وابستگی کودکان به والدین

وابستگی کودکان به والدین

از شایع ترین اختلالات دوران کودکی می توان به موضوع وابستگی شدید کودک به والدین و یا وسایلی مانند عروسک، اسبا بازی و یا پرستار، مربی و یا معلم اشاره کرد. این وابستگی در زمانی که کودک باید به مدرسه یا مهد برود خود را نشان می دهد. اضطراب جدایی از والدین سلامتی کودکان را مورد تهدید قرار می دهد. اضطراب جدایی، نشانه ای از آگاهی کودک از جدا شدن والد (مادر/ پدر)، مراقب یا پرستار است که کودک در هنگام جدایی احساس ناراحتی و ترس می کند.  کودکان زیادی هستند که در دوره ای از زندگی به والدین خود وابستگی پیدا می کنند. این وابستگی اگر به شکل افراطی نبوده و تعادل خود را از دست ندهد، گاهی بسیار خوب و بجا هم هست اما کودکان و نوجوانانی که بیش ازحد تعادل، به والدین خود وابسته هستند ممکن است در آینده با مشکلات گسترده روبه رو می شوند.

 

آیا اضطراب جدایی در کودکانی که وارد مهد یا دبستان می شوند، طبیعی است؟

اضطراب جدایی در دبستان یا مهد تا حدی طبیعی است مانند التماس کردن، گریه سر دادن و… . سیر نرمال این است که هر روز این علائم کمتر شود و کودک به محیط و افراد جدید اعتماد و عادت کند و از خود رغبت نشان دهد اما اگر با گذشت زمان این علائم از بین نرود و ادامه داشته باشد شکل اختلال و غیرنرمال به خود می گیرد. البته لازم است که والدین به این امر آگاهی داشته باشند که ترس از رفتن به مدرسه همیشه به معنای اختلال اضطراب جدایی نیست بلکه ممکن است کودک از اختلال ترس یا افسردگی رنج ببرد و از آنجا که خصوصیات و ویژگی های این اختلال ها با یکدیگر همپوشانی دارد برای تشخیص، والد باید حتما به روانشناس مراجعه کند.

 

علل اصلی اختلال اضطراب جدایی در کودکان چیست؟

عوامل متعددی در ایجاد این وابستگی نقش دارند. عواملی همچون بیولوژیک و ژنتیک کودک که به فعالیت دستگاه عصبی کودک مرتبط می شود، علل دیگر را می توان در نوع خانواده و رفتار آن ها جست وجو کرد. مانند خانواده های تک والدی، خانواده هایی که الگوهای ارتباطی بسیار نزدیک و درهم تنیده ای دارند و نسبت به هم شدیدا وابسته اند، خانواده هایی که محیط زندگی شان مملو از استرس است و والدین دایما در حال تنش هستند یا خانواده هایی که یکی از افراد نزدیک شان را مانند یکی از فرزندان، پدربزرگ یا مادربزرگ از دست داده اند. والدینی که دائما در حال انجام وظایف و کارهای شخصی کودک به بهانه کمک به او و دلسوزی هستند، نخستین کسانی هستند که در این مسیر به ضرر کودک شان عمل می کنند. ترس از اشتباه بچه ها و آسیب دیدن آنها و محبت و دلسوزی افراطی و... سبب می شود که والدین گاه به جای فرزندشان تصمیم هم بگیرند.

نقطه مقابل این والدین، پدر و مادرانی هستند که به روش زورگویی و استبداد، بچه ها را تربیت می کنند. کودکان تربیت یافته در چنین محیط های مستبدی اغلب دچار شخصیتی ضعیف بوده و مطیع و فرمانبردار دیگران هستند یا در مواردی دیگر خود نیز دچار همان نوع استبداد شده و به اطرافیان خود زور می گویند و یا ممکن است به دیگرانی بیرون از خانواده وابسته شوند مثل معلم ها و مدیرها و... .
در خانواده های تک فرزند نیز نوعی وابستگی دوطرفه و افراط گونه بین والدین و فرزند به وجود می آید که تمامی توجهات و حساسیت ها روی تک فرزند است. این کودکان نیز اغلب حامل اختلال های رفتاری ناشی از وابستگی هستند.

