در برخورد با دیگران قبل از این‌که سخن بگوییم، این چهره ماست که حرف می‌زند. وقتی لبخند به لب داریم، در واقع به طرف مقابل می‌گوییم تو را با میل می‌پذیرم، وجود شما برای من خوشایند است، گوش شنوا برای شنیدن حرف‌هایت دارم و آسیبی به تو نمی‌رسانم.

وقتی با یک لبخند ناچیز می‌توان لطف و محبت را نثار دیگران کرد، چرا این لطف را دریغ کنیم. لبخند ویتامین روح است و ترش‌رویی و اخم، میکروبی است که به روحیه دیگران تزریق می‌کنیم و این پیام‌ها را به طرف مقابل می‌دهد که من نمی‌خواهم تو را ببینم، مزاحم من نشو، به تو اهمیت نمی‌دهم، زود از جلوی من دور شو.

یک ضرب المثل چینی می‌گوید کاسبی که لبخند بلد نیست نباید درب مغازه‌اش را باز کند. سالیوان، روان‌شناس مشهور نیز از طریق پژوهش‌های علمی به این نتیجه رسید که کودکان وقتی با والدین یا معلم‌های اخمو روبه‌رو می‌شوند، خیال می‌کنند گناهی کرده یا مرتکب خطایی شدند. بنابراین روحیه ضعیفی پیدا کرده و اعتماد به نفس‌شان خدشه‌دار می‌شود. کودکی که با استقبال و لبخند اولیا روبه‌رو می‌شود، باور می‌کند که ارزش‌مند است.

سالیوان می‌گوید کودکان ارزش شخصیتی خود را در ارتباط با رفتار والدین تنظیم می‌کنند. والدین در نظر کودکان، ابرقدرت‌هایی هستند که لبخندشان به کودکان اعتماد به نفس می‌بخشد و اخم‌شان در روح آن‌ها احساس طردشدگی به وجود می‌آورد.

برای افراد افسرده که کمبود شور زندگی دارند، روان‌شناسان پیشنهاد می‌کنند این افراد را به محیط‌های شاد و مفرح ببرند.

در این بین باید توجه کرد شوخ طبعی با لودگی تفاوت دارد. چارلی چاپلین در این رابطه گفته بود: افتخار من این است که می‌توانم چهره‌های گریانی را در سراسر جهان بخندانم.

نکته مهم دیگر این است که لبخند در روابط اجتماعی و معاشرت و نیز در محیط کار، آثار معجزه آسایی دارد. امتحانش مجانی است!

منبع