لطفا نفس عمیق بکشید (قسمت اول)

لطفا نفس عمیق بکشید (قسمت اول)

خشم یا عصبانیت وضعیتی روانی‌است که درگسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید می‌گنجد. معلول‌های فیزیکی خشم شامل، تندشدن ضربان قلب، افزایش فشار خون و میزان آدرنالین در خون است. از دید عده‌ای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکی‌اش از درد است. هنگامی که شخص خودآگاهانه تصمیم به اقدام می‌گیرد تا بلافاصله رفتار تهدیدکنندهٔ نیروی بیرونی دیگری را متوقف کند، خشم احساس غالب (رفتاری، ذهنی و کالبدشناختی) در وی می‌شود. خشم را یکی از حالات طبیعی انسان‌ها می‌دانند که در واقع راهی است برای نجات دادن یا حفظ کردن فرد از یک نگرانی یا خطری که در حال وقوع است. نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنش‌های کالبدشناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام می‌توان یافت. مثلاً جانوران و انسان‌ها صدایشان را بالا می‌برند، می‌کوشند که بزرگ‌تر جلوه کنند، دندان‌هایشان را برهم می‌سایند و خیره می‌شوند. خشمْ الگویی رفتاری‌است که برای مواجهه با تعرض‌کنندگان بروز داده می‌شود تا از رفتار تهدیدکننده‌شان دست کشند.

 
وقتی خشمگین می شوید
 
ایجاد خشم، وضعیت بدن شما را تغییر می دهد. شما نیاز پیدا می کنید تا از اطرافیان فاصله بگیرید و به طور کلی فضا ناآرام و خشن می شود. حال اگر این خشم به طور نامناسب بروز یابد، رابطه شما و اطرافیان تان خصوصاً اعضای خانواده و از همه مهمتر رابطه شما با شریک زندگی تان را به شدت مختل می کند. اما از طرف دیگر مهار کردن خشم به شما این فرصت را می دهد که این هیجان را تحت سیطره خود در آورید و تغییرات سازنده ای ایجاد می کند. وقتی خشم شما مهار شود، روابط تان رضایت بخش تر، زندگی تان سالم تر و لذت تان از روابط و زندگی بیشتر می گردد. در ابراز خشم، هر کس براساس نوع شخصیت و تربیتی که دارد، روشی را اتخاذ می کند. برخی از روش تخلیه هیجانی(مانند فحاشی، کتک زدن، داد زدن و ...) و برخی از روش جابجایی (مثلاً خشم خود را بر کسی یا چیزی خالی نکنید که برایش خطری ندارد) استفاده می کنند.

 

تفاوت خشم و عصبانیت

خشم یک احساس و هیجان یعنی است در حالیکه عصبانیت، رفتار و اعمال ما است که البته گفتار را نیز در برمی‌ گیرد. بنابراین پرسشی در اینجا می‌ تواند مطرح باشد که چرا انسان خشمگین می‌ شود؟! پاسخ ساده مطلب این است که انسان موجودی است که از درد و رنج می‌ گریزد و از مرگ و نابودی هراسان است. بنابراین هر عاملی که برای او درد و رنجی را بیاورد و یا او را در معرض خطر مرگ و نابودی قرار دهد با ناراحتی و به گونه‌ ای با او برخورد می‌ کند. به همین جهت است که آن زمانی که اتفاقی می‌ افتد که مخالف آرزوهای ما، خواسته‌ های ما و احتیاجات ما و یا حق ما است احتمالا ما خشمگین و شاید عصبانی شویم. زیرا انسان موجودی است که این درد و رنج را در حال و یا در آینده احساس می‌ کند و یا خطر مرگ و نابودی را برای خودش تصور می‌ کند. پس انسان یک موجودی است که به این دلایل و البته علل و عوامل دیگر خشمگین می‌ شود. در نتیجه می‌ توان گفت که خشم، عادی، طبیعی و عمومی است اما با وجود عادی و عمومی و طبیعی بودن آن معنایش این نیست که خوب است. فرض کنید که شما در اتومبیل قرار می‌ گیرید و کمربند خود را نمی‌ بندید و صدایی به شما این پیام را می‌ دهد که کمربند خود را نبسته‌ اید. چنین مرحله‌ ای را از خشم اتومبیل برای نبستن کمربند می‌ توان فهمید. اما اگر قرار باشد که کمربند به دور گردن شما بسته شود و شما را خفه کند احتمالا در چنین شرایطی دیگر سخن از خوبی یک چنین وسیله‌ ای نمی‌ توان گفت. پس خشم به عنوان علامت و نشانه و هشدار و اخطار اگر به درستی مورد استفاده قرار بگیرد مفید و خوب می باشد. در غیر اینصورت بد و منفی است و ما باید برای آن کاری کنیم.

 

 

عصبانیت یا رفتار عصبانی به نوعی انتخاب است و فرد درباره آن تصمیم می‌ گیرد بنابراین شاید بتوان گفت که انسان موجودی است که خشمگین می‌ شود ولی انسان موجودی است که خودش را عصبانی می‌ کند و به همین جهت است که تقریبا در همه موارد و حتما در بیشتر موارد ما توان آن‌ را داریم که خشم خود را به عصبانیت تبدیل نکنیم و عصبانی نشویم. به همین جهت است که من که به خاطر رفتار فرزندم عصبانی می‌ شوم اگر جمعی از مهمانان باشند که عصبانیت را درست ندانند من عصبانی نخواهم شد.

پس عصبانیت یک انتخاب و تصمیم است در حالیکه خشمی که من پیدا می‌ کنم در تمام این موارد، صرف نظر از حضور مهمانان و یا پلیس و یا تنهایی، برای من اتفاق می‌ افتد.

بنابراین خشم ،حالتی است که بر ما به دلایلی وارد می‌ شود و مستولی می‌ شود، حالی است که ما پیدا می‌ کنیم در حالیکه عصبانیت، رفتاری است که آن را انجام می‌ دهیم و امروز می‌ دانیم که برای بسیاری از مردم عاقل و دانا، احتمالا از مسیر و مراحلی می‌ گذرد که اختیار آن‌ را پیدا می‌ کنند تا آنجا که شاید بتوان گفت مثلا هیچ پدر و یا مادری حق ندارند با فرزندان خودشان عصبانی شوند. خشمگین می‌ شوند اما حق ندارند عصبانی شوند زیرا هیچ فایده‌ ای بر آن متصور نیست و به خود و به فرزندان و روابطشان آسیب می‌ زنند.

منبع

برچسب ها: خشمعصبانیت
دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.