آموزش مسائل جنسی به کودکان

آموزش مسائل جنسی به کودکان

مدرسه باید محیطی امن برای کودکان و دانش‌آموزان باشد، و مسئولیت تضمین امنیت کودکان و دانش‌آموزان در مدارس برعهده‌ی بزرگ‌سالان، از جمله مسئولان، آموزگاران، مدیران، ناظم‌ها و والدین است. گاهی اخباری از بدرفتاری جنسی در مدارس با دانش‌آموزان منتشر می‌شود. اما بسیاری موارد بدرفتاری جنسی با کودکان در مدارس هرگز گزارش نمی‌شوند. اگرچه تعداد معلمان، آموزگاران یا مسئولان مدارسی که با دانش‌آموزان بدرفتاری کنند، به نسبت کل تعدادشان بسیار کم است، اما به ویژه در شرایطی که مداخلات و برنامه‌های پیش‌گیری از بدرفتاری با کودکان وجود نداشته باشد، تعداد دانش‌آموزانی که در مدارس یا توسط آموزگاران با آنان بدرفتاری جنسی می‌شود زیاد است.

گاهی فردی که با کودک یا کودکانی بدرفتاری جنسی داشته مرد است و گاهی زن. این اخبار ممکن است مربوط به بدرفتاری معلم، مربی، ناظم یا مدیر با کودکان باشد. مجرم اصلی فرد بزرگ‌سالی است که بدرفتاری جنسی را انجام داده است، اما سایر بزرگ‌سالانی که در این‌ محیط‌ها حضور دارند و ناظر و تماشاچی هستند هم در ایجاد یک‌ محیط آموزشی ناامن سهم و نقش دارند. اگر آموزگاران بدانند که چه طور موارد مشکوک به بدرفتاری جنسی با کودکان را تشخیص بدهند و اقدامات لازم را درباره‌ی آن انجام بدهند، و اگر مدیران برای ایجاد محیطی با سطح انتظارات بالا درباره‌ی رفتار افراد تلاش کنند، قادر خواهند بود از بخش زیادی از موارد بدرفتاری جنسی در مدارس جلوگیری کنند.

اغلب معلمان، والدین، و‌ دانش‌آموزان علائم هشداردهنده‌ و الگوهای بدرفتاری جنسی توسط آموزگاران را نمی‌شناسند. اگر معلمان، والدین و دانش‌آموزان این علائم را بشناسند، بیش‌تر احتمال دارد که چنین مواردی را گزارش کنند و از آسیب دیدن کودکان جلوگیری کنند.

چه آموزش هایی و در چه سنی؟

کودکان باید در این زمینه آموزش ببینند و موقعیت‌های پرخطر را تشخیص بدهند، از قرار گرفتن در آن‌موقعیت‌ها اجتناب کنند و مهارت پیدا کنند تا در صورتی که با آنان بدرفتاری شد درباره‌ی آن صحبت کنند.
اما این بزرگ‌سالان هستند، و‌ نه کودکان، که مسئولیت دارند تضمین کنند مدارس محیط‌هایی امن برای تمام دانش‌آموزان باشند.
وقتی با معلمان مدارسی صحبت می‌کنیم که در آن مدرسه فردی به دلیل بدرفتاری جنسی با دانش‌آموزان شناسایی و دست‌گیر شده، بسیاری اوقات می‌شنویم که آنان هم به وجود اتفاقات یا رفتارهایی مشکوک بوده‌اند، اما هیچ گاه نخواسته‌‌اند درباره‌ی آن‌ حرف بزنند یا آن را گزارش کنند، چون فکر می‌کردند درباره‌ی این فکرشان اطمینان ندارند.
یکی از دلایل شایعی که برای گزارش نکردن رفتارهای مشکوک مطرح می‌شود این است که، «اگر چنین موردی را گزارش کنم و اشتباه کرده باشم، با این‌ کارم زندگی یک معلم دیگر را ویران می‌کنم.»
اما هیچ وقت نمی‌شنویم که کسی بگوید، «اگر چنین‌ موردی را گزارش نکنم و این فرد در واقع با کودکی بدرفتاری جنسی کند، زندگی یک ‌دانش‌آموز را ویران کرده‌ام.»

