بی تفاوتی در جامعه! (قسمت اول)

بی تفاوتی در جامعه! (قسمت اول)

پیکر بانوی جوان کنار خیابان روی زمین افتاده؛ فردی که به نظر می رسد قاتل است بالای سر آن ایستاده و می گوید: «نازی خیلی دوستت داشتم؛ مادرش رو مقابل دادگاه صدا کنین و بگید دخترت را کشت».

لکه های خون روی پا و بخشی از پیکر بانو که بی جان به نظر می آید هویداست و چند عابر ایستاده اند تماشا می کنند؛ عده ای هم که رد می شوند نیم نگاهی می اندازند و به راهشان ادامه می دهند؛ یک یا چندنفری هم دوربین گوشی را فعال کرده اند و فیلم می گیرند.
پلیس تهران بزرگ درباره هویت این فیلم که این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می چرخد می گوید: این رویداد در اسلامشهر در نزدیکی دادگاه خانواده این شهر رخ داده است.

زمان این رویداد در برخی رسانه ها 20 تیرماه جاری اعلام شده و خبرنگار ایرنا به دنبال بررسی این موضوع در سه بخش «تاثیرات نمایش و تکثیر این فیلم بین مردم»، « علل تشدید خشونت خانگی» و نیز پدیده مهم «بی تفاوتی اجتماعی» با تعدادی از جامعه شناسان گفت وگو کرده است.
برخی جامعه شناسانی که با خبرنگار ایرنا مصاحبه کردند این فیلم را ندیده بودند اما پس از شنیدن شرح ماجرا گفتند این فیلم آنها را به یاد جنایت میدان کاج تهران می اندازد؛ حادثه ای که فردی چاقو به دست قتل کرده بود، عربده می کشید و همه حتی پلیس نظاره می کردند؛ رویدادی که پخش فیلم آن سال 1389 بازتاب های بسیاری پیدا کرد.

درحالی از بروز پدیده ای با عنوان بی تفاوتی اجتماعی در مواقع بروز قتل یا مشاهده فرد مصدوم در جاده صحبت می کنیم که در همین جامعه وقتی برخی رویدادها مثل زلزله و دیگر حوادث رخ می دهد باید مانع حضور مردم و دخالتشان در امور به منظور جلوگیری از اختلال در کار متولیان و متخصصان سر صحنه حادثه شویم.
این تناقض از ابعاد مختلف جامعه شناختی دارای اهمیت و کندوکاو علمی است و باید درکنار چرایی علل تشدید خشونت ها، کاهش آستانه تحمل افراد و نیز رواج پدیده بی تفاوتی اجتماعی مورد بررسی کارشناسی قرار گیرد.
اما پیش از بررسی این مقوله ها ضرورت دارد به موضوع مهم تبعات تبلیغ چنین رفتارها و خشونت هایی ازطریق پخش فیلم هایی که در گوشی های شهروندان دست به دست می چرخد پرداخت.

تبعات پخش فیلم
در چنین مواقعی مانند این نوع جنایت ها به طور معمول اصل رویداد و جنایت بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و کمتر کسی به تبعات انتشار چنین فیلم هایی توجه می کند در صورتی که لازم است آگاهی لازم داده شود که انتشار این فیلم ها چقدر می تواند برای جامعه در ترویج خشونت برای کل جامعه و بویژه برای زنان و سرنوشت آن دسته از زنانی که در معرض خشونت قرار دارند مخرب باشد.

«کامل دلپسند» جامعه شناس معتقد است: اثرات اجتماعی این نوع فیلم ها که بین شهروندان پخش می شود بسیار مخرب تر از اصل رخداد است. پخش این نوع فیلم ها رواج خشونت می کند و گسترش این نوع آسیب را به شکل اپیدمی گونه به همراه دارد.
دلپسند با بیان اینکه گسترش این نوع فیلم ها اعتماد اجتماعی را سلب و سبب بروز ترس در جامعه می شود، ادامه داد: زنانی بویژه آنان که در معرض خشونت خانگی به هر شکل قرار دارند پس از مشاهده این فیلم ها ممکن است در تصورشان نسبت به مردان و مواجهه با این موضوعات تصمیم هایی مانند ترک خانه یا ... بگیرند.

انواع خشونت خانگی


موضوع خشونت خانگی تنها به ایران محدود نیست بلکه در همه کشورها دغدغه متولیان محسوب می شود؛ حتی کشورهای توسعه یافته همچنان درگیر این موضوع هستند. برخی کشورها با تدوین مقررات و قوانین سفت و سخت توانسته اند بخشی از خشونت ها علیه زنان را کاهش دهند و برای کمک به توانمندسازی بانوان قدم هایی بردارند، در برخی کشورها هم زور قوانین هم در مقابل روحیه مردسالارانه موجود جامعه تاب نیاورده است. دلپسند پژوهشگر علوم اجتماعی با بیان اینکه خشونت خانگی انواع فیزیکی، کلامی، روانی و عاطفی، جنسی و اقتصادی دارد اظهارداشت: خشونت بویژه خشونت خانگی در همه کشورها و طبقات اجتماعی آنها مشاهده می شود.

