تاثیر دعوای والدین بر کودک

تاثیر دعوای والدین بر کودک

این بار هم بحث بر سر یک مساله کوچک شروع شد، اما کم‌کم بحث شان بالا گرفت و کنترل اوضاع از دست شان خارج شد. دیگر صداهای شان هم به اندازه کافی بلند شده بود، یادشان رفته بود که زن و شوهراند، زیر یک سقف زندگی می‌کنند، و از همه مهمتر، کودکی گوشه اتاق، با ترس به این میدان جنگ خیره شده و قلبش مثل یک گنجشک کوچک می‌زند.

این دعوا هم مثل قبلی‌ها تمام می‌شود، اما او همیشه گوش به زنگ است، چراکه فهمیده پشت صحنه این زندگی آرام، یک دعوای ناتمام قرار دارد.

اگر گمان کرده‌اید کودک شما هنوز آنقدر کوچک است که معنای دعوا را درک نمی‌کند، سخت در اشتباه هستید و باید بدانید کودکان از شش ماهگی، صداهای بلند را به عنوان نشانه‌ای برای شرایط نامناسب و خطرناک بودن اوضاع می‌فهمند.

تحقیقات نشان داده است فرزندان بیشترین آسیب روحی را از مشاجرات والدین خود می‌بینند و این در حالی است که اختلاف‌نظر بین هر زن و شوهری وجود دارد و نمی‌توان این واقعیت را منکر شد که مشاجرات گاه به گاه میان والدین اجتناب‌ناپذیر است.

دعوا و مشاجره مهمان ناخوانده‌ای است که برنامه‌ریزی سرش نمی‌شود. چراکه هیچ پدر و مادری به قصد مشاجره و بحث کردن با هم همکلام نمی‌شوند، بلکه اختلافات در همزبانی‌ها خودش را نشان می‌دهد. پس باید به دنبال راهی بود که بحث و مشاجره کمترین آسیب ممکن را برای کودک داشته باشد.

کودکمان را چگونه تربیت کنیم؟

یکی از حساس‌ترین و بدترین موضوعات دعوا، بحث بر سر چگونگی تربیت کودک است. اگر موضوع اختلاف نظر شما با همسرتان مربوط به کودک است نباید در حضور خودش با هم بحث کنید. نکته دیگر این که وقتی کودکان مشاجره میان والدین را مشاهده می‌کنند، اما صلح آنها را نمی‌بینند، گمان می‌کنند پدر و مادر همدیگر را دوست ندارند. بحث‌های این چنینی سبب می‌شود کودک از پدر یا مادرش حرف شنوی نداشته باشد، چراکه می‌داند سرانجام یکی از والدین به طرفداری از او با والد دیگر دعوا خواهد کرد. پدر و مادر حتی اگر در بخشی از کارهای تربیتی‌شان اشتباه کنند، باید آن را در خلوت مطرح کرده و حل کنند.

تا حد امکان دعوا را به ساعتی دیگر موکول کنیم

در صورتی که حس کردید بحث شما تا چند دقیقه دیگر تبدیل به دعوایی سخت می‌شود، خود را کنترل کنید و آن را به زمانی موکول کنید که کودک در خانه نیست. مثل زمانی که به مدرسه یا مهد رفته است. حتی می‌توانید او را برای ساعتی به مادربزرگ و پدربزرگ بسپارید. به خاطر داشته باشید که کودکان از دعوا وحشت دارند، لطفا نگویید نمی‌توانید خود را کنترل کنید، زیرا شما بارها عصبانیت خود را در شرایط سخت‌تر کنترل کرده‌اید. چند بار پدر یا مادرتان با شما دعوا کرده‌اند، اما شما حرمت آنها را حفظ کرده‌اید؟ چند بار از دست همین کودک شیطان و پرجنب و جوشتان عصبی شده‌اید، اما جلوی خودتان را گرفته‌اید؟ پس منصف باشید و نگذارید کودکتان با دیدن دعوای شما امنیتش را در خطر ببیند.

  کودکان خود را مقصر می‌بینند

اگر سابقه دعوا مقابل کودکان را داشته باشید، احتمالا دیده‌اید که پس از مشاجره شما، کودکان ناگهان منظم و مرتب می‌شوند. شروع به جمع کردن اسباب‌بازی‌هایشان می‌کنند، لباس‌هایشان را از کف اتاق جمع می‌‌کنند، تخت را مرتب می‌کنند و… هیچ وقت فکر کرده‌اید دلیل این کارها چیست؟ کودکان با دیدن دعوای بزرگ‌ترها گمان می‌کنند احتمالا به خاطر اشتباهات آنها والدین عصبانی شده‌اند و حالا دعوا می‌کنند یا این که می‌ترسند مبادا نامنظم بودن و اشتباه کردنشان سبب شود والدین چنین دعوایی را به کودک سرایت دهند.

