خلاقيت و يادگیری در کودکان (قسمت سوم)

خلاقيت و يادگیری در کودکان (قسمت سوم)

خلاقيت و توانايی کودکان برای کمک به توسعه فرهنگی بايد به روشی شناخته و تشويق شود. ذهن های جوان در صورت يافتن فرصت مناسب، بی هيچ دشواری وارد دنيای رايانه شوند. تأثير فن آوری های جديد بر زندگی کودکان و نوجوانان مشهود است و بسياری از اين فن آوری ها چشم اندازهای تازه ای را می گشايند. با اين همه دست بالا گرفتن و آرمانی ساختن نيروی اين فن آوری های جديد برای جوانان، دست کم گرفتن هزينه چنين وسايلی يا احساساتی شدن در مورد روند سريع تبادل اطلاعات خيلی ساده است. در هر کشوری انقلاب فناورانه مسائل جديد بهره مندی يا محروميت بخشی از جمعيت را به دنبال دارد که مستقيما بر آموزش اثر می گذارند.

بايد روی کودکان از سنين پايين از سه يا چهار سالگی کارکنیم. به آنها بياموزيم که زبان های مختلفی وجود دارند تا مفهوم تنوع را جذب و درک کنند. مثلا بايد به آنها نشان بدهيم که در زبان های مختلف اسامی مختلفی برای خرگوش وجود دارد. از آنجا که نشانه شناسی علاوه بر زبان ها با همه نظام های فرهنگی نيز سروکار دارد، می تواند کمک کند تا به کودکان ياد بدهيم که شيوه های ديگری برای لباس پوشيدن يا غذا خوردن و خلاصه اشکال متفاوتی از رفتارهای آيينی در جوامع مختلف وجود دارد.

همه ما اغلب با ديدن کودکانی که رفتار قابل ملاحظه ای دارند، به عنوان کودکان نابهنجار ياد می کنيم. برخی از معلمان نيز با ديدن چنين دانش آموزانی، بدون ارزيابی هوش و توان خلاقيت او، برخوردهاي نادرستی از خود نشان می دهند. البته اين رويه در مورد پدر و مادران چنين فرزندانی هم صادق است.

به راستی شما پدران و مادران و اوليای مدرسه ها، چقدر با مقوله خلاقيت و ارتباط آن با يادگيری کودکان آشنايی داريد؟

اگرچه تمدن و فرهنگ بشری نتيجه تلاش همه آدميان در تمام دوران هاست، اما غنا و عظمت آن را مديون گروه کوچکی از انسان ها هستيم که کاشف، مخترع، هنرمند يا متفکر ناميده می شوند. از کشف آتش تا اختراع راديو و سفينه های فضايی، از نقاشی های ديواری در غارها تا آثار هنرمندانی نظير کمال الملک  و  پيکاسو  و از اولين آثار مکتوب نانوشته ها، سروده های  فردوسی  و شکسپير، همه محصول کار و انديشه جمع کوچکی از بشريت است. تمدن بشر مرهون انديشه خلاق آدمی بوده و دوام آن نيز بدون بهره گيری از خلاقيت که عالی ترين عملکرد ذهن انسان محسوب می شود، غير ممکن خواهد بود. عصاره خلاقيت غيرقابل پيشگويی بودن است.

درباره ی کار با کودکان، به خصوص آموزش نقاشی به کودکان و این که برای آموزش نقاشی به آنان چگونه باید برخورد کرد و چه نوع رفتاری داشت نظرهای گوناگونی مطرح می باشد:

نقاشی یکی از راه های تقویت خلاقیت و توانمندی های کودکان است.

ترسیم بدون خلاقیت، ترسیمی بی روح و خشک است و خلاقیت بدون ترسیم بی معنا.

میل نقاشی کشیدن همان قدر که فطری است، اکتسابی هم می باشد. بنابراین در ابتدا مهم نیست که کودک چه و چگونه می کشد، بلکه مهم این است که چگونه با او همراهی کنیم و همه ی گفتگوها و نظرها در این باره، سعی در ساختن پل ارتباطی بین افکار ما (والدین، مربیان، مدرسه، جامعه و...) با کودکان است.

کودکان از همان سنین خردسالی، یادگیری را به طور مستقیم شروع می کنند و به تدریج که بزرگتر می شوند با محیط اطراف خود آشنا می شوند و توسط آثار تجسمیشان میان دنیای درون و بیرون ارتباط برقرار می کنند که برای بزرگترها زبان گویایی ندارد و غالبا بزرگترها درک درستی از آن پیدا نمی کنند.

نقاشی کودک از زمانی که بتواند قلم یا هر شیء اثر گذار را به دست بگیرد، شروع می شود و او مقید به هیچ قانون و قراردادی نیست اما برای هر خطی که می گذارد تعریفی دارد که هیچ اتباطی به لحاظ شکل، و یا رنگ با واقعیت ندارد. در این دوران ( ۵/۲ تا ۴ سالگی) نباید تخیل و خلاقیت کودک را بر هم زد، باید گذاشت او با خیال راحت به کارش بپردازد.

