کودکان خلاق تربیت کنیم

کودکان خلاق تربیت کنیم

تا به حال به کلمه‌ی خلاقیت فکر کرده‌اید؟ چقدر دوست دارید فرزند خلاقی داشته باشید؟ خلاقیت چیست؟

در ادبیات کلمه‌ی «خلاقیت» به معنی بوجود آوردن پدیده‌ای نو و جدید است، اما در علم روانشناسی کودک؛ خلاقیت یعنی منحصر به فرد بودن و منحصر به فرد عمل کردن. خلاقیت، علاقه داشتن به کارهای هنری یا موسیقی نیست. فرزند شما می‌تواند به گونه‌ای استثنایی خلاق باشد و به هر کاری که حقیقتا مورد علاقه و توجه اوست، بپردازد. خلاقیت تنها انجام کارهای نامتعارف یا بزرگ نیست گاهی درست کردن یک سالاد یا غذای جدید، تعمیر یک دوچرخه، ابداع نوع جدیدی از یک بازی، خلاقیتی بزرگ به شمار می‌رود و این درست همان چاله‌ای است که بسیاری از مادران جوان یا کم تجربه در آن گرفتار می‌شوند.

در محیط خانه و اجتماع برجسته ترین نقش مادر نقش تربیتی است. اهمیت این نقش از آن جا روشن می شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار می گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می آموزد. کودک از دامن مادر یاد می گیرد که چگونه با دیگران رفتار نماید و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگی رفتار مادر با کودک در شکل دهی ساختار شخصیتی او تأثیری چشم گیر دارد. از این رو، کارشناسان مسائل تربیتی بر نقش مادر در تربیت فرزند همواره تأکید داشته و دارند.در واقع می توان گفت نقش مادر در تربیت اخلاقی فرزند بر همگان روشن است و چندان نیازی به تبیین ندارد؛ چرا که مادر الگوی رفتاری و اخلاقی برای فرزند است، هر کار ریز و درشتی که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او تأثیر می گذارد. مادر با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، و می تواند از کودکی ضعیف و ناتوان شخصیت بزرگ علمی و خلاق بسازد و تحویل جامعه دهد. در کنار مادر نقش حمایتی پدر در تربیت کودک حائز اهمیت است و نباید از آن غافل شد.

واقعیت این است که کودکانی که اجازه پیدا می‌کنند از قدرت و توانایی ویژه‌ی خود در هر زمینه‌ای کمک گرفته و از دیدگاه شخصی خود (و نه والدین) زندگی را تجربه کنند و به جنگ مشکلات رفته و برای مسائلشان راه‌حل پیدا کنند، در آینده رفتاری ابتکار آمیز و سازنده خواهند داشت. دقت کنید که مخالف کلمه‌ خلاقیت، کندی یا کم تحرکی نیست، بلکه مخالف کلمه خلاقیت، همنوایی یا به نوعی انعطاف‌پذیری است. والدین زمانی روحیه خلاقیت را در کودکانشان تضعیف می‌کنند که از آن‌ها می‌خواهند آن طور که همه رفتار می‌کنند، رفتار کنند. بدین معنی که چارچوب مشخصی را برایشان تعریف کرده و به آن‌ها توصیه می‌کنیم پا از آن فراتر نگذارند و به جای آن که راه و روش ویژه‌ی خود را دنبال کنند از افراد بزرگتر از خود تقلید کرده و کلیشه‌ای عمل کنند.

اگر کودک شما استثنایی نباشد، بهترین زمان برای پرروش خلاقیت در کودک‌تان از ۵ سالگی به بعد است که باید روش‌های مختلفی را برای پرورش فکر کودک‌تان به کار بگیرید. خیلی از خانواده هستند که فکر می‌کنند برای اینکه کودکی خلاق داشته باشند، باید هزینه‌های زیادی انجام بدهند و به دلیل مشکلات اقتصادی از توجه کافی به خلاقیت کودک خود صرف‌نظر می‌کنند. والدین باید بدانند که نیازی به سرمایه‌گذاری نیست و فقط لازم است کودک‌تان را دنیای اطرافش آشنا کنید. او باید درباره وسایل و اجسام موجود در محیط پیرامون خود اطلاعات کافی داشته باشد. برای پرورش فکر و خلاقیت کودکتان فقط کافی است که اجازه دهید کودک‌تان با رعایت نکات ایمنی با وسایلی که کنجکاوی‌اش را تحریک کرده است، سر و کله بزند. بهتر است وقتی وسیله‌ای را در اخیتار او قرار می‌دهید، روش کار با آن را هم برایش توضیح دهید. کودکان زیر ۵ سال به خاطر شیطنت‌هایی که انجام می‌دهند، نمی‌توانند توجه و تمرکز کافی برای بروز خلاقیت داشته باشند. بهتر است بگوییم که روانشناسان کودک اعتقاد دارند، رشد خلاقیت در بیشتر کودکان از ۵ سالگی به بعد آغاز می‌شود اما در اطراف خود کودکانی را هم دیده‌ایم که از ۲ سالگی کارهای خلاقانه انجام می‌دهند و همیشه نسبت به همسن و سال‌های خود خلاق‌تر بوده‌اند.

 

در اینجا به چند مورد از رفتارهای خلاقانه و غیرخلاقانه والدین اشاره شده است:

کودک سرفه می‌کند
مادر خلاق: یک دستمال درمی‌آورد و به بچه می‌دهد.

مادر غیر خلاق: مگه نگفتم جلو دهنتو بگير، ديدي اون موقع جيغ زدي گلوت اذيت شد.

کودک غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود.
پدر خلاق: به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه بطرف در می‌رود و خوشحال است زيراكه احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد.

پدر غیرخلاق: او را به زور و کشان کشان بیرون می‌برند. بچه نق می‌زند. بچه غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود.
قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند. بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. و مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.

کودک در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند.
مادر خلاق: گوش می‌دهد، اما عکس‌العملی نشان نمی‌دهد.

مادر غیرخلاق به بچه می‌گوید: "اون فقیره. واسه همین بی‌تربیته. تو باهاش بازی نکن!"

کودک بستنی می‌خورد.
مادر خلاق: به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.

مادر غیرخلاق: دور دهانش را پاک می‌کند.

کودک زمین خورده‌است.
مادر خلاق: با لبخند به کودکش نگاه می کند و با زبان بدن به او می فهماند طوری نیست بلند شو و ادامه بده و او با خوشحالی بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد.

مادر غیرخلاق: دو دستی توی سرش خودش می‌زند و جیغ می زند و بچه را بلند می‌کند و می‌تکاند. بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد. بعد مادر بچه را پیش خود می نشاند و به او می گوید از جات تکان نخور.

در مطب دکتر حوصله کودک سر رفته‌ است.
مادر خلاق از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. و بچه مشغول می‌شود.

مادر غیرخلاق: می‌گوید نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، بشین، ول کن، به پدرت می گم، اعصاب همه رو خرد کردی، الان آقای دکتر میاد آمپولت میزنه!!!

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.