در هر سنی، کودکان باید اطلاعات جنسی خاصی را درباره ی جنسیت بدانند.

کودکان تا 5 سالگی باید نام صحیح اعضای بدن را بدانند. درک درستی از اینکه نوزادان از کجا می آیند داشته باشند و مفهوم فضای خصوصی را بدانند و نسبت به هویت جنسی خود احساس مثبتی داشته باشند. در سنین بین 6 تا 9 سالگی از تولیدمثل حیوانات و گیاهان به عنوان چرخه حیات درک درستی داشته باشند، از تفاوت بین دو جنس آگاه باشند و از لغات درستی برای نام گذاری نواحی جنسی استفاده کنند. از 9 تا 13 سالگی جنسیت را به عنوان بخش طبیعی زندگی درک کرده باشند، با تغییرات جنسی دوران بلوغ آشنا شده باشند، درک درستی از روند تولید مثل داشته باشند و از موارد سوءاستفاده جنسی آگاه باشند.

چند نکته مهم در مورد تربیت جنسی کودکان:

وظیفه ما والدین است که با فرزندانمان صحبت کنیم و حریم ‌ها، نحوه مراقبت از خود و نوع ارتباط با اطرافیان را به آن‌ها بیاموزیم.
منتظر نباشید کسی از راه برسد و این کار را بکند. یاد بگیرید و خودتان آموزش دهید.

به کودک بگوئید که کسی حق ندارد بدن تو را لمس کند و اگر کسی خواست این کار را بکند:
نه بگو
جیغ بزن
فرار کن
بیا به من بگو

هر جا هستید، چند لحظه یکبار به فرزندتان سر بزنید؛ در مهمانی، موقع خرید، وقتی مهمان دارید، در رستوران و....
مراقب لباس‌هایی که به کودک می‌پوشانید باشید. بیماران جنسی در جامعه رها هستند. آزار جنسی در دختران و پسران هر دو گزارش شده است و نباید گمان کنید که فقط دختران در معرض آزار و اذیت جنسی هستند.

والدین بعد از آزار جنسی چه رفتاری با فرزندشان باید انجام دهند.

ممكن است کودکان مورد آزار جنسی قرار بگيرند. اگر كودكی مورد آزار قرار گرفت مهمترين كار حمايت كامل از او است. مطلقاً در مورد او اعمال خشونت نكنيد. بچه ها را نبايد به خاطر سوء استفاده ی جنسی مجازات های شديد كرد و مطلقاً نبايد ترس و وحشت ايجاد كرد حتی بايد چند برابر بيشتر از او حمايت كرد تا به امنيت برسد. کودکانی كه آزار جنسی ديده اند و دچار خشونت والدين می شوند، در آينده خود طعمه هايی برای آزارهای مجدد و حتی خود عاملی برای آزار دیگران هستند.

اگر كودكی مورد آزار جنسی قرار گرفت بدون خشونت بايد از او حمايت کرد تا از نظر جسمی و روانی ترميم شود این کار می تواند با مشورت و نظارت روانپزشك انجام شود تا دستورالعمل داشته باشيم و آثار سوء در طول زمان ترميم شود. در اين مواقع والدین باید حمایت تمام و کمال از فرزند خود داشته باشند تا اعتماد كودك به والدين حفظ و حتی تشديد شود.

بايد حواسمان به فرزندمان باشد و مراقبت آگاهانه از آن ها داشته باشيم. بچه ها را به حال خود رها نكنيم. در مهمانی يا پارك و هر جای ديگر. بايد هر لحظه بدانيم كودك ما كجاست؟ چه اتفاقی دارد می افتد؟ حتی اگر چند كودك در اتاق با هم باشند بايد مراقبت آگاهانه داشته باشيم. نه مراقبت پليسی و كارآگاه بازی، ‌اين گونه مراقبت منجر به عدم اعتماد کودک می شود.

 

سامان توکلی_روان‌پزشک

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.