خلاقيت و يادگیری در کودکان (قسمت دوم)

خلاقيت و يادگیری در کودکان (قسمت دوم)

در بيشتر نقاط جهان، جوانان و کودکان اکثريت جمعيت را تشکيل می دهند. در واقع، هيچ نسلی هرگز اين چنين پرشمار و اين چنين جوان نبوده است. تقريباً يک پنجم جمعيت جهان بين 15 تا 24 سال سن دارد. با آن که تا سال 2000  از تعداد افراد جوان در کشورهای پردرآمد کاسته می شود، گروه جوانان در کشورهای روبه رشد افزايش چشمگيري خواهد يافت. در اين کشورها جوانان و کودکان در شروع هزاره سوم ميلادی بيش از پنجاه درصد جمعيت را تشکيل می دهند. اين ارقام گواه ماهيت و عظمت بی سابقه مشکلاتی است که حضور جوانان و کودکان به جامعه های معاصر تحميل می کند.

در تاريخ بشر هيچ نسلی به اندازه نسل حاضر با تحولاتی چنين سريع و گسترده مواجه نبوده است. اين تحولات سريع بر اوضاع زندگی کودکان در همه جا عميقا تأثير گذاشته است و اگر بخواهيم که کودکان در جهان فردا مشارکت کامل داشته باشند بايد اين تحولات را در نظر گيريم.

جوامع به چه نحو می توانند شرايط سهيم کردن اقتصادی، مشارکت مدنی و فرهنگی و رفع نيازهای بهداشتی و آموزشی همگان را تأمين کنند؟ چگونه می توانند به بهترين نحو پاسخگوی آرزوها و خواسته های جوانان باشند؟ و شايد از همه مهمتر، نسل های جديد چگونه می توانند ياد بگيرند که از عهده مشکلات آينده برآيند؟ ما چگونه می توانيم دنيايی بسازيم که در آن دفاع از صلح در نهادها و اذهان زنان و مردان شکل گيرد؟

اگر به جوانان فرصت ابراز وجود داده شود پاسخ بسياری از اين معضلات در دست خود آنان است. توانايی آنان بسيار گسترده است. به رغم اختلافات بسيار در نحوه آموزش، هيچ نسلی هرگز به اندازه نسل حاضر، از ماهيت چند فرهنگی جهان آگاه و از نابرابری ها و ستيزه های موجود مطلع نبوده است. به جای پرورش مصرف کنندگان منفعل، تماشاگران بی اعتنا به سرنوشت خود بايد به جوانان کمک کرد که به عوامل فعال و مشارکت کننده در حيات جوامع خويش بدل شوند.

ايجاد عادت های خلاق يک شبه امکانپذير نيست. چه بهتر که با بچه ها شروع کنيم.

بازی های رقابت انگيز برای کودکان خلاق

کوشش برای شناخت کيفيت هايی که بر حسب آن بعضی از کودکان در مقياس بالاتری از فهم و خلاقيت قرار می گيرند برای دهه های متمادی اذهان روانشناسان و متخصصان آموزش و پرورش را به خود مشغول کرده است. توجه به اندازه گيري هوش کودکان منجر به تحقيقات موازی با آن برای شناخت خلاقيت در کودکان در چند دهه اول قرن حاتضر شده است. اخيراً روان شناسانی که توجه خود را به کيفيت ها و عواملی که نشان دهنده خلاقيت در کودکان است معطوف داشته اند، دريافته اند که خلاقيت و داشتن نمرات بالا در آزمون های هوشی، همواره قرين هم نيستند. 

اخيرا در شناسايي "کودکان استثنايی" کوشش هايی به منظور  انتخاب استعدادهای درخشان به عمل آمده است. يکی از جديدترين مدل ها در اين زمينه که غالب کودکان حداقل در يکی از شش زمينه زير دارای استعداد هستند.

استعداد تحصيلی

خلاقيت

عقل

توانايی های طراحی

پيش بينی و آينده نگری

توانايی های ارتباطی

اين جهت گيري جديد در ارزيابی و شناسايی توانايی های برتر در کودکان هميشه با کوشش هايی مساوی در امر برنامه های درسی که بتوانند در بارور ساختن و پرورش اين توانايی های بالقوه موثر باشند و همينطور تربيت معلمانی دلسوز و کارآمد که شايستگی آموزش و پرورش کودکان مستعد، خلاق و سرآمد را داشته باشند، همراه نبوده است.

بسياری از خصوصيات افراد سرآمد را در کودکان خلاق و مستعد نيز می توان ديد. اما علاوه برآن کودکان خلاق مشتاق جستجو برای راه حل های تازه و غير معمول برای مسائل خويش هستند و معمولاً در حل مسائل مختلف از خطر کردن های منطقی پرهيز نمی کنند. در کودکان خلاق و مستعد در کاربرد و استفاده از عوامل نو در دنياي خويش، از انجام کارهای مخاطره آميز ابائی ندارند.

غالباً اين خصوصيات ويژه نتايج و بازتاب های مطلوب اجتماعی را نه در داخل کلاس های درس به روش سنتی و حتی از آن هم نامطلوب تر در زنگ ورزش با معلم شديداً محافظه کار، برای اين کودک به ارمغان نخواهد آورد. معمولاً کودکان خلاق به خانواده هايی تعلق دارند که در داخل منزل به آنها آزادي های لازم داده شده و والدين آنان در گسترش انرژی های خلاق خود کاملاً آزادانه رفتار می کنند و تفکرات اصيل کودکان خود را با ديدی انتقادی نمی نگرند. و باين جهت غالبا اين کودکان در رفتار داخل مدرسه و خانه که درست نقطه مقابل يکديگر هستند، دچار سردرگمی می شوند.