باید توجه داشت که دید کودکان با ما متفاوت است، و آموزش الگوهای از پیش تعیین شده مانع رشد خلاقیت کودکان می شود.

بهتر است این کودکان در منزل یا مهد کودک، به نقاشی های مورد علاقه ی خود بپردازند و فقط به این کار، تشویق شوند و اولیا و مربیان دنیای خیالی آن ها را ویران نکنند چرا که خیال مهمترین گام در جهت پرورش خلاقیت آن  هاست. واقعیات به تدریج کشف خواهد شد پس عجله برای رسیدن به این مرحله نداشته باشید.

گاهی از روی ناآگاهی و یا بی توجهی، اظهار نظرهای نادرستی در مورد نقاشی کودکان می شود و یا در مقام مقایسه قرار می گیرند که لطمه ی بزرگی به آنان می زند و مهمترین موارد که تخیل، خلاقیت، اعتماد به نفس کودکان است را تضعیف می کند و آنها برای خوشایند و جلب نظر دیگران نقاشی می کنند نه به خاطر آنچه که دوست دارند. بنابراین نقش پدر و مادر و مربی در پرورش خلاقیت بسیار مهم است. باید به آنچه کودکان می کشند دل داد و توجه تشویق و هدایت مناسب نمود.

کودکان تمایل به خود اظهاری (بیان شخصی) دارند و این حس را در نقاشی هایشان می توان دید.

کودکان علایق، نیازها و کمبودهای عاطفی خود را در نقاشی به خوبی نشان می دهند. اگر می خواهیم کودکان، نوجوانی و جوانی سازنده ای داشته باشند، باید دوران کودکی را تقویت و روی آن سرمایه گذاری کنیم.

روش آموزش نقاشی به کودکان در سنین مختلف تفاوت هایی دارد. پایان ۴سالگی بهترین سن برای شروع آموزش نقاشی است، چرا که آن ها از راه نقاشی به کشف محیط اطراف خود می پردازند و هرچه بزرگتر می شوند، تفاوت ها را بیشتر درک می کنند.

کودکان با توجه به اختلاف فرهنگی و رفتاری خانواده های خود و هم چنین به تناسب توانایی های شخصی، استعداد، ارتباط اجتماعی، قوه ی  تخیل و توانایی های جسمانی  با هم تفاوت دارند. بنابراین برقراری ارتباط با آنها کمی مشکل است و انعطاف پذیری خاص لازم دارد.

استفاده از زبان و رفتار ساده ی کودکانه، اخلاق خوش، مهربانی و نشاط هنر آموز می تواند ارتباط صمیمانه با کودکان را میسر سازد. ضمناً هنر آموزی که با کودکان کار می کند باید با خلقیات کودکان و روانشناسی کودک آشنا باشد تا بتواند اعتماد هنرجویان خردسال خود را جلب نماید تا آنان بتوانند با اطمینان خاطر و آرامش بیشتری در کلاس فعالیت کنند.

بازی با کودکان (بازی با خط، اشکال هندسی، رنگ و...) را نباید در کلاس نقاشی فراموش کرد زیرا کودکان عاشق بازی هستند و این امر به شادابی و خلاقیت آنها کمک بسیاری می کند.

ويژگی  های  افراد خلاق

1- در کار انديشيدن  تا جايی که ممکن است  از قالب و چهارچوب می گريزند.

2- به وضع موجود رضايت نمی دهند  و طالب تغيير هستند.

3- در مواجه با مشکلات از خود صبر و مداومت بيشتری نشان می دهند  و به دنبال  راه حل  مشکل می گردند.

4- از شخصيتی پويا و استقلال طلب برخوردارند.

5- در برخورد با  پديده ها کنجکاو  هستند.

6- فرد خلاق جهت دستيابی به ناشناخته های خود تلاش مضاعفی از خود نشان می دهند.

7- قدرت ريسک و خطر پذيری بالايی دارند.

8- عقايد خود را هر چند مخالف ديگران باشد مطرح می کند.

9- از شکست مايوس نمی شوند.

10- معمولا درونگرا  هستند.

رشد  خلاقيت در بچه ها

 برای پرورش خلاقيت در کودکان می بايد به تمام  ابعاد وجودی  آنان اعم از بعد عاطفی، اجتماعی، شناختی، آموزشی و.... توجه  شود. پرورش  خلاقيت با عوامل  محيطی مثل خانواده و اجتماع رابطه تنگاتنگی دارد.

از جمله  عواملی  که در پرورش  خلاقيت  دخالت  دارند  می  توان  موارد  زير  را نام  برد.