 آمار خشونت های خانگی
براساس تعریف انواع خشونت های خانگی مشخص است که بسیاری از مصداق های این تعریف، گزارش، ثبت یا رسانه ای نمی شود لذا در هیچ کجای دنیا نمی توان آمار دقیقی در این زمینه پیدا کرد. اما برخی موارد مثل کتک کاری همسر، قتل یا آزارجنسی ممکن است ثبت شود که آمار آن هم بسته به شرایط هر جامعه متفاوت خواهد بود.
به گفته دلپسند، براساس اعلام سازمان بهداشت جهانی از هر دو زن که به قتل می رسند، یکی توسط شوهر رخ داده است. براساس آمارها خشونت علیه زنان بیش از نیمی از خشونت های خانگی را در جهان شامل می شود که ریشه آن در جوامع مختلف متفاوت است.
گرچه آمار دقیقی نمی توان از تعداد خشونت های خانگی در کشور به دست آورد زیرا بسیاری از آنها ممکن است ثبت نشود اما نگاهی کلی به وضعیت زندگی شهروندان در جامعه نشان می دهد طی سال های گذشته خشونت ها بالا رفته و آستانه تحمل شهروندان پایین آمده است.
برپایه آمارها بعد از کودک آزاری، همسرآزاری در رتبه دوم خشونت خانگی در کشور قرار دارد و شماره تلفن 132 نیز برای اطلاع رسانی و کمک گرفتن در این زمینه تمهید شده است.
رئیس اورژانس اجتماعی کشور اردیبهشت امسال در گفت وگو با رسانه ها از رشد 20 درصدی خشونت های خانگی در سال 96 در کشور خبر و آمار داده بود که در یک شش ماهه سال گذشته(نیمی از سال) بیش از 16هزار مورد کودک آزاری و در 9 ماهه همان سال حدود هزار و 750 مورد همسرآزاری به ثبت رسیده است.
همچنین آمارها حکایت از آن دارند که بخش قابل توجهی از قتل ها ( حدود 30 درصد) مربوط به قتل های خانوادگی است.
به گفته مسئولان بهزیستی از هر سه زن در استان تهران یک نفر در معرض انواع خشونت قرار می گیرد.

ریشه یابی علت خشونت
جامعه شناسان درباره علت های تشدید خشونت ها در جامعه تقریبا هم نظر هستند و مشکلات اقتصادی را عمدتا رتبه نخست، نبود ساختارهای حمایتی، ضعف آموزش و دیگر عوامل را ازجمله این موارد اعلام می کنند. بیشتر کارشناسان نقش وضعیت معیشت، چشم و هم چشمی یا رواج فاصله طبقاتی و تبعیض ها را عامل مهمتر و کمک کننده می دانند.

دلپسند پژوهشگر علوم اجتماعی در تشریح علت های ترویج خشونت در ایران معتقد است: در دوره ای قرار گرفته ایم که بشدت با فشار ساختارهای اقتصادی و اجتماعی مواجهیم و بیکاری، گرانی و نبود نظام حمایت اجتماعی قوی زمینه ساز بروز انواع خشونت ها شده است.
وی در ادامه پایگاه اجتماعی و اقتصادی افراد را عامل دیگر تشدید خشونت ها معرفی و بیان کرد: بخش اعظم خشونت های خانگی به پایگاه اجتماعی و اقتصادی آن فرد بستگی دارد.
به گفته این جامعه شناس، در خانواده هایی که پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین تری دارند، زنان آسیب پذیرتر هستند.


چرا خشونت علیه زنان

«احمد بخارایی» مدیر گروه آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران معتقد است: صرفنظر از زمینه های فرهنگی مردسالاری موجود در جامعه، ساختار حقوقی، قضایی و انتظامی نیز به گونه ای است که مردان به خودشان اجازه می دهند با زور علیه زنان اقدام به خشونت کنند.
وی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا شرایط اقتصادی و فقر را عامل مهم زمینه ساز خشونت می داند و معتقد است: ریشه اصلی بسیاری از مشاجره های خانوادگی شرایط اقتصادی است. «فقر» یا «احساس فقیر بودن» انسان ها در مقابل افرادی که در رفاه بیشتری هستند سبب شکل گیری خشونت می شود.
به گفته وی، این احساس فقیر بودن و مقایسه افراد جامعه از این منظر در جوامعی شکل می گیرد که تبعیض وجود دارد و ملاک های ارتقا مبتنی بر «قدرت» و «تزویر» است. در جوامع سرمایه داری زر و زور دو ملاک عمده برای ارتقا در بخش های مختلف زندگی بوده و در جامعه ما ملاک سوم (تزویر) هم شکل گرفته است و وقتی فردی خود را از ارتقا باز می بیند از درون، ناآرامی های او شروع می شود.
به گفته وی، این ناآرامی های شخصیتی در درون انسان ها در خانواده به شکلی بروز می کند و گاه به دعوا بین همسران و بروز خشونت نیز می انجامد.
وی خشونت در سطح خرد جامعه را نتیجه وجود خشونت در سطح کلان می داند و آمار می دهد: قتل های خانوادگی در چندسال اخیر در کشور سیر صعودی داشته است. سال 96 تنها 300 مورد گزارش رسانه ای درمورد قتل خانوادگی داشتیم؛ درحالی که بسیاری از موارد ممکن است رسانه ای نشود.
بخارایی می گوید براساس آمارها بیش از 80 درصد مقتولان در قتل های خانوادگی را زنان تشکیل می دهند.

