تاثیر آلودگی هوا بر سلامت روان (قسمت اول)

تاثیر آلودگی هوا بر سلامت روان (قسمت اول)

🔵 آلودگی هوا چه تأثیری بر مغز و مواد شیمیایی آن می‌گذارد؟

تا کنون پژوهش‌های بسیاری در ارتباط با اثر آلاینده‌های موجود در هوا بر سلامت انسان انجام شده است. با این حال، پرسش‌های بی‌جواب بی‌شماری کماکان باقی است و دانسته‌های موجود را باید با در نظر داشتن محدودیت‌های روش‌شناختی به کار گرفت. بنابراین باید در ارائه اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کرد و از تعمیم غیرعلمی آنها پرهیز نمود.

اثر آلودگی هوا بیشتر بر سیستم‌های قلبی عروقی و ریوی مطالعه شده و اثر آن بر مغز کمتر مورد توجه پژوهشگران بوده است. البته تا همین‌جا می‌دانیم که آلاینده‌های هوا از طرق مختلف قادرند به سیستم عصبی مرکزی راه یابند یا به گونه‌ای عامل اثر بر آن شوند. یک راه ورود، از طریق سیستم تنفسی است. آلاینده‌ها پس از ورود به ریه‌ها قادرند از مانعی طبیعی که به اصطلاح «سد خونی مغزی» نام دارد بگذرند و به مغز برسند. این سد که وظیفه‌ای ذاتی در جهت ممانعت از ورود مواد آسیب‌زا به مغز دارد، در مواجهه مستمر با مواد آلاینده هوا دچار ضعف کارکرد می‌شود و ورود آنها به مغز با مقاومت کمتری مواجه خواهد شد.

آلاینده‌های هوا به شکل غیرمستقیم نیز با ایجاد التهاب در سیستم تنفسی، سلول‌های این سیستم را وادار به آزادسازی موادی به نام «سایتوکاین» می‌کنند و این مواد پس از عبور از سد نام‌برده، به مغز وارد می‌شوند. سایتوکاین‌ها نوعی پروتئین هستند که به عنوان عامل انتقال پیام میان سلول‌های عصبی عمل می‌کنند و با توجه به انواع بسیار زیاد و گیرنده‌های متنوعی که دارند طیف گسترده‌ای از اثرات، از رشد گرفته تا مرگ سلولی، را باعث می‌شوند.
از سویی، آلاینده‌های هوا می‌توانند از مسیر بینی به اهدافی چون پیاز بویایی مغز دست یابند. هریک از مسیرهای یاد شده در نهایت آلاینده‌ها یا اثر آنها (مانندسایتوکاین‌ها) را به سلول‌های بافت سفید مغز می‌رساند. آلاینده‌ها این سلول‌ها را نیز وادار به تولید و ترشح مواد التهابی و سایتوکاین‌ها می‌کنند. مواد اخیر نیز منجر به واکنش‌هایی در سلول‌های عصبی مغز می‌شوند؛ مانند التهاب سلول‌ها، افزایش تولید رادیکال‌های آزاد و تجمع پروتئین‌ها که همگی فرآیندهایی مضر هستند. این فرآیندها در آخر به مرگ سلول‌های مغزی می‌انجامند.

 

 🔵 تأثیر آلودگی هوا بر سلامت روان

اثر آلودگی هوا بر افسردگی در برخی کشورها ارزیابی شده و نتایج متناقضی داشته است. هرچند در مطالعات موردی اغلب نشان داده شده که وجود خلق افسرده در ارتباط با آلودگی هواست، در بررسی همه‌گیرشناسی، نتایج کشورها یک‌دست نبوده است. به طور مثال، در یک مطالعه بزرگ روی یک جمعیت هفتاد هزار نفره، در هلند ارتباط خلق افسرده مردم با آلودگی هوا نشان داده شد، در حالی که این ارتباط در نروژ وجود نداشت. در واقع عوامل مختلفی در بروز افسردگی به دلیل حضور در مناطق آلوده دخیل است و شروطی از قبیل غلظت بالای آلاینده‌ها و احتمالاً مدت طولانی مواجهه با هوای آلوده اهمیت زیادی دارد. لازم به ذکر است که در این پژوهش‌ها بیشتر بر علامت «افسردگی» تکیه بوده و نه «اختلال یا بیماری افسردگی».

بنابراین آنچه در این مورد تا کنون می‌دانیم عمدتاً ارتباط آلودگی هوا با کاهش سطح سلامت روان است و نه الزاماً علیت آن در افزایش شیوع بیماری‌های روانی. هرچند بر پایه یک استنتاج منطقی می‌توان نتیجه گرفت که اثر آلودگی هوا در کاستن از سطح سلامت روان افراد جامعه و افزودن بر تنش‌ها و نارضایتی‌های آنان می‌تواند به افزایش شیوع بیماری‌های مذکور بینجامد و از سوی دیگر، ممکن است به تشدید علائم یا عود اختلال روانپزشکی در افرادی که از پیش به آن مبتلا بوده‌اند منجر گردد. به هر حال، دست‌کم در یک مطالعه در کره جنوبی، آلودگی هوا به عنوان یک عامل خطر بروز اختلال افسردگی منجر به مراجعه به اورژانس، در افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی، دیابت و آسم شناسایی شده است. البته هرگونه نتیجه‌گیری از این دست نیاز به پژوهش‌های بیشتری دارد.

امیر شعبانی

ادامه مطلب...

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.