1- فراهم آوردن  محيط غنی  از فرهنگ

2- برقراری  جو  عاطفی مناسب  بين  افراد خانواده

3- ضمن  توجه  به تخيلات  بچه ها، آن ها را به سوی واقعيت سوق دادن.

4- توجه به پرورش  حواس  پنج گانه بچه ها.

5- فراهم آوردن محيطی که امکان اشتباه کردن، تجربه کردن و ريسک کردن را به بچه ها بدهد.

6- بردن بچه ها به دامن طبيعت، نمايشگاه های هنری، موزه ها، کارخانه ها و....

7- استفاده از  اسباب بازی  های فکری و ساختنی  که بچه ها بتوانند ايده های مختلف را روی آن پياده کنند. مانند: استفاده از انواع پازل ها، مدل سازی، جدول ها و.....

8- انجام کاردستی،  استفاده بهينه از وسايل دور ريختنی، تهيه کلاژ و ......

9- تشويق بچه ها به داشتن  انديشه های  بکر و تازه

10- توجه به سوالات عجيب و غير معمول بچه ها

11- توجه و احترام به عقايد و پيشنهادهای  بچه ها.

12- عدم مقايسه بچه ها با هم.

13- قصه گفتن، اجرای  نمايش، شرکت بچه ها در گروه های  شعر و موسيقی

14- حذف تنبيهات بدنی

15- تشويق بچه ها به دستکاری اشياء

 موانع خلاقیت

همانطور که محرک های محیطی و عوامل خانوادگی می توانند خلاقیت را افزایش دهد، شرایط منفی هم می تواند آن را محدود کند.

نوع شرایط محیطی که مانع توانایی خلاقیت می شوند عبارتند از:

والدین

والدین اغلب انتظارات خاصی از کودکان شان دارند. متأسفانه کودکان خلاق ممکن است با این انتظارات هماهنگ نباشند. کودکان خلاق اغلب اقتدار، محدودیت ها، منطق و انتظارات والدین را زیر سؤال می برند. این کودکان بصورت متفاوتی عمل و رفتار می کنند. والدین ممکن است این رفتارهای خلاق را نوعی بی ادبی قلمداد کنند یا رفتارهای کودک شان را خیلی عجیب و غریب، نابالغ، غیر عادی یا شیطانی بداند. بنابراین لازم است والدین اطلاعات کافی و لازم در خصوص ماهیت خلاقیت و فرایند آن داشته باشند.

مدرسه

معلم ممکن است ارزش کودک خلاق را درک نکند. اغلب کودک خلاق باید در موقعیت مدرسه بر اساس همنوایی کامل عمل کند. کودک یاد می گیرد شب سیاه است و اگر در نقاشی اش از رنگ دیگری غیر از آن استفاده کند مورد تمسخر قرار می گیرد.
اخیراً تأکید بسیاری در این خصوص وجود دارد که در مدارس فرصت بسیار کم و نا محدودی برای فعالیت های خلاق کودکان در نظر گرفته می شود. همچنین برخی از کودکان در کلاس های درسی غیر خلاق زندان می شوند و به آنها گفته می شود «بنشین سرجایت». به همین دلیل یکی از ضروریات نظام آموزشی، توجه به استعداد های خلاق کودکان و پرورش معلمان در خصوص فراهم آوردن فضای مناسب برای پرورش آن استعدادهاست.

نقش های جنسی

در هر جامعه ای نقش های جنسی خاصی وجود دارد. در اغلب مواقع این نقش ها علاوه بر محاسنش محدودیت هایی برای کودکان فراهم می کند. وقتی ما انتظار داریم کودک پسرمان فعال، مستقل و قوی باشد و برعکس دخترمان منفعل، وابسته و از خود گذشته و فداکار باشد با این شیوه به کودکان مان آسیب می رسانیم. اگر نقش های جنسی به این صورت برای کودک دیکته شود، پسرها از رسیدن به فعالیت های آرام خودداری می کنند و دخترها از دستیابی به فعالیت ها و تجربیات فعال و زنده دوری می کنند. در حالی که هر دو نوع تجربه برای فرایندخلاقیت ضروری است.

جامعه، سنت و فرهنگ

مفاهیم متفاوتی هستند اما هر یک رفتارها، ارزش ها و نگرش های خاصی را دیکته می کنند. اینها به شکل انتظارات منتقل می شوند. متأسفانه ممکن است کودکان خلاق با یک دستور کار متفاوت عمل کنند. مشکل زمانی بروز می کند که بزرگسال همه پاسخ ها را دارد و از کودک انتظار دارد که در قالب چارچوب ها رفتار کند. مثلا اغلب گفته می شود: « این شیوه ای است که خانواده من اینطور عمل می کند». بدیهی است که احترام به انتظارات جامعه، سنت ها و فرهنگ از اهمیت بسیاری برخوردار است به شرط آنکه قید و بندهای دست و پا گیر برای افراد بوجود نیاورد.

 فروغ تن ساز     

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.