هم کودکان خلاق و هم کودکان سرآمد از نظر ميزان واژه ها و عقايد مختلف، غنی و پربار و همچنين دارای قابليت انطباق خوبی هستند. آنان قادرند که مشکلات را مشخص کنند و ابهامات معمول را تحمل کنند. عادات کاری قوی دارند و از هيچ کوششی در جمع آوری اطلاعات کوتاهی نمی کنند. اطلاعاتی که بعدا بتوانند آنها را مورد آزمايش قرار دهند يا آنها را به صورت تازه ای با يکديگر تلفيق کنند.

مسير زندگی آنان ناهموار است. گرايش انان به تک روی غالبا سبب می شود که برچسب "سرکش" به آنان زده شود. پيوند دادن ميان واقعيت های موجود زندگی اجتماعی و محيط آموزشی با دنيای غنی، ممتاز و غالباً پيچيده ذهنی آنان، تنش هايی را در مدرسه و بازی ايجاد می کند.

پيشرفت و پرورش توانايی های کودکان سرآمد و خلاق يکباره ممکن نيست. براساس تحقيقات و ارزيابی های انجام شده در مورد آنان عقب ماندگی در جايی از زندگی آنان ميان سال های نه و ده سالگی وجود دارد. اين امر به اين علت است که فشار ناشی از برابر و مساوی قراردادن اين کودکان با کودکان معمولی و ارائه امکانات آموزشی مساوی با بقيه به گونه ای در مسدود ساختن راه آنان و جلوگيری از انجام بهترين کوشش های ايشان تاثير می گذارد.

غالبا فشارهای روحی اجتماعی بر کودکان سرآمد و خلاق سبب می شود که آنان به نوعی بر استعدادهای خود سرپوش گذارند. ممکن است اين کودکان به جای تمرکز بر امور تحصيلي، به عنوان رهبران فعال و با انرژی در جامعه خود عمل کنند يا اينکه بصورت افرادی غيرقابل انعطاف و سرکش معرفی شوند که رفتار آنان هيچ هدف مفيدی را تعقيب نخواهد کرد. جوانان و کودکان سرآمد، خلاق و با استعداد، کسانی هستند که وقتی به بلوغ می رسند بتوانند در جامعه تغيير ايحاد کنند. علاوه بر اين تيزهوشی، خلاقيت و استعدادهای خاص آنان شايستگی به کارگيری آنها در فعاليت های بيشتر مثل طراحی تفکر و برنامه ريزی های مدرسه نسبت به ساير کودکان نشان می دهد.

غالبا کودکان سرآمد از جهت اجتماعی و بدنی از ساير همکلاسان خود قويتر و نيرومندتر هستند. يافته های معتبری از تحقيقات نشان داده است که کودکان تيزهوش در مهارت های بدنی بالای حد متوسط هستند. در فعاليت های مدرسه ای کودکان سرآمد و خلاق بيشتر در فعاليت های رقابت آميز و قهرمانی شرکت می کنند و در تيم های مدرسه ای غالباً موفقيت های لازم را بدست مي آوردند.

به اين جهت کودکان خجول که در فعاليت های بدنی هم توانايي لازم را ندارند اما احتمالا درس های کلاسی را بخوبی می خوانند، غالبا نمی توانند خود را با نتايج تحقيقات معاصر در مورد کودکان تيزهوش و خلاق وفق دهند. مهمتر از همه تحقيقات نشان داده اند که کودکان خلاق و تيز هوش تحرک و فعاليت را در جريان آموزش بيشتر از ساکت نشستن و گوش دادن ترجيح می دهند.

خلاقیت بعنوان یک مهارت

گرچه همه کودکان بالقوه خلاق هستند اما این توانایی بدون تمرین خاموش می شود. خلاقیت برای شکوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین به سرعت از بین می رود. یک بازیکن خوب دائماً تمرین می کند. بدون تمرین توانایی نوشتن، موسیقی، آواز، رقص، نقاشی و بسیاری دیگر ... ممکن است متوقف شود.

برخی از محققان ویژگی هایی را برای افراد خلاق مطرح می کنند. این ویژگی ها عبارتند از جسارت، کنجکاوی، انعطاف پذیری، استقلال، درونگرایی، ناهمنوایی، شوخ طبعی گرایش به تجربه کردن.

خلاقیت به عنوان شرایط محیطی

منظور از شرایط محیطی، افراد، مکان ها، اشیا، و تجربیات است. کودکان از هیچ قادر به خلق چیزی نیستند. آنها برای ترسیم کردن یا خلق چیزی نیاز به تجربه دارند. بعنوان نمونه، کودکی که فرودگاه یا مرز هوایی را ندیده است به سختی می تواند در بازی ها یا فعالیت دیگرش، فعالیت خلاقانه ای داشته باشد. به همین ترتیب در بیان خلاقیت هرچه زمینه تجربیات فرد یا مکان ها، اشیا و سایر افراد بیشتر باشد عملکرد وی در فعالیت های خلاقانه بیشتر است.

محیط خانه یکی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت محسوب می گردد. اگر در محیط خانه دیدگاه خوش بینانه ای نسبت به این موضوع وجود داشته باشد کودکان بیشتر استعداد های خود را بروز می دهند.

تحقیقات نشان داده است که اگر والدین به کودکانشان احترام بگذارند، نسبت به توانایی فرزندشان اعتماد داشته باشند، به کودکان شان اجازه کشف کردن و تصمیم گیری بدهند، ارزش های خانواده همیشه بر مبنای صداقت، شایستگی، منطق و موفقیت باشد، به پرورش و رشد خلاق کودکان خود کمک کرده اند.

فروغ تن ساز     

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.