علل دیگر مربوط به ویژگی های شخصیتی کودک می شود. مثلا کودکان درونگرا یا خجالتی که مستعد این اختلال هستند. با توجه به عللی که برشمردید، به نظر می آید که نقش والدین و خانواده از سایر عوامل دیگر پررنگ تر است. می توان گفت که رفتار والدین به مساله اضطراب جدایی بیشتر دامن می زند، جدا از موارد برشمرده مربوط به خانواده، برخی از والدها باعث می شوند که کودک شان به آنها بسیار وابسته شود یا اینکه به آن ها اجازه استقلال نمی دهند. بالطبع کودک وقتی بزرگ شود والدین بنا به هر دلیلی حتی در مدت زمان کوتاهی مانند ۳۰ دقیقه بخواهند از فرزندشان جدا شوند کودک دچار اضطراب می شود.

 اضطراب عامل اصلی این وابستگی هاست. در واقع زیر نقاب شخصیت وابسته، اضطراب بالایی وجود دارد. به همین علت فرد وابسته می خواهد برای پنهان کردن یا کنترل این اضطراب به فرد دیگری متکی باشد تا در پناه این اتکا در تصمیم گیری و دیگر نیازهای عاطفی و اجتماعی، اضطراب خود را کنترل کند. فرد وابسته نمی تواند به تنهایی پروژه های شخصی اش را شروع کند چون اضطراب باعث می شود اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. بنابراین او مدام خودش را مورد قضاوت قرار می دهد یا از آن ترس دارد که دیگران درباره او چه قضاوتی می کنند. این ترس باعث می شود برای شروع هر کاری به دیگری متکی باشد.

 

بازی درمانی چه نقشی در درمان اختلال اضطراب جدایی دارد؟

روان درمانی کودک شامل یکسری از آیتم ها مانند بازی درمانی، هنر درمانی و موسیقی درمانی است که مشاور از طریق این موارد به عللی که منجر به این اختلال شده است پی می برد. کودک در بازی های خود خشم و اضطرابش را نشان می دهد و مشاور به شدت از اضطراب و هیجاناتش آگاه می شود و آسان تر به درمان کودک می پردازد حتی اگر لازم باشد در بازی درمانی، والد هم وارد بازی می شود. بازی هایی همچون قایم باشک برای جدایی مقطعی از کودک می تواند موثر باشد چرا که کودک در این بازی می آموزد که بعد از مدتی تنهایی، والدینش باز می گردند و با او خواهند بود.

در هنردرمانی نیز مشاور و روانشناس به وسیله نقاشی، خطوط به کار رفته شده و رنگ های استفاده شده می تواند به هیجانات کودک بدون هیچ گونه سانسور و مداخله ای پی ببرد و با آگاهی از آنچه که در درون کودک می گذرد، به وی کمک می کند تا زودتر این اختلال درمان شود. همچنین می توانید برای اینکه بهتر با احساسات منفی کودک که در مورد عدم حضور شما دارد آشنا شوید، از او بخواهید که یک نقاشی از آنچه هنگام جدایی از شما حس می کند، بکشد و بعد آن را برایتان توضیح دهد. در این روش او احساسش را با شما شریک خواهد شد. پس شما نیز در این تجربه به او یادآور شوید که احساسش را درک می کنید. مسئولیت های ریز و کوچک به او بسپارید و در ازای انجام هرکدام از آنها او را تشویق کنید و نشان دهید که چقدر خوشحالید که او از پس کارهای خود برمی آید. هرگز او را به دلیل اضطراب و عدم توانایی ارتباط مؤثر با دیگران سرزنش و شماتت نکنید. در عین حال حواستان باشد که کودکتان را با دیگر بچه ها مقایسه نکنید.

 

منبع

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.