دلپسند دیگر پژوهشگر علوم اجتماعی نیز معتقد است که براساس فرهنگ شفاهی در ایران، به نوعی مردان خشونت علیه زنان را حق خود می دانند زیرا زن را حق طبیعی خود تلقی می کنند؛ این مساله زمانی تشدید می شود که وابستگی اقتصادی زنان به مردان نیز وجود داشته باشد.
این جامعه شناس ضعف آموزش و کم شدن توانمندی اجتماعی همسران در حل مسائل خانوادگی و زناشویی را از علت های دیگر شکل گیری خشونت های خانگی معرفی می کند.

قوانین دربرابر مردقدرتی
«عزت الله سام آرام» که به عنوان پدر مددکاری اجتماعی ایران نیز شناخته می شود در گفت وگو با خبرنگار ایرنا معتقد است: روحیه مردسالاری، مردمحوری و مردقدرتی در همه کشورها بویژه آمریکا نیز وجود دارد، البته در اروپای شمالی کمتر است و به واسطه تدوین قوانین، قدرتی به زنان برای استیفای حقوقشان داده اند که بتوانند از خودشان دفاع کنند.
این جامعه شناس افزود: اما این قوانین و قدرت در جامعه ما وجود ندارد؛ بسیاری از قوانین، روش ها و رویه های برخی قضات در دادگاهها، بیشتر طرف مردان و به نفع آنان است، گویی انگار زنان حقوق کمتری دارند.
وی تاکید کرد: البته در اسلام حقوق زن خیلی بالاست و هیچ دینی به این حد مثل دین اسلام به حقوق زنان توجه نداشته اما در کشورمان بویژه در رویه هایی که در پیش گرفته شده زن همیشه مورد ظلم قرار می گیرد، گویی انگار مرجعی نیست که حق آنان را در ظلم خانگی از شوهر، فرزند و پدر رسیدگی و استیفا کند.
سام آرام ادامه داد: البته در کل سیستم قوه قضائیه همه اینطوری نیستند اما بعضی قضات برای دفاع از زنانی که گاه مشاهده شده حتی در نتیجه خشونت فیزیکی دچار آسیب های آشکار در بدنشان شده اند، دستشان برای اقدام نمی رود و توصیه می کنند که زن برود بسازد و زندگی اش را حفظ کند.

رشد تعصب مردسالاری بین جوانان
پدر مددکاری اجتماعی ایران در ادامه به نکته مهم دیگری به نام روحیه مردسالاری و مردقدرتی اشاره می کند که مورد تاکید همه جامعه شناسان است؛ نکته ای که گرچه ریشه تاریخی دارد و به باور مرسوم، در گذشته قوی تر بوده اما این جامعه شناس معتقد است که جوانان نسل کنونی ما بیشتر به این نوع نگاه گرایش پیدا کرده است.
وی تاکید دارد که «عشق لاتی قدیمی» که براساس آن تفکر، زن را می شود کتک زد و سرش را برید بین جوانان امروز زیاد شده است.
این جامعه شناس در مواجهه با پرسش خبرنگار ایرنا درباره علت این نوع نگاه و افزایش این تعصب بین نسل جوان معتقد است که سریال های صداوسیما و نیز شبکه خانگی که لات بازی های قدیمی را به تصویر می کشند در این زمینه نقش دارد و جوانان از آنها الگو می گیرند.

ملاک ازدواج و رشدسواد بانوان
سام آرام در ادامه به مقوله مهم دیگری اشاره می کند و آن هم ملاک های ازدواج است. وی با طرح این مساله که بیشتر جوانان ازدواج را همسرگزیدن نمی دانند بلکه آن را معادل نوعی برده داری و در اختیار گرفتن فردی دیگر تعبیر می کنند، گفت: همین نوع نگاه سبب بروز خشونت ها می شود.
این جامعه شناس افزود: چون در گذشته زنان چندان باسواد نبودند و حقوق خود را نمی شناختند، استیفای حقوق هم از طرف این قشر زیاد انجام نمی شد اما در این زمانه که بانوان در نتیجه خواست خودشان، اکثر دانشگاهها را اشغال کرده اند به حقوقشان نیز آشنا شده اند و در پی استیفای آن برآمده اند.

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.