بحث کامل بهتر از بحث نیمه‌ کاره است.

هیچ وقت جروبحث‌تان را نیمه‌کاره رها نکنید. اگر بحث شما با یک یا حتی چند ساعت ختم شود بهتر از آن است که در میانه بحث، قهر کنید و چند روزی با هم حرف نزنید. تحمل شرایط قهرآلود و سکوت سنگین این ایام برای کودکان اضطراب‌آور است، آنها می‌فهمند نه تنها دعوا تمام نشده، بلکه در روزهای آینده و سخت‌تر از امروز، ادامه خواهد داشت، ضمن این‌که گاهی والدین کودک را واسطه حرف نزدن خودشان می‌‌کنند. «به بابا بگو امشب بیاد خونه خاله پری!»، «از مامان بپرس اون کت مشکی منو کجا گذاشته!»

والدین با این پیغام‌ها زمینه ادامه دعوا را با واسطه‌گری فرزندشان می‌چینند و کودک را در حالی که ناخواسته وارد مجادله آنها شده دچار ترسی درونی می‌کنند.

کودکان در این شرایط علائم مضطرب بودن را نشان می‌دهند، مثل این که ناخن‌هایشان را می‌جوند یا بی‌قراری می‌کنند. پس او را وارد بحث خود نکنید و به گونه‌ای رفتار کنید که همان طور که او بحث شما را دیده، حل اختلافات و آشتی‌کنان را هم ببیند و بداند که اختلاف‌نظر وجود دارد اما سرانجام، والدین بدون دخالت دیگری به یک نتیجه مشترک و توافقی می‌‌رسند.

خط قرمزهای دعوا را به رسمیت بشناسیم.

طعنه و کنایه زدن، تحقیر کردن، فحاشی و بدتر از همه اینها کتک‌کاری و شکستن شیشه و ظروف، رفتارهایی نیست که کودکان بتوانند آنها را فراموش کنند. این صحنه‌های خشونت‌آمیز، کودکان را شکنجه می‌دهد، آنها کوچک و ضعیف هستند و نمی‌توانند برای اتمام این جنگ کاری کنند، از سویی می‌ترسند که مبادا پدر و مادری که در حال فریاد کشیدن یا گریه کردن هستند به او یا به یکدیگر صدمه بزنند.

مراقب باشید که هنگام دعواها تصویری ترسناک برای فرزندتان به جا نگذارید و خوراک کابوس‌های شبانه را برایش مهیا نکنید. یکی دیگر از خط قرمزهای دعوا، تقسیم کودک است. یادتان باشد کودک شما جزء مبلمان منزل نیست که قابل تقسیم شدن باشد. گفتن جملاتی مثل «بچه‌ام را برمی‌دارم و می‌روم» و «بچه را به تو نمی‌دهم»، به کودک حس ناامنی شدید می‌دهد و نتیجه‌اش این می‌شود که کودک حتی برای یک لحظه طاقت جدا شدن از مادر یا پدر را نداشته باشد.

 او کودک است نه قاضی

یادتان باشد کودکتان باید به هر دوی شما عشق بورزد. او کوچک‌تر از آن است که داور این دعوا شود یا این ‌که بخواهد بین شما و همسرتان، یکی را انتخاب کند. از سوی دیگر وقتی او را در مقام انتخاب قرار می‌دهید که بگوید حق با کیست، کودک ناگهان احساس قدرت زیادی می‌کند، در واقع شما با این کار کسی را که در این مناسبات هیچ جایگاهی ندارد به بالاترین جایگاه ممکن یعنی قضاوت می‌رسانید، پس کودک حالا قدرت دارد بین شما داوری کند این شرایط به خودی خود به کودک فشار می‌آورد، ضمن این‌که حالا او می‌تواند، از آب گل آلود این دعوا به نفع خودش ماهی بگیرد.

مراقب رازهای مگو باشید

به قول قدیمی‌ها «بین دعوا نقل و نبات پخش نمی‌کنند»، اما شما موظفید که برخی از مسائل خاص زندگی همسرتان را مثل یک راز حفظ کنید. قرار نیست در میانه یک بحث، کودک بفهمد پدر یا مادرش معتاد هستند یا نقص خاصی دارند. این درگیری‌های لفظی، احساسات کودک را جریحه‌دار می‌کند؛ ضمن این‌که اعتمادش نسبت به پدر یا مادرش خدشه‌دار می‌شود. فراموش نکنید دعوای شما تمام می‌شود، اما آثار آن باقی می‌ماند.

 

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.