکنند.

ناصرسبزیانپور_روان درمانگر

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.